خجالت بکشید

ژانویه 11, 2012

5 ترور در کمتر از 2 سال در قلب تهران. با هدفهای مرتبط با دانش یا صنعت هسته ای. با اشتراک روش در حداقل 3 مورد.

آقای وزیر اطلاعات خجالت بکش اگر دوباره بیایی در تلویزیون و از بدی و جنایتکاری دشمنان بگویی.

آقای فرمانده سپاه اف بر تو اگر خودت و زیردستانت به جای تامین امنیت انسانهایی که از نظر خودتان مهمترین دستاوردها را داشته اند در مورد حضور و عدم حضور فلان جناح در انتخابات اظهار فضل کنی.

آقای نماینده مجلس از شرکت درانتخابات دور بعد استعفا بده اگر نمی توانی مسئولین پرمدعا و بی عرضه امنیتی را بازخواست کنی.

سیستم درب و داغان دولت جعلی اسرائیل که بعد از فضاحت جنگ با حزب الله یکی یکی دولتمردان و نظامی هایش را بازخواست می کند شرف دارد به شماها که پز پیروزی هایتان برای ملت است اما به جای عذرخواهی و شرمندگی به وقت شکست، برای فحش دادن به دشمن خودتان را جلو می اندازید.

پ.ن: برای مقامات عالیه بزرگتر اینها که گفتم فقط منتظر یک سخنرانی کلیشه ای دیگر هستم.

نوشته مرتبط

Advertisements

به سلامتی

ژانویه 7, 2012

به سلامتی سرباز بدون ماسک دماغ سرخیده راهنمایی رانندگی سر پل پارک وی، که اول صبح باید ماشین دودی های ما را تماشا کند.

به سلامتی استحکام وجدان روسایی که آلودگی تهران خواب شبشان را نمی گیرد.

به سلامتی کارگر افغانی که باور نمی کند جلوی خط عابر برای او ترمز زده ام.

به سلامتی آقا رضا که اول صبح فقط با 1800 تومان از تیمارستان تا خود مقصد یک بند برایت گیتار برقی می زند.

به سلامتی بک گراند مشتی مدرس جنوب با آن ابر و خورشید هفت صبحش.

به سلامتی خودم که با یک نمه برف می زنم زیر آواز، بی خیال نگاه رهگذرها.

به سلامتی خود خدا که این نمه برف و باران های بهشتی را از ما خالدین جهنم تهران دریغ ندارد.

به سلامتی الکی خوشی که اگر نبود معلوم نبود تلخی حال را با کدام مزه بتوانیم به امید آینده برویم بالا.

حال بارانی

دسامبر 18, 2011

توی صبح سرد دود گرفته آخر آذر قدم تند کرده‌ای که سر وقت برسی شرکت.

همزمان  داری حسرت روزهای بارونی آبان را می‌خوری که تهران چیز دیگری شده بود.

می‌رسی شرکت یکی این لینک را برایت فرستاده.

مسیر بارانی

چه حالی!

همه می گویند  فردا باران خواهد آمد.

ظاهرا یک ماه زندگی پردود دارد تمام می شود. باید خوشحال باشم اما نیستم.

برای یک ماه چند میلیون نفر در آلودگی هوای بالا نفس کشیدند ولی مسئولین عملا کار مهمی انجام ندادند. نه مقصری مواخذه شد نه قانونی تصویب شد. نه لجبازها به خود آمدند که بودجه های بلوکه شده را بدهند. نه تجدیدنظری در سیاست غلط بی رقیب کردن خودروسازان داخلی صورت گرفت. نه حتی قاعده سنجیده ای برای تعطیل کردن در چنین مواقعی نوشته شد تا وقتی دولت با تعطیل نکردن موسسات غیردولتی از تحمیل هزینه برکارفرمایان خودداری می کند، سلامتی کارکنان آنها در معرض خطر قرار نگیرد.

راستش از نظر مدیریت و برنامه ریزی  من چندان هم انتظار چیزی جز آنچه در بالا آوردم را نداشتم اما شگفتی اصلی ام در این است که در کشوری که از برد در مسابقه ورزشی تا ترکیب راهیافتگان به مجلس و از قبولی جوانان در کنکور و تا تحقق رشد اقتصادی … همه به  خدا و پیغمبر مربوط است و همیشه سنت های الهی خلاف قوانین طبیعی نقش بازی می کنند، نه کسی در پایتخت ام القرای جهان اسلام  نماز باران خواند و نه حتی رسانه های بابصیرت از مردم درخواست کردند که برای بارش باران دعا کنند.

خیلی راحت بدون کمک از آسمان و زمین باید تحمل می کردیم تا باران بیاید.