امام حسین ع «یکی» از پیشوایان ما

مارس 16, 2014

حادثه عاشورا حادثه عجیبی در تاریخ اسلام است. آنقدر عجیب که حتی میان ما شیعیان که این حادثه سهم بالایی در مناسک مذهبیمان داشته و دارد برخوردهای خاصی با آن شده است. خرق عادت‌هایی مانند رفتن به استقبال مرگ با وجود اطلاع قبلی و نیز بردن خانواده به چنان معرکه ای مساله عادی و قابل هضمی نبوده است.

گروهی برای هضم این عمل‌کرد غیرعادی و به‌خصوص تناقض آن با گفتار و رفتار سایر معصومین ع به این گرایش یافته‌اند که حادثه عاشورا را یک ماموریت خاص برای امام حسین ع که فرمان خاص الهی داشته است تفسیر کنند. این تفسیر تناقض فوق را حل می‌کند ولی اشکالش این است که در قضیه عاشورا امام حسین را عملاً از مقام پیشوایی و الگو بودن خلع می کند . یعنی در حالی که ما کوچکترین رفتار و گفتار و حتی سکوت ائمه را برای استنباط احکام و قاعده، سند قرار می دهیم، رفتار معصوم در حادثه‌ای به عظمت عاشورا با آن همه تأکید برای تازه نگه داشتنش با اشک و زیارت و … قابل پیروی نخواهد بود.

گروهی دیگر به‌خصوص در زمانهای متاخر بر الگو بودن امام حسین ع تأکید کرده اند. مشهور شده است که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.خیلی‌ها شهادت طلبی را وجه ممیزه شیعه دانسته اند و این به‌ خصوص در شرایطی کاربرد و اهمیت داشته است که امیدی به پیروزی بر قدرت مقابل نبوده است. این گرایش اشکال تفسیر قبلی را ندارد اما اشکال دیگری ایجاد می کند. این تفسیر با پررنگ کردن شهادت طلبی و ظلم ستیزی یدون مصلحت سنجی و محاسبه تبعاتش بر گروه طرفدار حق، عملاً پیشوایی سایر معصومین ع که رفتاری با متفاوت با سیره سیدالشهدا در عاشورا داشتند را کمرنگ می کنند. امام علی ع تسلیم فشار خوارج شد و مالک را از نزدیک خیمه معاویه برگرداند. امام حسن ع با معاویه به رغم غاصب، نامشروع و ظالم بودنش صلح کرد. ائمه بعد از امام حسین ع به هیچ وجه اقدام به مقابله نظامی با حکومت های نامشروع زمانشان نکردند. با وجود این که بعضی خلفای اموی و عباسی ظاهرا در فسق و فجور کم از یزید نداشتند. شاید گمان شود ایشان بعد از عاشورا امکان چنین کاری را نداشتند در حالی که بر عکس تقریباً از زمان امام باقر ع یک جریان شیعه عامل به مقابله مسلحانه و شهادت طلبانه با حکومت های وقت وجود داشت که ائمه با آن‌ها همراهی نمی‌کردند. امامان معصوم سران آن قیام ها را محکوم نمی‌کردند ولی پرهیزشان از چنان اقدامهایی طوری بود که عموزادگان انقلابی آن‌ها، ایشان را اهل شمشیر نمی‌دانستند (قضیه منتشر شدن صحیفه سجادیه).

سازش بین این دو نظر به نظرم در این است که در شرایط خاصی که خطرات بزرگی وجود دارد قواعد عادی حفظ جان و مال از خطر حتمی و عدم وجوب جهاد بر زنان و … به کنار می رود و پیروی از سیره امام حسین ع واجب می شود اما در سایر شرایط همان قواعد عادی که سایر ائمه هم عامل به آنها بوده اند باید مطاع باشند.

گمراهی یا حداقل بی سعادتی کسانی که امام حسین ع را واگذاشتند (حتی آنها که به اصرار خود امام و با خاموش کردن چراغ از کربلا رفتند) برای شیعه روشن است، هر چند بد نیست برخی دوستان که خیلی محاسبه سود و زیان و پیشرفت اقتصادی را ملاک قرار می دهند گاه گداری نصیحت ناصحانی که امام حسین ع را از رفتن از مکه باز می داشتند و جوابی که گرفتند را بخوانند تا بدانند این ملاک مطلق نیست.

اما مهمتر از آن بد نیست جوانان حزب اللهی و سوپر انقلابی ها گاهی نگاهی به برخی از آنها که در زمانی که تکلیف کربلایی نبود دم از جهاد و شهادت و انقلابی گری زده اند بیندازند. خوارج که زمانی امام علی ع عهد تحمیلی خودشان برای صلح با معاویه را محترم می شمرد تجویز جنگ می کردند، قاتل امیرالمومنین را در میانشان داشتند. شمر که در زمان صلح امام حسن ع به دنبال بیعت با امام حسین برای جهاد با معاویه بود قاتل روسیاه امام حسین ع در عاشورا شد. عموزادگان انقلابی امام باقر و امام صادق ع با وجود بزرگواری این دو امام و داشتن نسبت خانوادگی با اهل بیت ع، خود را اهل کتاب و شمشیر و ایشان را فقط اهل کتاب می دانستند گویی مشکل امام باقر و امام صادق برای قیام نداشتن شجاعتی بود که آنها داشتند!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: