من از دریافت یارانه انصراف نمی دهم

آوریل 13, 2014

من با دولت فعلی همدلم. به رییس جمهور رای داده ام و حرفهای بسیاری از مقامات فعلی و مشاورانشان در نقد دولت قبلی به نظرم موجه است. از جمله اینکه مشکل بزرگ فاز اول هدفمندی یارانه ها دادن یارانه بیش از درآمده حاصل از گران کردن سوخت و … بوده است. پس نه بحث بی اعتمادی هست و نه اینکه آسیب شناسی متفاوتی از دولت درباره هدفمندی دارم. اما با روند طی شده برای رفع کسری یارانه نقدی سه مشکل عمده دارم.

اولی مربوط به این است که آیا پول پرداخت شده به مردم حق آنها از بیت المال و مثلا پول نفت است یا یارانه و کمک دولتی. هر یک از این فرض ها تبعاتی دارد. ظاهرا دولت دومی را فرض کرده است. قصد دارم بعدا در این باره مطلبی بنویسم.

مشکل دوم شیوه تبلیغات انصراف از دریافت یارانه است. این تبلیغات به نظر من ناکارآمد و ضدتبلیغ بوده اند. حقنه کردن کار خوب به مردم روشی است که صدا وسیما برای تشویق به شرکت در راهپیمایی و انتخابات انجام می دهد. روز و شب چند جمله تکراری را به صورت زیرنویس بر سر مردم می ریزد و مصاحبه های فرمایشی برگزار می کند که همه یک حرف را می زنند اما اشاره ای به نظرات مخالف (هر چند غلط) نمی کند. حتی به دلایل منطقی و عقلانی چنین کارهایی اشاره نمی کند. فقط شعار آن هم شعارهای قدیمی و تکرار و تکرار. تجربه همان انتخابات و راهپیمایی ها نشان می دهد به احتمال زیاد همین سیستم تبلیغات صدا و سیمای محترم هم باعث انصراف درصد قابل توجهی از مردم خواهد شد ولی انتقاد ما سر جای خودش هست.

مثلا بسیاری از مردم گرفتن پول یارانه را حق خود می دانند. بعضی ها حکومت را اعم از احمدی نژاد و روحانی و … یک کلیت می دانند و می گویند اگر بد بود چرا فلانی داد یا اگر پول نیست قبلی به چه روشی این پول را می داد. خیلی ها می گویند اینها همه کلک و حقه بازی است و دولت می خواهد قیمت ها را گران کند. برای من تمام این ایرادها جواب منطقی دارد[1] که در سایت ها، مصاحبه های مسئولین و نخبگان و قوانین مصوب آمده است اما اگر عامه مردم مدام سرشان مدام سرشان در روزنامه و اینترنت و اخبار تخصصی بود که نیاز به سازمان پر هزینه ای مثل صدا و سیما نبود. بعضی از مردم بر اساس تجارب گذشته باور نمی کنند که آنطور که تبلیغ می شود پول یارانه های انصرافی صرف بهبود خدمات رفاهی و امکانات ملی شود. این شبهه ای است که بیشتر مردم را نسبت به پرداخت مالیات هم بی میل می کند. اما برای این حرف هم که در تاکسی و مهمانی به گوش می خورد جوابی نیست.

مساله دیگر این است که از ما می خواهند به اختیار خودمان فداکاری کنیم ولی هیچ اطلاعاتی به ما نمی دهند. شما را نمی دانم ولی من از آنهایی نیستم که توی اتوبوس تا آخر بایستم تا آخرین بنشیند و بعد خودم بنشینم. وقتی صندلی خالی شد نگاهی به دور و بر می کنم اگر کسانی شایسته تر از خودم نبود می نشینم. برای اینکه خطای احتمالی در تشخیص نیاز دیگران به نشستن را در نظر بگیرم کمی هم تعارف می کنم. یعنی تصمیمم برای فداکاری وابسته به حال خودم (خستگی، کارهایی که فقط می توانم نشسته انجام دهم) و وضع دیگران (پیرترها، خسته تر ها، بچه دارها و …) دارد. خیلی آرمانی نیست ولی برای کسی که هر روز اتوبوس سوار می شود عملی است. نه ادعای اسطوره فداکاری بودن و پاک شدن از حب نفس و دارد و نه بی خیال بنی آدم است. حالا تبلیغات انصراف یارانه مثل این است که در یک اتوبوس کاملا تاریک بگویند یک تعدادی صندلی خالی هست شما برای دیگران فداکاری کنید و درخواست نشستن ندهید. ممکن است کلی هم صندلی خالی بماند! مسئولین محترم نه می گویند قصد دارند به چند دهک یارانه بدهند، نه چقدر یارانه بدهند. بعد می گویند کسانی که به این پول نیاز ندارند انصراف بدهند.

آخرین مساله این است که شفاف و روشن برای عامه مردم گفته نمی شود که مطابق برنامه دولت و مصوبه مجلس قرار است فهرستی از کالاها گران شود. باز هم برای من فهرست این کالاها و میزان گران شدنشان تا حد زیادی روشن است ولی برای بیشتر مردم نه. نتیجه این می شود که ملت الان با شور احساسات انصراف بدهند و بعدا که از گران شدن اقلام مصوب تعجب کردند بشوند مامور تورم انتظاری.

در علم اقتصاد انسان را ذاتا به دنبال سود اقتصادی و حداکثر کردن آن فرض می کنند. نظریات انتقادی دیگری مطرح می کنند که انسان تک بعدی و فقط به دنبال سود نیست بلکه گاهی بر اساس معیارهای دیگری هم خلاف سود خودش تصمیم می گیرد. اگر احمدی نژاد که همه چیز را ساده سازی می کرد و برای هر حوزه ای نظریه ای جدید داشت اینطور یک طرفه خواستار فداکاری می شد حرجی نبود ولی تعجب است از دولت تدبیر و خردگرایی با آن مشاورین و کارشناسان اقتصادی باتجربه همراهش که در تبلیغاتشان از انسان اقتصادی یکسره به ملت فداکار برسند و جایی برای محاسبات اقتصادی مردم باقی نگذارند. شاید تنها نکته خلاف این رویکرد ارتباط برقرار کردن بین پرونده یارانه افراد برای اعتبارسنجی دریافت تسهیلات آنها بود.

سومین نکته این است که یکی از بزرگترین مشکلات اداره کشور ما نبود آمار دقیق یا متشکل نبودن آن در قالب پایگاه داده های قابل بهره برداری و مرتبط با هم است. تجربه کارت سوخت و فاز اول هدفمندی نشان داد چنین کارهای فراگیری چقدر برای رسیدن به چنین هدفی کمک می کند. پایگاه داده هدفمندی اگر به جای اینکه محدود به نیازمندان شود فراگیر باشد پایه خوبی برای یک سیستم مالیاتی کارآمد و یک نظام رفاهی فراگیر باشد. از این گذشته کمک به تشکیل و تکمیل چنین پایگاه داده هایی و سرویس های مرتبطش مانند دسترسی پستی و پیامکی به مردم و برقراری اتصال با ثبت احوال و املاک گامهای واقعی برای خدمات دولت الکترونیک و خو گرفتن مردم با آن است که با موقتی و محدود دیدن این پروژه ها محقق نمی شود.

من از دریافت یارانه انصراف نمی دهم. تمام اطلاعاتم را به درستی وارد می کنم . می دانم که جزء سه دهک بالایی و سه دهک پایینی نیستم ولی خودم هم نمی دانم دقیقا در کدام دهک هستم و نیز نمی دانم قرار است چقدر بین چه کسانی توزیع شود. تصمیم با دولت است اگر صلاح ندانست (که به احتمال زیاد چنین خواهد بود) و یارانه نداد هم اعتراضی ندارم. انصراف ندادن یک فایده دیگر هم دارد. می توانم به عنوان یک شهروند بر روش کارکرد سیستم و دستگاههای مجری فاز دوم هدفمندی نظارت کنم. از همین سایت refahi.ir تا باقی مراحل.

زمان محمود احمدی نژاد برای گرفتن یارانه ثبت نام کردم بدون اینکه روی گرفتن آن حسابی باز کنم نشان به آن نشان که با وجود واریز نشدن 8-9 ماه برای پیگیری نرفتم. آن روزها هدفم این بود که به دولتی که مدام وعده می داد و می خواست قیمت حامل های انرژی را زیاد، اقتصاد را جراحی و عدالت را برقرار کند نشان دهم حرف زدن هزینه دارد. قبلا برای گرفتن آن حساب یک میلیونی نوزادان هم با همین هدف به بانک مراجعه کرده بودم که البته خبری از پول نبود. آن روزها وضع اقتصادی کشور در این حالت بحران زده کنونی نبود و می خواستم دولت با نگاه به هزینه حرف زدن دقیق تر حرف بزند. امروز می خواهم به دولت فعلی نشان دهم روش های صدا و سیمایی و احمدی نژادی اگر بد است برای همه بد است تا شاید استفاده از این روش ها را کاهش دهد. برای اینکه فقط ایراد کار را نگفته باشم به نظرم در چنین مواقعی رییس جمهور یا یک شخصیت دائمی مانند سخنگوی دولت یا مثلا سخنگوی طرح باید با صدا وسیما مصاحبه کند و به پرسش های واقعی نظیر آنچه در بالا گفتم پاسخ دهد. نکته مهم این است که چنین صحبتی باید در عین دقیق بودن با ادبیات قابل فهم برای مردم باشد. من تا به حال از گفتگوهای آقای روحانی با تلویزیون راضی نبوده ام. نه سوالها چالشی بودند نه بر خلاف برهه هایی از زمان تبلیغات انتخاباتی سخنان او جریان ساز و به یادماندنی بود. خوب است که رییس جمهور کم حرف می زند ولی به همان اندازه مهم است که سخنان کمش حساب شده، تاثیرگذار و متمایز از صحبتهای سایر مقامات زیر دستش باشد. به نظر می رسد روحانی در تبلیغات انتخاباتی مشاورین بهتری داشت.

[1] احمدی نژاد یارانه را به قیمت کسری بودجه تورم زا و خرج کردن بودجه های توسعه ای می داد که نتیجه اش بسیاری از مشکلات فعلی است. روحانی و گروه مدیریتی و خواستگاه سیاسی اش کاملا با رییس جمهور قبلی متفاوت است و هدفشان از انصراف مردم از یارانه هم مقابله با کسری موروثی دولت قبل است. دولت رسما قرار بوده است قیمت حامل های انرژی و آب و برق را گران کند. آب و برق حدود 20 درصد گران شده اند. قیمت های جدید نفت سفید و نفت کوره و … اعلام شده است. افزایش قیمت بنزین و گازوییل به زودی اعلام می شود. به احتمال زیاد سقف افزایش قیمت اقلام انتخاب شده 50 درصد و تورمی که دولت با وجود هدفمندی قصد دارد در پایان سال به آن برسد 25 درصد است. هدف دولت از افزایش قیمت ها هم جبران کسری بودجه هدفمندی و نیز مقابله با افزایش مصرف حامل های انرژی و کاهش یارانه غیرمستقیم آن که بیشتر شامل ثروتمندان است می باشد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: