79 درصد مردمی که صداوسیما را نگاه می کنند
و توی صدا وسیما دیروز امروز فردا را نگاه می کنند
و حاضر می شوند به برنامه پیامک بزنند
می گویند باید سوال از احمدی نژاد در جلسه علنی انجام شود.

نتیجه این نظرسنجی بسیار جالب است و بیشتر از آن تصمیم اعلام این نتیجه است. گویا فشارهای داخلی و خارجی باعث شده توازن قوا تغییر کند و تصمیم گیر حقیقی صداوسیما هم برخلاف فریاد هیس هیس علنیش به یک جور بازی باز تن داده است.

این بازی باز اگر تلاش برای گرم کردن انتخابات آینده باشد

یا سنجش میزان نارضایتی مردم از مشکلات اقتصادی و فردی که مقصر می شناسند

یا شروع تضعیف احمدی نژاد در عرصه عمومی و با فشار افکار عمومی،

خجسته است. آقای خامنه ای از بعد از انتخابات 88 به شدت از بازی باز پرهیز کرده است. همانطور که به برخی از حامیان ایشان گفته ام اگر بخواهم اختلافاتم با ایشان و خطاهای راهبردیشان را نادیده بگیرم و برای تداوم قدرت به ایشان مشاوره بدهم، تنها راه مهار احمدی نژاد برای ایشان بازی باز است. تقریبا در هر بازی دور از چشم افکار عمومی احمدی نژاد برنده بوده است. وضع ارز و تقسیم بودجه امسال، برکناری لاریجانی از دبیری شورای امنیت، قضیه ابراختلاس و پرونده بیمه، قضیه مرتضوی. شاید تنها مثال نقض انتخابات مجلس نهم و حذف کاندیداهای دولت بوده است. برعکس جاهایی که تقابل احمدی نژاد با رهبری علنی شده است او عقب نشسته است مانند قضیه وزارت اطلاعات و معاون اولی مشایی.

البته بازی باز ریسک هایی هم دارد که اولینش ترس از هویدا شدن حمایت بیش از حد رهبری و نهادهای منصوبش از احمدی نژاد است. ریسک دیگر این است که وقتی می خواهی به رسانه ها و مجلس اجازه انتقاد جدی تر از دولت را بدهی ممکن است باعث شود نیروهای منتقد و حامیانشان خودشان را پیدا کنند و با روحیه گرفتن از جو عمومی انتقاد از دولت که آنها از پیشکوتانش بوده اند باعث دردسر شوند.

اما نکته این است که راه حل دیگری وجود ندارد. اگر به مجلس و رسانه ها اجازه نقد دولت داده نشود بار برخورد با احمدی نژاد به دوش خود رهبر خواهد افتاد و این به امتیاز گرفتن بیشتر احمدی نژاد منجر می شود. اگر اوضاع را برای ملموس شدن اغراق آمیز کنیم، رای عدم کفایت سیاسی به رییس جمهور توسط مجلس در برابر عزل او توسط حکم رهبر یا بی اختیار کردنش توسط نوعی حکم حکومتی قرار خواهد گرفت. مشخص است که دومی بسیار بیشتر غیرقابل دفاع خواهد بود.

آقای خامنه ای با دو چالش داخلی (معترضین سیاسی و احمدی نژاد) و یک چالش خارجی (قضیه هسته ای و تحریم ها) مواجه است. اینها هریک تصمیم گیری درباره دیگری را سخت می کند. اما تعویق تصمیم گیری فقط پیچیدگی را بیشتر می کند. نارضایتی اقتصادی مردم و قشرهای پایین هر روز بیشتر می شود، انتخابات نزدیک می شود که این باعث می شود هم احمدی نژاد رادیکال تر شود و هم اصولگرایان در سودای صندلی ریاست جمهوری نافرمان تر. معامله با طرف خارجی هم راه ایمنی نیست چون او با علم به مشکلات داخلی معامله را ترکمنچاییزه می کند و حتی اگر به چنان شرایطی تن داده شود باز همان سوالهایی در مورد راهبرد غلط آقای خامنهای شکل می گیرد که پرهیز از آنها باعث تحمل احمدی نژاد شده است.

از موضوع دور نشوم. اصل حرف استقبال از شروع احتمالی باز کردن فضا و بازی دادن افکار عمومی بود. علت خوشحالی من این است که شاید این بازی باز به تحولی منجر شود که در آن مردم از قدرت امتیاز بگیرند و این به نقش درست مردم و نخبگان سیاسی منتقد وضع موجود بستگی دارد. اگر قرار به خارجی امتیاز بدهیم یا به گروهی که ما را در برابر خارجی دست به عصا می کند چه بهتر که به مردم خودمان امتیاز بدهیم. امام خمینی وقتی دید تغییر جهت ناگزیر است تصمیم خود را تغییر داد و با وجودی که می توانست آن را به گردن دیگری بیندازد یا در مورد حرفهای گذشته اش با نیروی تبلیغات حکومتی خود را به فراموشی بزند چنین نکرد. از آبروی خود گفت و نوشیدن جام زهر. او خود را در برابر مردم خود کوچک کرد و تاریخ نشان می دهد که هم فتح آمد و هم خیلی از مردم پذیرفتند.

امام را دوست دارم و اگر هیچ نباشد او را به خاطر پیام قطع نامه اش بزرگ می شمارم. وقتی نقاط مبهمی مانند تابستان 67 که رسیدن به تصویر کامل آن به علت سکوت یک طرف ماجرا ناممکن است آزارم می دهد پیام قطع نامه است که باعث می شود هنوز امیدوار باشم که شاید آن مرد بزرگ روزی از پشت ابهام ها روسفید بیرون بیاید.

Advertisements

حدود یک سال قبل سوال از رییس جمهور مطرح شده بود. بعضی ها بارها در مسیر آن سنگ انداختند. چندی به مراسم وصول سوال گذشت. چندی به مراسم پس گرفتاندن امضاها. چندی به ارسال سوال به کمیسیونها و …

این آخری  ها هم 7 نماینده معروف مجلس دعوت کردند که به جای سوال با رییس جمهور گفتگو کنیم.

احمدی نژاد به مجلس آمد. سوال را با سوال جواب داد. آسمان را به ریسمان بافت. مجل را ریشخند کرد و رفت.

این وسط جماعت افتاده اند که دیدید؟ دیدید ما می گفتیم با سوال نمی شود کاری کرد؟ دیدید احمدی نژاد با ادبیاتش به مجلس توهین کرد؟

بله دیدیم. اما شما  عالیجنابان چرا باعث شدید همین سوال ساده بدون اهرم اجرایی یک سال معطل شود و با اینکار بی جهت بزرگش کردید.

بعضی ها هم جوگیر شدند که رییس جمهور را استیضاح می کنیم.  آقایان به نظرم بهتر است فیلم جلسه استیضاح وزیر اقتصاد پس از ابراختلاس را یک بار دیگر نگاه کنید تا به قدرت واقعی مجلس پی ببرید.

باور کنید در سیاست ساکت ماندن بهتر از ادعای بی عمل است. سیاستمداران هم دخترکان ناتوان نیستند که با تکه پرانی هر کسی به هم بریزند و دشنامهایشان ترجمه ناتوانیشان باشد.  در سیاست قوی رفتار کردن باعث قدرت می شود. مثلا سری تکان دادن که سطح منطق و ادبیات فلانی همین است.

ملوس …

مه 16, 2011

عجب مصاحبه ای!

مثبت اندیش، اهل تضارب آرا، کاری، دور از حاشیه، شارح ولایت فقیه …

تعریف از مجلس، سکوت در برابر نامردی ها

حتی ”نسبت پدر و فرزندی” را به ”علاقه شخصی” آن هم در کنار ”رابطه اعتقادی” تبدیل کرده است.

می‌شود در آن صفحه آخر که قبلاً تغییر نام خانوادگی توضیح داده شده نام کوچک را هم به «ملوس» تغییر داد.

به بغل دستی ام می‌گویم می‌بینی طرف چقدر مثبت شده؟ می‌گوید ترسیده سه نقطه اش را ببرند.

ای بابا!

پ.ن: ما بدخواه بازگشت افراد ”به آغوش اسلام” نیستیم مشکل اینجاست که طرف چنان سریع تغییر موضع می‌دهد که باورپذیریش سخت می شود.

دروغ و 25 بهمن

فوریه 16, 2011

25 بهمن رفتم بیرون. سبز نیستم ولی می خواستم دروغ تبلیغاتی حکومت و رسانه های حکومتی در مورد اینکه مشکل حل شد و با 9 دی جنازه فتنه تشییع شد افشا شود.

مجوز هم لازم نداشت مگر راه رفتن در پیاده رو مجوز می خواهد. از فردوسی تا یادگار امام را پیاده روی کردیم. هر جا تعداد زیاد می شد گارد ضدشورش و یا لباس شخصی و بسیج حمله می کردند. مردم را کتک می زدند و اینجا بود که شعار داده می شد. دقت کنید برخورد به خاطر شعار نبود شعار به خاطر برخورد بود. گاز اشک آور هم به مقدار زیاد.

گله به گله مامور و لباس شخصی و بسیجی دیده می شدند. تقریبا هر 50-100 متر. سر هر خیابان مهمی نمی گذاشتند کسی از چهارراه رد شود و جمعیت را به جنوب یا شمال منحرف می کردند. راستی گفتم بسیجی و یاد لباس های جدیدشان افتادم. لباس هایی مدل لباس های کویری نیروهای آمریکایی. یاد سرلشکرهایی که لباس بسیجی می پوشیدند به خیر امروز انقلاب پیشرفت کرده و به بسیجی پشت لب سبزنشده لباس گروه ضربت می پوشانند. بسیجی های خیابان رودکی و فرصت خیلی وحشی و بی ادب بودند و بسیجی های سر یادگار ملایم تر.

سیاست دستگیری یا سد کردن نبود بلکه ترساندن، تحقیر کردن و پراکنده کردن بود. با فحش با کتک با گاز اشک آور با فیلمبرداری. برادری بسیجی به یکی از خانمها فحش ناموسی می دهد. ج..ه! من نگاهم به آن بسیجی مسن تر و ملایم تری است که موافق فحش نیست ولی به برادرش نمی گوید که این یک کلمه حرف 80 ضربه شلاق دارد. سخت می گیرم که این حرفها برای کروبی است بسیجی افسر جنگ نرم که این حرفها را ندارد.

یکجا مردم زیاد می شوند یک لباس شخصی با 2 متر قد و وزن بالای 120 با یک وسیله تسمه مانند که صدای خاصی می دهد به جمعیت هجوم می برد. از بی رحمی اش یاد تعزیه می افتم.

دروغ شکست فتنه و رضایت مردم نباید فاش می شد. دروغ را افراد مقدسی گفته بودند که با امام زمان ع هم درد دل می کنند و باید به هر قیمت حفظ می شد.

جمعیت میلیونی نبود ولی برای افشای دروغ کافی بود. فکر کنم به اندازه تجمع 9 دی 88  بود. البته دقیق نمی شود گفت اینجا باید مرتب حرکت می کردی و مسیر از امام حسین تا آزادی هم خیلی طولانی بود تازه کلی از افراد را هم داخل فرعی ها پراکنده می کردند.

 

دیروز رفتم تا دروغ افشا شود ولی از امروز آنقدر دروغ شنیده ام که دارم خفقان می گیرم. یک نفر کشته شده و می گویند در آن خیابانهایی که اگر به برادر محترم ضدشورش یا بسیجی خیره می شدی یا کتک می خوردی یا فحش می خوردی یا دستگیر می شدی موتور سوار منافقین آمده است و او را ترور کرده است و رفته است. خب بجای اینکه درگیر پیاده روی این 300-400 نفر شوید فکری به حال تیم های ترور می کردید.

می گویند او بسیجی و حافظ قرآن بوده است البته این یکی را راست می گویند. من خودم عضو بسیج هستم و دارم فکر می کنم اگر دیروز کشته می شدم حداقل با سلام و صلوات کفن و کفن می شدم. فکرش را بکن با حضور همان بسیجی محترمی که خیلی راحت بهمان می گفت «خاک تو سرتان!»

بسیج sms زده است که فردا صبح در تشییع شهید صانع ژاله شرکت کنیم و 9 دی دیگری بیافرینیم. حسین شریعتمداری پیاده روان را 300 – 400 نفر شمرده است. محسن رضایی موسوی و کروبی را عمله آمریکا دانست. وبلاگهای اصولگرا عکس های خونین بسیجیان مظلوم را می زنند. علی لاریجانی بالاخره بصیرت پیدا کرد و نطق غررایی کرد. نمایندگان مجلس هم شعار اعدام کروبی و موسوی را دادند.

 

آقای خامنه ای به رییس جمهور ترکیه گفته است که تحقیر مردم علت اصلی قیام مصر بود در حالی که در همان روز پیروانش مردم را در خیابان انقلاب و آزادی تحقیر می کردند و می ترساندند.

در شیپور دستگیری سران فتنه دمیده می شود. آتش تهیه رجانیوز و فارس و الف و تابناک و کیهان و 20:30، تحصن در برابر دادسرا و حوزه و …

اگر قرار به دستگیری باشد به گمانم نزدیک عید اقدام کنند که کشور تعطیل باشد و قضیه از داغی بیفتد. خیالی نیست آن هم می تواند باعث افشای بیشتر دروغ شود. در تاریخ جمهوری اسلامی هیچ مخالف بزرگی محاکمه نشده است. نه بنی صدر نه شریعتمداری  و نه بازرگان و منتظری. بدعت در سرکوب بدعت در مخالفت را در پی خواهد داشت.