توافق ملی، آداب گفتگو و تک گوییهای رهبر

ژوئیه 12, 2015

من طرفدار توافق ملی ام. بالاتر اینکه به نظرم توافق ملی بر توافق هسته ای مقدم و در سرنوشت توافق هسته دارای تاثیر مثبت می دانستم و می دانم.

اگر کسی پیگیر مطالب اینجا بوده باشد یا حضوری با بنده بحث کرده باشد می داند که زیاد پیش میآید با اینکه آقای خامنه ای را مجسمه همه مشکلات بدانند و فعالیت رسانه ای و سیاسی را به مجلس ملامت و تاسف او تبدیل کنند مخالفت می کنم.

از نظر من درست است که برخی راهبردها و بعضی منش های آقای خامنه ای منشاء یا موید مشکلات کشور است. ولی برای کسانی که قصد اصلاح دارند ایشان مانع انجام اصلاحات نیست بلکه بخشی از مساله ای است که باید حل شود. اگر رهبری داشتیم که:

این همه به جزییات نمی پرداخت،

بر قانونگرایی بیش از گذشتن از قانون برای حفظ نظام اهمیت قایل بود،

بر حقوق قانونی منتقدین و مخالفین و حتی براندازان بیش از پیگیری تسویه کمترین انحراف از اصول خود (اصولی که تنگ تر از اصول انقلاب و قانون اساسی است) در میان مسولین و حتی نقشهایی مثل استاد دانشگاه و نویسنده و هنرمند برنده جایزه دولتی تکیه می کرد،

در عمل تکالیف خودی ها را و تخلفاتشان را پیگیری می کرد،

واقعیت تغییر سبک زندگی بخش بزرگی از مردم نسبت به شریعت را قبول می کرد و دست از تحریک پشت پرده اِعمال شریعت (آن هم با روشی که حتی بعضی نظرات متفاوت را در شریعت هم نادیده می گیرد) دست بر می داشت،

و مهمتر از همه اینکه بیشتر وقتها مانند میانه انتخابات 92، همه اقشار جامعه را مخاطب و مورد توجه قرار می داد، نه اینکه دغدغه اش حفظ و حراست و پرورش جمعی از خلصین خود باشد،

احتمالا بخش بزرگی از صورت مساله اصلاح جامعه حل می شد. اما از اجزای اصلی مساله ما این است که "چگونه با چنین رهبری با چنین اختیاراتی کار کنیم؟ چه کاری کنیم که تغییر رفتار دهد؟"

برای توافق طرحی را در ذهن داشتم که عده ای از بزرگان اصلاح طلب و اصولگرای منتقد و … (از مقبولینی مثل جهانگیری و موسوی لاری تا مغضوبینی مثل عبدالله نوری و موسوی خوئینی ها و محمد خاتمی) با ایشان تعامل کنند. که ما می دانیم با شما اختلاف نظر داریم. نقاط اختلاف را هم بر شمرند. مشکلات رویکرد آقای خامنه ای را هم برشمرند. در ادامه نقاط مشترک را هم بگویند و بگویند حاضرند برای رسیدن به نقاط مشترک با حکومت همکاری کنند و در نقاط اختلاف قصدشان گفتگو و اقناع با دیگر افکار داخل حکومت است نه اینکه به زور (ولو به زور مجلس J) ایده های خود را اجرا کنند. در ضمن خودشان قصد بازگشت به مناصب سیاسی را ندارند.

می دانستم این آسان نیست. این گفتگو به این راحتی شکل نمی گیرد. معتقدم آقای خامنه ای چندان گفتگو را بلد نیست (و البته در این زمینه تنها نیست بسیاری از سران اصلاحات مثل هاشمی هم رفتارهای مشابهی داشته اند و دارند فقط ایشان فعلا بر مرکب قدرت سوار است). یکی از الگوهای به هم زدن گفتگو همین روشی است که ایشان اخیرا تشدید کرده است. اینکه درباره موضوع اختلافی قبل از اقناع عمومی یا حداقل گروههای مختلف نخبگان، در میان جمعی از هواداران اظهار نظر تند به نفع یکی از طرفین کند.

این رفتار دو پیامد دارد. اول اینکه هواداران ایشان هم دیگر با طرف مقابل خود گفتگو نمی کنند بلکه حرف رهبر را بر سر ایشان می زنند. که یا باید قبول کنند که خلاف عقیده شان است. یا باید نقد صریح کنند که هرچند عمل مشروعی است ولی فضایی ایجاد می کند که خلاف توافق ملی و عدم چالش با رهبری است و مستمسک لازم برای حذف و رد صلاحیت و … را ایجاد می کند. یا باید به لطایف الحیل هم حرف ایشان را رد نکنند و هم حرف خود را بزنند. این هم باعث می شود گفتارشان نارسا شود. متهم به نفاق و براندازی نرم شوند و …

توجه آقای خامنه ای و هواداران ایشان به نکات زیر "شاید" موثر باشد:

اصلاح طلبان، اصولگرایان منتقد، کارگزاران و هاشمی و روحانی و … از نظر سیاسی و عقیدتی میانه طیف هستند نه نهایتش. گیرم که اینها را ساکت یا حذف کردید. گیرم که در همه انتخابات پیاپی اینها را رد صلاحیت کردید یا با حضور اینها پیروز شدید. آیا می توانید کاری برای اقشار حامی اینها و اقشاری که در مخالفت با شما حتی زحمت حمایت از اینها را به خود نمی دهند انجام دهید؟ دوره احمدی نژاد و سه دوره پیاپی مجلس اصولگرا و ده سال شهرداری سردار قالیباف جلوی چشم ماست. وقتی منتقدین درون حکومتی نبودند شما مشکل حجاب را حل کردید؟ گرایش به دین بین جوانها بیشتر شد؟ نخبگان موسیقی و سینما همه انقلابی شدند؟ نه! آرمانهای انقلاب و اسلام بینشان پررنگ تر شد؟ مهاجرت استعدادهای علمی از کشور کاهش یافت؟ نیاز به سانسور کتاب و مطبوعات و اینترنت کمتر شد؟ نگرانی کمتری بابت دادن آزادی ها داخل قانون اساسی پیدا کردید یا هر روز نیاز به تمهید جدیدی است؟ توانستید پرونده هسته ای را با مقاومت به سرانجام برسانید؟

اصلا رها کنم شاید همه اینها مشکلات اصلاح طلبان و "سوسول"های حامی آنها و بالا شهرنشین هاست. توانستید معضل سربازی را حل کنید؟ توانستید نظام تامین اجتماعی و درمان را برای اقشار ضعیف بهبود دهید؟ توانستید از اغنیا مالیات بیشتری بگیرید؟ آمار فساد اقتصادی کاهش یافت؟ توانستید مردم را به برنامه های صدا وسیما علاقمند نگه دارید؟ توانستید آمار طلاق را کاهش دهید؟ توانستید تعداد بیشتری از مردم را نمازخوان و روزه گیر کنید. توانستید به نفت کمتر وابسته شوید؟ توانستید بدون تورم و وابستگی شدید به نفت، اقشار ضعیف را تقویت کنید؟ توانستید فرهنگ کتابخوانی را گسترش دهید؟ توانستید از محیط زیست پاسداری کنید؟ توانستید پایتختی ایرانی-اسلامی بسازید؟ چقدر رضایت عمومی و خوشبینی عمومی به قوه قضاییه ایجاد کردید؟

این پاراگراف آخر که گفتم متلک نیست. منظورم این نیست که اگر تز شما جواب نداد، تز دیگری (به خصوص تز هاشمی و مدیران پیشا احمدی نژاد) هست که جواب همه اینها را خواهد داد. یا داشت می داد. دارم می گویم مسایل مشترک فراوانی هست. دارم می گویم چقدر فرصت می خواهید که حتی در آرمانهای خودتان را پیاده کنید؟ این فرصت وقتی با رد صلاحیت و ساکت یا الکن کردن یک جناح با شورای نگهبان و گزینش و سخنرانی فصل الخطاب رهبر انجام می شود، اصلا کم هزینه نیست. کم رونق شدن انتخابات، معضلات اجتماعی و فاصله گرفتن هر روز عرف اجتماع از چیزی که پسند شما می داند نتیجه همین هاست.

شاید در جوابم به انتخابات پررونق تکیه کنید. منصف باشید جز این است که عامل رونق این انتخابات ها قرار گرفتن مطالبات فروخفته پشت سر کاندیدایی یا حتی لج فروخفته پشت سر یک کاندیدای نادلخواه شماست؟ دوم خرداد 76 و 24 خرداد 92 و حتی موجی که پشت سر موسوی سال 88 قرار گرفت و در سخنرانی های سرداران سپاه ترسی که برانگیخت پیداست شاهد این ادعاست. پس منتقدین مشکل شما نیستند. نشانه ای از تناقضی هستند که بین حاکمیت و مطالبات بخشی از مردم به وجود آمده است.

دست از این تک گویی بردارید. بیایید گفتگو کنیم. اگر صدایم به آقای خامنه ای نمی رسد شما جوان حزب اللهی بیایید گفتگو کنیم.

نخبگان اصلاح طلب اگر این گفتگو از طرف مقابل بد پاسخ داده شد (مثل مورد خاتمی) ناامید نشوید. رنج در این راه باقیات صالحات است.

روزنامه نگار و فعال سیاسی منتقد! فحش دادن به احمدی نژاد و سیاه دانستن کل دورانش ضدگفتگو است.

آقای مدیر پیشا احمدی نژاد! شما هم مسئول بخشی از این مشکلات هستید پس فقط پشت دوران سیاه احمدی نژاد و حامیانش و هوادارانش مخفی نشوید.

جدل نکنید که هر کس خوبی های خودش را بگوید و بدی های طرف مقابل را. ما بزرگتر از دعواهای بچه گانه ایم.

پ.ن: پارسال دوست بودم امسال آشنا!

پ.ن: ببخشید طولانی نوشتم. ببخشید مدتهاست یادداشتهایم عکس ندارند.

Advertisements

یک پاسخ to “توافق ملی، آداب گفتگو و تک گوییهای رهبر”

  1. بهروز said

    من فکر می‌کنم بعد از سال ۸۸ بیشتر مردم دیگه علاقه‌ای به گفتگو با به اصطلاح شما «حزب‌الهی»‌ها ندارن، به زبون دیگه: مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن.
    البته در درجه‌های متفاوت همین نگاه به بخش بزرگی از نهادهای حکومتی هم وجود داره (از جمله رهبری). به نظرم مشکل اصلی‌ ما فسادِ (سیاسی و اقتصادی) و تا زمانی‌ که هیچ سیاست مشخصی‌ هم از طرف هیچ گروهی در این باره وجود نداره، بلکه تشدید هم می‌شه (میدونم دوست ندارید، اما در حال حاضر پای ثابت این قضیه خود نهاد رهبری و تشکیلات ایشان هستن) این بی‌اعتمادی، کرختی و از خود بیگانگی تغییر چندانی نمی‌کنه (مگه موسمی).

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: