توافق بر عدم توافق!

ژانویه 28, 2015

مدتیست دوباره حرفها درباره نزدیک شدن به توافق شروع شده است. من خیلی خوشبین نیستم. اطلاع دقیق ندارم ولی به نظرم الگوی این بازی تکراری است. حالا تیم هسته ای دارد با ما بازی می کند، یا دولت دارد رهبر را راضی می کند یا رهبر دارد طرفداران را آماده می کند یا آمریکا دارد ایران را بازی می دهد، درست نمی دانم. نتیجه ای که به آن رسیده ام این است که به احتمال زیاد ما نه تنها قبل از عید که تا پایان تمدید فعلی هم به توافق نمی رسیم. این فقط تحمیل خواست یک طرف به طرف دیگر نیست بلکه شبیه برآیند تاثیر نیروهای متفاوت و متقابل است.

تندروهای آمریکا: ادامه تاکتیک برنده

همیشه فکر می کردم اگر تحریم ما را به زحمت انداخته و وادار به نرمش کرده است چرا طرف مقابل باید از آن دست بردارد و جلوتر نرود؟ این استدلالی است که تندروهای آمریکایی هم به آن علاقه دارند. نسخه های ملایم تر این استدلال اعمال تحریم بیشتر در صورت ترک میز مذاکره توسط ایران یا تعلیق تحریم و تدریج خیلی زیاد در برداشتن تحریمها در مقابل اقدامات عینی و نقد ایران است.

اوباما: تصمیم نگیر یا تصمیم سخت نگیر

اوباما از ابتدای ریاست جمهوریش مایل به معامله با ایران و برقراری رابطه بوده است. حداقل اینطور نشان داده است. ویژگی دیگر او طرف قرار دادن رهبر به جای رییس جمهور است. اما این رییس جمهور به شدت در تصمیم گیری مردد عمل می کند به خصوص وقتی باید تصمیم سختی بگیرد یا تحت فشار ناگهانی برای تصمیم گیری قرار گیرد. او معمولا تصمیم گیری را به تعویق می اندازد. مورد حمله نظامی به سوریه در پی بحران استفاده از سلاح شیمیایی نمونه خوبی بود. او نمی خواست درگیر یک جنگ گسترده شود ولی بقیه او را در شرایطی قرار دادند که یا خلاف خط قرمزش درباره کاربرد سلاح شیمیایی عمل کند یا وارد جنگ شود. او تصمیم نگرفت و به محض اینکه پیشنهاد روسیه راه میانه ای برای او فراهم کرد آن را برگزید. اوباما می داند که اگر تحریمها را یکباره بردارد ایران قدرت می گیرد. تندروهای داخلی او را متهم به باج دادن به ایران می کنند. از طرف دیگر هیچ تضمینی نیست که رهبر ایران و سپاه وقتی از تحریمهای شدید خلاص شوند (حتی برای مدتی) در اقدامات منطقه ای خود ملاحظه آمریکا را بکنند. برعکس ممکن است برای نشان دادن اینکه امتیازهایی که در توافق داده اند از روی ضضعف نبوده است فعالتر شوند. پس اوباما احتیاط می کند. جلوی تحریم بیشتر را می گیرد و کنگره را تهدید به وتو می کند ولی از آن طرف برداشتن یکباره تحریمها را خط قرمز می داند و به مذاکره کنندگان ایرانی درباره برداشتن تحریمها کمتر انعطاف نشان می دهد یا ما به ازای آن را امتیاز بسیار بزرگی قرار می دهد.

تیم روحانی: ترک مذاکره قابل قبول نیست

روحانی، تیم ظریف و همفکرانشان دوست داشتند قضیه هسته ای خیلی سریع حل شود. آرزو داشتند غربیها قدر برخورد عملگرا و دیپلماتیک آنها را می دانستند و در مذاکره انعطاف نشان می دادند. اگر غرب به جای اینکه با انعطاف ایران موضعش را سخت کند با ایران کنار می آمد، آنها آماده بودند با وجهه و قدرت بدست آمده از بهبود زندگی مردم و عادی تر شدن وضع کشور سراغ مراحل بعدی برای رابطه کم تنش تر با غرب و آمریکا و همکاری ها اقتصادی و سیاسی بروند. آنها همچنین اگر تصمیم با خودشان باشد حاضرند با خط قرمزهای کمتر و کوچکتری نسبت به آقای خامنه ای، سپاه و بخشی از اصولگرایان، به توافق برسند. از نظر آنها تعداد سانتریفیوژها آنقدر مهم نیست. مهم این است که کشور از کوچه بن‌بست تحریم خارج شود و قدرت بیشتری بگیرد. فناوری هسته ای را بعدا می شود خیلی بیشتر توسعه داد. درباره تحریمها آنها حاضرند درباره خلف وعده آمریکا ریسک کنند و بنابراین لغو تدریجی تحریم ها را بپذیرند. اما از طرف دیگر اینها خود را مقید به هماهنگی با رهبر می دانند. متاسفانه هم آقای خامنه ای خط قرمزهای بزرگی گذاشت و هم تیم آمریکایی موضع سخت تری گرفت. این مساله فاصله مواضع را زیاد و عملا مذاکرات را بی اثر کرده است. تیم مذاکره کننده می کوشد راه حل مرضی الطرفینی بیابد ولی بعید است راه حل تکنیکی پیدا شود که مواضع سیاسی دو طرف را تغییر دهد. اصولگرایان تندرو که اوایل آرامتر اعتراض می کردند و ژنو را خیانت می نامیدند، این روزها با صدای بلندتری انتقاد می کنند. البته به جای خیانت نامیدن ژنو آن را بی اثر می دانند و بر خط قرمزها و برداشته شدن یکباره تحریمها تاکید می کنند. در این فضا تنها حامی تیم هسته ای آقای خامنه ای است که بیشتر اظهارات منتقدان را تکرار می کند ولی هنوز از این تیم حمایت می کند. در مقابل تنها اثر مذاکره کنندگان چیست؟ آنها ضمن اینکه برای اثبات خود خط قرمزهای رهبری را به طرف مقابل ارائه می دهند تنها می توانند رهبری را راضی به تمدید مذاکرات به امید به نتیجه رسیدن آن کنند. عملا امید مسئولین دولتی به گشایش اقتصادی حاصل از رفع تحریمها کمرنگ شده است ولی همین ماهی چندصد دلار و ادامه مذاکره هم بازار داخلی را آرام نگه می دارد.

آقای خامنه ای: با خط قرمز بالا از روحانی-ظریف جلیلی بساز

آقای خامنه ای اعتراضی علنی به سبک مذاکره جلیلی نداشت. کلید واژه های مشترکی هم با او داشت و دارد. مقاومت و تکیه بر توان داخلی (البته ایشان "ظرفیت" جلیلی را ندارد). نمی دانیم او به جلیلی رای داده است یا مثلا قالیباف ولی هر چه بود می دانیم او قبل از تغییر دولت به مذاکره مخفیانه با آمریکا تن داد و بعد از آن با رفتن پرونده به وزارت خارجه و مذاکره مستقیم در سطح وزیر امور خارجه موافقت کرد. از آن بیشتر در دیدار با سپاهیان از نرمش گفت و از مذاکره کنندگان حمایت و تمجید زبانی کرد. او ویژگی ای دارد که معتقد است حتما باید جواب درشتی و زور را با زبان درشت بدهد، بنابراین در این دو سال هرجا دولت در برابر اقدامات آمریکا سکوت کرد او جوابی حاضر داشت اما به شخصه هنوز نمی دانم این درشتی ها چقدر از جنس درشتی های سیاستمدارانه ای مانند "من دیپلمات نیستم، انقلابیم" زمستان 91 است که همگان تصور کردند مخالفت با مذاکره با آمریکاست ولی معلوم شد مشخص کردن حد مذاکره یا زمینه چینی برای آن است و چقدر مخالفت واقعی و نشانه عدم انعطافش درباره توافق. به نظرم او بازی دوگانه ای را پیش برد که یا با حرکات نمایشی کوتاه مدت حریف را به توافق سریع می کشد و یا در صورت نرسیدن به توافق نظراتش درباره بدبینی به آمریکا تایید می شود. در عرصه داخلی او مدام بر کلیدواژه هایش تاکید کرد به نظرم اینها نقشی راهبردی در تفکرات او دارد. دولت ابتدا اقتصاد مقاومتی را کارهای خوبی که حتما باید انجام شود تفسیر شد ولی امید دولت همچنان به نتیجه رسیدن مذاکرات و دست کم کاهش تحریم ها بود. آقای خامنه ای با تعیین خط قرمز های حداکثری مانند 190000 سو و برداشته شدن یکباره تحریمها و سخت شدن موضع طرف مقابل کاری کرده است که مذاکرات ظریف شبیه مذاکرات جلیلی رفتن و آمدن بدون نتیجه ملموس است. او اخیرا گفته است تا هر وقت می خواهند مذاکره کنند. از طرف دیگر اگر شعار مقاومت جلیلی در وانفسای تحریم به اضافه مدیریت احمدی نژادی خریدار نداشت، امروز با توقف تحریمها، ثبات اقتصاد در سایه تصمیمات دولت، آب باریکه چند صدمیلیون دلار ارز ماهیانه حاصل از ژنو او (البته با سعه صدری بیش از هوادارانش) از اقتصاد مقاومتی و تکیه بر داخل می گوید. دولت روحانی هم مجبور به تکیه به داخل است بدون اینکه کنایه‌های احمدی نژاد را بزند یا کارشکنی های او را بکند. اتفاقی مانند سقوط قیمت نفت هم عملا باعث شده است امید به تغییر وضع بزرگ بر اثر توافق کمرنگ شود. پس دولت مجبور به کاهش هزینه ها می شود و به داخل تکیه می کند چون ارتباطی با خارج نیست و … پس طولانی شدن مذاکرات فرصتی فراهم آورده است که اقتصاد مقاومتی اجرا شود. زاکانی اخیرا به این نکته تصریح کرد. پس آقای خامنه ای هم مشکلی با نرسیدن به توافق و حفظ وضع موجود ندارد. قطع مذاکرات به علت بی نتیجه بودن آن هم نارضایتی دولتی را بیشتر می کند که باید تبعات اقتصادی چنین تصمیمی را بدون اعتقاد قلبی به آن بپذیرد، هم رهبر را تحت فشار رسانه های خارجی و افکار عمومی داخلی می گذارد. حتی ممکن است در صورت وضع تحریم های بیشتر حرف از اقتصاد مقاومتی را نامحبوب کند.

جمع بندی

ممکن است صورت مساله به این صورت تغییر کند که به توافقی برسیم ولی جوری باشد که هنوز نیاز به مذاکرات طولانی باشد بدون اینکه تغییر قابل توجهی در وضع تحریمها ایجاد شود. البته قلبا مایلم اشتباه کرده باشم و به توافق برسیم.

به نظر من وقتی این همه نیروی مختلف ما را به سمت عدم توافق می رانند و ما اهرمی برای تغییر آن نداریم، اشکالی ندارد واقعیت را بپذیریم و برایش آماده باشیم. ادامه تحریمها و درآمد پایین نفتی دولت هزار بدی که داشته باشد اما یک خوبی دارد که دولت را مقابل مردم پاسخگو و متواضع و به معنای مثبتش ضعیف می کند. نشانه این انعطاف مانند فروش سربازی و تلاش برای گرفتن مالیات از نهادها، بنیادها و آستانها و کوچک شدن صدا و سیما آشکار شده است. از این گذشته راهبرد آقای خامنه ای برای اقتصاد بدون نفت و متکی به داخل راهبرد درستی است که ناقص یا با روش اجرای غلط دیده شده است. دولت می تواند از وضع توقف تحریم برای پیاده سازی این راهبرد با قرائت اصلاح ساختار اقتصادی و اقتصاد سیاسی استفاده کند. کوچک شدن دولت، خروج نهادهای حکومتی خارج از نظارت دولت و مجلس از کار اقتصادی، وابستگی مالیات و حذف استثناهای مالیاتی، هدفمند کردن واقعی یارانه ها، تمرین رشد اقتصادی واقعی و پایدار به جای رشد تورمی یا نفتی. گذشته از دولت منتقدینی که حامی دولت هستند باید به جای درگیری شدید با حاکمیت برای انعطاف بیشتر در برابر طرف خارجی یا محکومیت او به علت شرایط تحریم، مطالبات عینی و کوچک را مرحله به مرحله عملی کنند. ما باید نشریات مختلف و منتقد با عمر طولانی داشته باشیم. ما باید درباره حد سانسور به حاکمیت نشان دهیم باز شدن فضا آن قدر که فکر می کند ترسناک نیست. ما باید تلاش کنیم حصر به عنوان نماد مشکلات حاصل از 88 حل شود. به نظر من توقع برای اینکه موسوی و کروبی توبه‌نامه بنویسند همانقدر غیرمنطقی است که توقع داشته باشیم از محصورین پس از رفع حصر مانند قهرمان استقبال کنیم. ما باید اجازه دهیم احزاب جدید و چهره های جدید مطالبات اصلاح طلبانه را نمایندگی کنند. مگر در تجربه اسلامگراهای ترکیه و اخوان المسلمین مصر که هر کدام در مقاطعی به عنوان اصلاح طلبان موفق کشور خود مورد حسرت داخلی ها بودند چنین کارهایی انجام نشده است؟

Advertisements

یک پاسخ to “توافق بر عدم توافق!”

  1. بهروز said

    چیزی که آقای خامنه‌ای میگه شبیه به حرف کمونیستهاست در کره شمالی: http://en.wikipedia.org/wiki/Juche . چیز جدیدی هم نیست. اگه هم منظور اون چیزی که رسما ابلاغ شده که اگه درست یادم باشه به دنبال اقتصاد تولید و دانش محور بود. مثل همیشه ایشان باز به لوازم چنین اقتصادی پایبند نیستن. با دیوار کشیدن دور ایران چنین چیزی ممکن نیست. کم شدن بشکه نفت مشکل زیادی درست نمی‌کنه (صرفنظر از اینکه اون موقعی که زیاد داشتیم ایشان یاد اقتصاد مقاومتی نیفتاده بود و حامی‌ سفره نفتی‌ بود) اما ایزوله شدن ایران کشور رو برباد میده و مشکل تحریم‌ها هم اینجاست و نباید هم باهاشون زندگی کرد مگه اینکه قرار به خوردن روزانه یک وعده غذاست (مورد اولی‌ که بالا اشاره کردم) که اون هم خوب شهامتش کم کم دارن پیدا می‌کنن که علناً اعلام کنن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: