حرکت آونگی و صورت مساله قدیمی ما

اوت 20, 2014

وزیر علوم برکنار شد. بدون دفاع رییس جمهور. این یک نمره منفی در کارنامه روحانی است که بعد از یک تندی کلامی، از حمایت عملی از وزیر خود بازماند. نه نتیجه ابقای وزیر را گرفت نه از زیردست خود حمایت کرد. چرا آن تندی چرا این بی عملی؟

خیلی ها با گرایش ضداستبدادی و حمایت از دولت می افتند به محکوم کردن مخالفان و وعده تغییر تندروها در مجلس آینده و …

شاید من هم چیزی در این باره نوشتم ولی فعلا می خواهم به خودمان بپردازم. ما باید باور کنیم پایداری ها، تندروها، دخالت آشکار و پنهان رهبری و سپاه و تاثیرش در نظر و عمل مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای نگهبان و قوه قضاییه، اصل وجود چیزی به اسم شورای عالی انقلاب فرهنگی و جدیدا شورای عالی مجازی که اعتبار مصوباتشان را تا حد قانون بالا برده اند و تاثیر کمی از انتخابات می گیرند، ترکیب یک سویه و رویه سوء مزمن شده شورای نگهبان که ابزار مهندسی انتخابات شده است و رسانه هایی مانند کیهان و صدا و سیما که نابرابری تبلیغاتی ایجاد می کنند و در نهایت جدیدا حجم بزرگ نهادهای اقتصادی شبه دولتی که تا حد زیادی مستقل از دولت و انتخابات هستند، واقعیت موجودند.

روزی که عزم کردیم در انتخابات شرکت کنیم می دانستیم اینها هستند. محکوم کردن این نظم شبه استبدادی و خلاف قانون اساسی باعث می شود بیشتر ما فراموش کنیم که اینها "مانع" حل مشکل ما نیستند بلکه خود مشکل ما و بخشی از "صورت مساله" ما هستند. وقتی من تصمیم گرفتم رای بدهم و روحانی تصمیم گرفت کاندیدا شود و گروهها و شخصیت های منتقد مختلف تصمیم گرفتند که از او حمایت کنند همه اینها معلوم بود. اگر ما نتوانیم از این موانع عبور کنیم ما یک جای کار را اشتباه کرده ایم. پس ایراد کار خودمان را پیدا کنیم نه اینکه به مانع فحش بدهیم.

خیلی ها با این اتفاق و اتفاق های شدیدتری که محتمل است ناامید می شوند که فایده ندارد و این نظام درست بشو نیست. خوب است به تاریخ ما از سال 76 و تاکتیک های متنوعی که توسط جریان اصلاح طلب و متحدانش انجام شده است نگاه کنند. تاکتیک های کندروانه و تندروانه، ایده‌آل طلب و عملگرا بیشترشان اجرا شده است. دوره های ناامیدی و اشتیاق هم داشته ایم. تقریبا حرکتی آونگی. به نظر من تصمیم به شرکت در انتخابات 92 باوجود وقایع 88، با وجود رد صلاحیت هاشمی و تصمیم به حمایت از روحانی با سابقه راست و محافظه کارش ما راهی را انتخاب کرده ایم که ملزوماتی دارد. کمی پیشتر نوشته ام که رویه روحانی و تیمش اخیرا خلاف این ملزومات شده بود. شاید چیزی که ما را به اشتباه می اندازد ذوق زدگی و کم حافظگی است. ما زود به موفقیت رسیدیم. خیلی ها به قالیباف هم راضی شده بودند. خیلی ها امید موفقیت یک مرحله ای را نداشتند. به قول آن پوستر معروف

Keep Calm and carry on!

نکته آخر تعداد رای ها به فرجی داناست. جریان اصولگرا یک جریان چندپاره است با گرایش های مختلف و کلی فرصت طلب که بین آنها در حرکتند و ائتلاف های با رودربایستی و از سر ترس. ما باید جوری حرکت کنیم که یک جناح اصولگرا با حرکت ضداستبدادی و اصلاحی همراهی کند. باید کمک کرد این جریان هویت مستقل و ماندگار بیابد نه هویت های انتخاباتی که در مجلس پس از آن انتخابات هم عوض می شوند. قبلا نیروی ترس از احمدی‌نژاد و نتایج کارهایش باعث می شد جمعی از اصولگرایان با اصلاح طلبان و همفکران هاشمی همراهی کنند. اگر زیاد بر طبل مجلس متفاوت دور بعد کوبیده شود اینها به دامن تندروها می روند در حالی که دست جریان مقابل به علت رد صلاحیت تنگ است. اگر زیاد براهمیت اینها تاکید شود بدون اینکه با گفتگو و همفکری و توافق و آمد و شد با آنها گفتمانشان تعدیل شود، خطر خط عوض کردنشان بعد از انتخابات زیاد می شود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: