شله قلمکار از کارگر گرفتار

اکتبر 1, 2014

سلام. وقتی اینجا نیستم دلم برای نبودنم تنگ می شود. هرچه که در شبکه اجتماعی بگویی و بشنوی مثل گپ زدن با رفقا توی پارک و سرکار است اما وبلاگ مثل خانه خود آدم است. انگار میزبانی. پست که نمی گذاری انگار مدتهاست مهمانی نگرفته ای. بگذریم. دوباره حدیث گرفتاری من کارگر است و کم سر زدن به اینجا. نیاز به رد شدن از هفت خوان فیلترینگ و بی کیبردی ایام تبلت‌زدگی و موبایل‌گرایی هم شده‌اند قوز بالا قوز. من مانده ام و این امکان پست از طریق ایمیل.

مخلوط می نویسم:

بیماری رهبر: اطلاع‌رسانی، محرم دانستن ملت و نترسیدن خوب است. باز هم از این کارها بکنید ولی لطفا وقتی بار اولتان هست جنبه داشته باشید و در تبلیغ حد نگهدارید. 88 هم اگر ترس نبود می توانستید از رسانه استفاده بهتری بکنید.

داعش: اطلاعات خیلی کمی داریم. فرق رسانه ای که تو را بازی می دهد یا بازی خورده است و فرق داده واقعی و جنگ روانی خیلی معلوم نیست. از جزییات که فاصله بگیریم، داعش مانند اسلافش همیشه دلیل لازم برای دخالت خارجی در منطقه را فراهم می کند. قضیه سر بریدنها، دو تا از آمریکا، یکی از انگلیس و یکی از فرانسه مثل فرستادن دعوت نامه به کشورهای قدرتمند برای دخالت نظامی است. چیزی که این وسط گیجم کرده است حمله داعش به اقلیم کردستان عراق است. هرچند آنجا هم با فرستاده شدن سیل کمکها برای کردها توسط همان کشورهایی که از کمک به دولت مرکزی ابا می کردند شاید مقدمات ایجاد موازنه ای جدید بین نیروهای نظامی کردستان عراق و ارتش عراق فراهم می شود. مورد دیگری که برای من یج کننده است واکنش اوباما به این قضیه است. حرفهای خوب و جدیدی می زند و از ایران طلب همکاری می کند ولی عربستان و قطر و باقی پادشاهی های حامی تروریسم تکفیری را ردیف می کند برای دخالت نظامی در عراق و سوریه. نمی فهمم تهش می خواهد به چه برسد. یک ایده جالب نظر عبدالله شهبازی است که می گوید قدرتهای مختلفی که لزوما دولت نیستند بر سیاست کشورها اثرهای گاه متضاد می گذارند. البته این هم همه مسایل را برای روشن نمی کند.

مذاکرات هسته ای: ظاهرا با اصرار آقای خامنه ای همه روی ظرفیت غنی سازی زوم کرده اند ولی به نظر من طول زمانی مرحله نهایی، چگونگی لغو تحریم ها و پیش بینی مکانیزم امکان واکنش ایران به بدعهدی احتمالی طرف مقابل مهمتر است. ریسک بزرگ این است که ما در یک موافقت نامه مثلا مصوب مجلس تعهداتی را قبول کنیم ولی غرب با تفسیر خودخواهانه توافق همواره ما را در دو راهی شکستن توافق یا مدارا کردن قرار دهد. همانطور که با وجود نظارت بر مواد هسته ای ما و محدود شدن ظرفیت و شدت غنی سازیمان غرب باز هم برای حالتی که ما توافق را بشکنیم و به سوی ساخت بمب برویم برنامه دارد ما هم باید در متن توافق مکانیزمی بگذاریم مثلا هر دوسال مجلسمان موافقت نامه را تمدید کند. بعضی ها هم معتقدند توافق ها انجام شده و این کش آمدنها حکایت عروس رفته گل بچیند است.

تحریم و دموکراسی: حیف است اگر این دولت همش را بگذارد برای رفع تحریمها. رفع تحریم ها در سیاست داخلی برای دولت قدرت نمی آورد بلکه تاریخ مصرفش را برای سایر بخش های حکومت تمام می کند. وقتی بعد 20 سال درباره درستی پایان جنگ شبهه می شود و کسانی مثل محسن رضایی که کارنامه شان در سال پایانی جنگ از خاطرات هاشمی، خاطره روحانی از اطلاع سقوط فاو به هاشمی و حتی اشاره امام به حرفهای شعاریش در ادعای موافقت با جنگش در نامه قبول قطع نامه، هنوز از رو نمی روند قطعا کسانی را خواهیم داشت که در حالی که دلارهای نفتی حاصل از رفع تحریم ها را می شمارند به سازشکاری دولت روحانی خرد بگیرند. دلار نفتی گفتم و داغم تازه شد. ما کارنامه بسیار بدی در بالا رفتن یکباره درآمد نفتی مان داریم. صرفه جویی بودجه، رسیدگی به پرونده ها فساد، توجه به نظام مالیاتی و … همه فراموش می شود. از همه بدتر دلارهای نفتی برای حکومتی که یک پایه انتصابی دارد و تاریخی پر از استبداد به شدت ضددموکراسی است. کاش تحریمها به مرور برداشته شود. کاش دولت آرام آرام بودن دعوای زیاد و سخنرانی بیش از توان فضا را باز کند، نظام بانکی و اداری و مالیاتی را بهبود بدهد، درباره فیلترینگ همه چیز را از اینترنت گرفته تا کتاب و سینما و کنسرت و … را عاقلانه تر و گشوده تر و پاسخگوتر کند.

حصر: من به شلوغ کردن درباره قضیه حصر معتقد نبوده و نیستم ولی به فراموشی سپرده شدن آنها نیز روا نمی دانم. قرار بود ما شلوغ نکنیم تا دولت بدون حرف کارش را بکند. گاهی فکر می کنم بعد از نقل خاطره مطهری از رهبری دولت رفع حصر را از گردنش ساقط می داند. به نظرم باید با رهبری حرف زد و استدلال کرد تا صرف نظر از قانون و حقوق مخالف و … بفهمد همانطور که مطهری به او گفته بود خطرات حصر را بپذیرد. ما هم باید اوضاع را عادی کنیم. در عین اینکه تفاوت و منتقد بودنمان را نشان می دهیم باید روی نقاط مشترکمان با حکومت و سایر اقشار جامعه تکیه کنیم. یک نمونه اش محکوم کردن اسراییل در حمله به غزه بود. این تکیه روی نقاط مشترک در سیاستمداران مدنظرم نیست که کار آنها اغلب به دورویی و مصلحت گرایی برای رسیدن به پست و مقام تعبیر می شود. هم توسط بدنه خودشان و هم مخالفانشان.

فوتبال و خودرو: از نمودهای فساد، رانت شدید در عین شعارهای انقلابی و مذهبی و میهن پرستانه، محدوده فوتبال و خودروسازهاست. پول و حمایت دولتی می گیرند و خروجی خوبی نمی دهند و پر از ادعاهای توخالی هستند. عملکرد دولت در این حیطه ها به نظرم قابل قبول نیست. در این زمانه بی پولی کم کردن شدید ورود پول دولتی به فوتبال و تبدیل نقش مقامات دولتی از مدیران خرده‌جوی بی عمق به سیاستگذاران بلندنظر خیلی مهمتر از قبل است. خصوصی سازی استقلال و پرسپولیس نه آدم جدیدی به عرصه مدیریت این دو آورده است نه روش جدیدی. الگوی تغییر مدیرعامل و سرمربی و دخالت یک ابرپولدار در جزییات کار همچنان دیده می شود. درباره خودروسازها کشاکش احمقانه حاصل از دو سال آخر احمدی‌نژاد بر سر 2 درصد کاهش قیمت و 3 درصد افزایش آن بی حاصل است. چه فایده که قیمت ثابت باشد وقتی تجهیزات و قطعات و فرمت قرارداد و … همه تغییر می کنند. به نظرم دولت به خودروسازها آزادی بیشتر در قیمت بدهد ولی در عوض رعایت استانداردها و سادگی قراردادها و … را کنترل کند. وقتی قیمت را شورای رقابت تعیین می کند، بستن قرارداد با قیمت نامشخص بی معنی است. به خودروساز اجازه واردات ندهد ولی در واردات خودروهای ارزان قیمت کمی آسانگیرتر شود.

ببخشید طولانی شد.

Advertisements

یک پاسخ to “شله قلمکار از کارگر گرفتار”

  1. بهروز said

    از این شعله قلمکارها بیشتر بنویسین. من امروز داشتم فکر می‌کردم کجا برم یک چند تا حرف حسابی‌ بخونم. راستش هر چی‌ فکر کردم به نتیجه‌ای نرسیدم جز اینکه به نظر میاد که ما دچار یک خلأ شدیم. شما اگه جایی سراغ دارید واسه سر زدن خبر کنین. خودتون که ماهی‌ یه بار ازتون خبر می‌شه و ما رو در خماری میذارین!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: