توصیه های یک حامی ضعیف به روحانی و حامیان قوی!

اوت 18, 2014

نامه ای در مجلس توزیع شده است که می گوید حسن روحانی از اول مجلس به عنوان دکتر روحانی شناخته می شده است ولی در دهه هفتاد و تقریبا بعد از چهار دوره نمایندگی مجلس مدرک دکترایش را گرفته است. نامه در ادامه دو سوال می کند:

آیا روحانی تا قبل از گرفتن مدرک دکتری از حقوق و مزایای دکتری استفاده می کرده است؟

چگونه روحانی با وجود اشتغال به نایب رییسی مجلس و دبیری شورای امنیت ملی توانسته است تحصیل کند؟

در ادامه هم از نحوه تایید دکتری وی سوال می کند. شک نیست این نامه با هدف ضربه زدن به روحانی تهیه شده است ولی دو نکته گویا توسط روحانی و تیم او و حامیان رسانه ایش فراموش شده است.

اول اینکه این نامه به هیچ وجه توهین نیست. نیت تخریبی دارد ولی چون پاسخدهی به آن ساده است تخریبی بودن آن مهم نیست. اگر رییس جمهور مانند آقای کردان بدون داشتن ندرک دکتری از حقوق آن استفاده کرده اند که مجرم و محکومند و این بحث حلال و حرام است و چیزی نیست که قابل دفاع باشد. اگر هم نه که به جای نالیدن از اینکه وای رییس جمهور تخریب شد پاسخ مستند داده شود تا بی مایگی مخالفان روشن شود. من بعید می دانم روحانی چنین خطایی کرده باشد که اگر کرده بود مخالفان سیاسیش در انتشارش شک نمی کردند. دو سوال بعد از نظر من کم اهمیت‌تر هستند پس می گذرم.

نکته دوم اینکه انتشار این نامه و مثلا نطق کسانی مانند رسایی و کریمی قدوسی واکنش طبیعی رویه ای است که توسط روحانی در پیش گرفته شده است. زبان تند و آمیخته به توهین و ناسزا و توجیه کردن آن توسط رسانه های وابسته مانند "صدای قوچانی". در توجیه سخنان روحانی گفتند سیاست فقز جای اخلاق نیست و مردم دغدغه های روشنفکری (یعنی اخلاق) ندارند و بهترین دفاع حمله است و گاه باید رییس جمهور با ابزار مخالفان با خودشان برخورد کند. خب اتفاقا مخالفان بلندصدای روحانی از این فضا بسیار استقبال می کنند. فضایی که هیچکدام از دو طرف مشروعیت اخلاقی ندارند و هدف فقط کوبیدن حریف است. چگونه می شود از به جهنم روحانی دفاع کرد و به نطق رسایی و رفقایش ایراد گرفت؟ به خاطر اینکه روحانی رییس جمهور است؟ اگر مقام داشتن حق بیشتری در این حد بیاورد و توقع باشد مخالفان استبداد از این منطق دفاع کنند پس با چه چیزی جز استاندارد دوگانه می شود اقدامات رهبر نظام را نقد کرد؟ من به شما می گویم با استاندارد دوگانه و تحمل تناقض.

نکته سوم اینکه حتی اگر اخلاق را موضوعی لوکس و ابزاری تلقی کنیم، رویه جدید رییس جمهور و حامیان رسانه ای "قوی" او خلاف منطق سیاسی برای حفظ قدرت است. ادبیات تحقیر مخالفان باعث خوشحالی آنان است چون رییس جمهور را با آنها یکی می کند. این ادبیات تمایز روحانی با احمدی‌نژاد را کم می کند. زبان حامیان روحانی را در دفاع از او کند و زبان مخالفان او را تند می کند. اگر دولت بخواهد برخورد قانونی (مثلا مطابق آن ماده قانون مجازات اسلامی که مجازات توهین به رییس جمهور را می گوید و شخصا معتقدم باید حذف شود) بکند فریاد و فغان از سرکوب و اختناق بلند می شود. مثلا شکایت شورای امنیت ملی از منتقدان در ماههای گذشته تبدیل شده است به سند اختناق در حالی که رفتار با منتقدین سیاست های دیگر و بخش های دیگر و توقیف روزنامه های اصلاح طلب فرسنگ ها فاصله دارد. شما اول یکی دو ماه انفرادی می مانید تا معلوم شود اتهامتان چیست. روزنامه اول توقیف می شود تا چند ماه بعد دادگاه برگزار شود. دادگاه توقیف را تایید نمی کند ولی یک جای دیگر جلوی انتشار دوباره را می گیرد. در چنین فضایی رسانه های حامی حتی اگر فارغ از اخلاق و انصاف بخواهند به تندی جواب مخالفان را بدهند حتما در امان نمی مانند.

شاید بعضی فکر کنند چه کسی حرف مخالفان را درباره اختناق باور می کنند جواب این است که خیلی ها. سبد رای آقای روحانی فقط شامل اصلاح طلبان، اصولگرایان منتقد و سبزها نبود. بلکه در غیاب بسیاری از سبزها یا منتقدین پایه ای تر حاکمیت، قشر خاکستری اقتصادی به امید رهایی از کابوس وضع اقتصادی سالهای آخر احمدی‌نژاد به روحانی رای دادند. مخالفان دولت با پشتیبانی صدا و سیما و بازوهای سپاه و مجلس اصولگرا می توانند به توقعات اقتصادی مردم دامن بزنند در عین حال که خودشان در مذاکرات هسته ای به اسم پافشاری بر حقوق، در اقتصاد به اسم دفاع از اقدامات مثبت احمدی نژاد یا دفاع از نیروهای انقلابی یا حمایت از قشر محروم می توانند مانع گشایش و تحول شوند. اینها به علاوه یک رد صلاحیت اساسی در انتخابات مجلس می تواند رای این قشر خاکستری را برگرداند.

مشکل دیگر این است که پیروزی روحانی متکی به حمایت یا سکوت بخشی اصولگرایان به نفع وی بود. قطبی کردن فضا باعث می شود قسمتی از ساکتین جذب مخالفین بلندصدا شوند و حامیان دولت ساکت شوند. حتی ممکن است یک ائتلاف نیم بند اجباری از اصولگرایان در انتخابات مجلس بیافریند.

آخرین مساله این است که این دولت شوالیه جدیدی برای نبرد نیست که ضعف نفر قبلی (میرحسین موسوی) در رعایت ادب و حجب و حیا را ندارد. نه! این دولت اساسا برای کنترل ابعاد نبرد آمده است. اگر قرار بر درگیری رسانه ای باشد، مدل صبح امروز از صدا بهتر است. اگر قرار بر سخنرانی باشد آقای خاتمی هم سخنران خوبی بود. اگر قرار بر پافشاری بر اصول و درگیری باشد میرحسین موسوی کاریزما و اعتبار بیشتری دارد. اگر قرار بر کوباندن حریف بی توجه به اخلاق باشد، احمدی‌نژاد صاحب سبک است. اگر توان برای پیگیری سیاست های اصلاح طلبانه هست آدمهای بهتری به جای بیشتر وزرای فعلی می توانند آن کار را بکنند. اما قرار نیست. توانش هم نیست. این دولت آمده است تا مخرج مشترک نیروهای متعارض سیاسی باشد. برآیند نیروهای متفاوت اجتماعی باشد و با حفظ ثبات اوضاع را کمی بهتر کند. اگر به دام جنگ سیاسی رسانه ای و قطبی کردن فضا و پافشاری بر موضع سیاسی بیفتد نقض غرض کرده است. اگر دولت و رییس جمهور توانی دارند باید بدون درگیری کارشان را جلو ببرند. باید با آقای خامنه ای درگیر نشوند. کوبیدن شدید عده ای به اسم عده معدود وقتی مطئن نیستی فردا رهبری از آنها حمایت نکند ریسک بزرگی است. با آن حمایت اصولگرایان از اطرافت پراکنده می شوند. اصولگرایان تندرو تندتر می شوند. منتقدان رهبری که ابتدا از زبان تند تو روحیه گرفته اند با ناتوانی تو در ادامه نبرد ناامید می شوند. این الگو و دو مرحله بعدش زمان اصلاحات آزموده شده است.

روش درست این است. باید استاندارد اخلاقی، حقوقی خود را حفظ کرد. وقتی پیروی زبانی و عملی ات را از رهبری نشان می دهی و از این جهت خودت را محدود می کنی، باید با لابی پشت پرده با او نیروهای تندرو را محدود کنی. مخالفان پر سرو صدا جز اندکی پشتوانه مردمی ندارند و توانشان به علت حمایت لجستیک امنیتی، قضایی و مالی نهادهای انتصابی است. باید با لابی با رهبری جلوی این حمایت ها را گرفت. بعضی فکر می کنند لابی با آقای خامنه ای ممکن نیست. اینها همانها هستند که امید نداشتند او در انتخابات ریاست جمهوری و مذاکرات هسته ای انعطاف نشان بدهد ولی نشان داد. گاهی می گویند آقای خامنه ای به خاطر تحریم ها مجبور شد چنان کاری بکند ولی اگر مطالب قبل از انتخاباتشان را بخوانی چنین نظری نداشتند پس ممکن است الان هم پارامتری از رفتار ایشان را نادیده گرفته باشند.

به نظر من آقای خامنه ای ترس ها و ایده های مشخصی برای حکومت‌داری دارد که می شود رویش کار کرد. نباید اجازه دخالت در جزییات را داد ولی باید نقاط مشترک را پیدا کرد. مثلا ایشان به قدرت رییس جمهور بیش از قدرت مجلس بها می دهد (برخلاف امام). به ساده زیستی اهمیت می دهد. به افتخار به فکر اسلامی و انقلابی اهمیت می دهد. به اقتصاد ملی، خودکفایی و اقتصاد مقاومتی اهمیت می دهد. به پیگیری مقامات بالا به خصوص رییس جمهور اهمیت می دهد. یک نمونه از نقاط مشترک همین اقتصاد مقاومتی و حساب نکردن روی رفع تحریم هاست. اگر شیر نفت دوباره باز شود انگیزه انعطافی که در انتخابات 92 نشان داده شد از بین می رود. از نظر اقتصاد سیاسی درآمد بالای نفت همیشه موید دیکتاتوری در ایران بوده است. خب چه اشکالی دارد دولت هم توصیه رهبری را عمل کند و هم با سرازیر نکردن یکباره پول نفت انگیزه دشمنان خودش را برای بازپس گیری دولت کم کند. از ترس های آقای خامنه ای تکرار دوران اصلاحات است. نباید چنین فضایی ساخت. آقای خامنه ای در زمینه های فرهنگی و سیاسی قایل به بعضی آزادی هاست ولی آزادیخواهی او معمولا اگر و ولی هایی دارد که آنها را کان لم یکن می کند. باید روی این اگر و ولی ها کار کرد. این را که می گویم منظورم ضعف نشان دادن برابر رهبری (تقریبا شبیه خاتمی) و مسلط کردن قوای انتصابی بر دولت نیست. می شود قوی بود ولی انعطاف نشان داد و در برابر انعطاف امتیاز گرفت. نمی گویم این راه حتما جواب می دهد ولی اگر تغییر تاکتیک های متناوب اصلاح‌طلبان از مجلس ششم و سرنوشت جنبش سبز، عملکرد احمدی‌نژاد به خصوص در دور دوم و نیز تاریخ دموکراسی خواهی دنیا را ببینیم معلوم می شود این راه ارزش امتحان کردن را دارد. شاید خاتمی با جمع نخبگان اصلاح طلب همراهش و موسوی با حامیان خیابانی و کاریزمایش انتخاب های دیگری داشتند (که البته به نتیجه نرسید) ولی دولت روحانی انتخاب چندان دیگری ندارد.

پ.ن 1: در بالا شیوه تعامل را گفتم به نظرم غیر از شیوه تعامل جنس مطالباتی که دولت پیگیری می کند هم باید نوع خاصی باشد. بررسی این اینها را به بعد موکول می کنم.

پ.ن 2: اینکه کیهان، وطن امروز، فارس یا امثال جناب رسایی دلسوز رییس جمهور شوند یا محکومیت روش رییس جمهور توسط حامیانش را تیتر کنند یا حتی دنبال برجسته کردن اختلاف بین این حامیان باشند اهمیتی در حد اصولگرا خواندن روحانی پس از انتخابات توسط اینها دارد که از نوع دروغ سوم است (یعنی دروغگو و شنونده می دانند دروغ است و دروغگو هم می داند که شنونده می داند) اما آنچه مایه حسرت است ملقب شدن به " حامی ضعیف" است وقتی اشکال را زودتر می فهمی و تذکر می دهی.

Advertisements

یک پاسخ to “توصیه های یک حامی ضعیف به روحانی و حامیان قوی!”

  1. رضا said

    ناز قلمت! خیلی وقت بود منتظر پست جدید بودم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: