9 دی 88، حماسه دیررسیدگان

دسامبر 28, 2013

آن روز 9 دی 88 بود. چند روز از عاشورا گذشته بود و در این چند روز صدا وسیما مدام داشت از توهین به امام حسین ع و هتک حرمت عاشورا می گفت و آدم می اورد که قضایا را محکوم می کردند. چیز دندان گیری البته نشان نمی داد تصویری های مبهمی از یک تکیه و تصاویر کوتاهی از هلهله یک عده. در طرف دیگر اما صحبت از آدم زیر گرفتن و پایین انداختن از پل بود. من طبق معمول به همه تبلیغات غلیظ و شدید از هر طرف که باشد بدبین بودم مگر اینکه خلافش ثابت شود.

بسیاری از راهپیمایی های سال 88 را با همین نیت (علاوه بر نیت دیگر) شرکت داشتم. جشن 24 خرداد احمدی نژاد، 25 خرداد رای من کو، نماز جمعه هاشمی، روز قدس، 13 آبان. البته 18 تیر و 16 آذر را که داخل دانشگاه بود و نرفتم. بعدش غوغای پاره کردن عکس امام توسط حکومت به پا شد. تقریبا همان موقع بود به این نتیجه رسیده بودم که اصرار بر ادامه راهپیمایی خیری ندارد. راهپیمایی های آخر برای حکومت که مجبور بود حکومت نظامی غیررسمی راه بیندازد مایه دردسر بود ولی برای معترضین فایده ای نداشت. در تهران جمعیت مرتب کم می شد و شعارها تندتر. اولی تاثیر را کم می کرد و دومی امکان سازش را از بین می برد. تازه این علاوه بر این بود که در کل این چند ماه در بیرون تهران راهپیمایی خاصی اتفاق نیفتاده بود. رهبران سبز شعارهای تند را تایید نمی کردند ولی مخالفت پررنگی هم با آن نداشتند. خودشان از سازش می گفتند و از آقای خامنه ای به عمد اسم نمی بردند ولی سبزهای بیرون گود مرگ بر دیکتاتور را نشانه شجاعت و پیشروی جنبش تبلیغ می کردند که دست روی نقطه اصلی گذاشته است و از نه غزه نه لبنان و مرگ بر روسیه دربرابر مرگ بر آمریکا لذت می بردند. از این حرفها سازش در نمی آمد. نتیجه یک جنگ و گریز فرسایشی می شد که ایران را ضعیف می کرد در حالی که اگر حال و حوصله خواندن بیانیه های موسوی را داشتی می دیدی که او از اجماع ملی و قدرتمند شدن ایران می گفت.

از قبل نمی خواستم راهپیمایی عاشورا را بروم. هم به خاطر تحلیل بالا و هم اینکه موسوی که حرفهایش تنها رشته اعتماد من با سبزها بود دعوتی برای آن نکرده بود. دینداری من سیاسی هم هست ولی راستش خوش نداشتم در نزاعی که طی چندماه هیچ کدام از دو طرفی که محکوم به هم زیستی با همند نتوانسته بودند بر هم غلبه کنند یا دلیل قانع کننده ای برای ادعاهایشان بیاورند در نقش یاران حسین ع بر یزید زمان بشورم. امید داشتم استقبالی هم از راهپیمایی عاشورا نشود. طرف های ما هم خبری نبود. چندباری خواستم بروم به مسیر راهپیمایی و سری بکشم ولی نهایتش تا وسط های دماوند رفتم. خبری نبود.

با اتفاقات عاشورا تصمیم گرفتم و تبلیغ تلویزیون برای 9 دی تصمیم گرفتم حتما در آن روز در صحنه حاضر باشم. 9 دی اما ماموریت کاری مانع شد حضورم شد اما تجربه مفیدی برایم ایجاد کرد. من در شرکت خصوصی کار می کردم که پیمانکار پروژه ای در نهاد ریاست جمهوری بود و آن روز باید مشکلی را در محل نهاد برطرف می کردم. در سالن پارتیشن بندی شده ای که در آن میان حدود 20 – 25 نفر از کارمندان نهاد مشغول ور رفتن با یک سرور بدقلق بودم از حدود ظهر ولوله ای شد. آدم هایی می آمدند می گفتند ماشین دم در آماده است. کارمندها بعضی ها سریع و با اشتیاق و بعضی ها به کندی و با اکراه یکی یکی رفتند. من ماندم و سالن خالی. این برایم عجیب بود. از همکارانم شنیده بودم توی آن قسمت قبل از روز رای گیری بعضی ها با شال سبز سر کار حاضر می شده اند. شال سبز توی نهاد ریاست جمهوری احمدی نژاد!! از یکی از کارمندان که از تکه انداختن هایش حدس می زدم یکی از همان سبز پوش ها باشد پرسیدم رفتن اجباری است؟ گفت نه! ولی خب اگر نروی بعدا حرف پشت سرت در می آورند که فلانی چه مشکلی داشت که نرفت و دردسر می شود. نکته جالب تر تجربه غیابی من از 9 دی این است که دوستان حزب اللهی ما در شرکت که کلی هم با هم سر وقایع بعد از انتخابات بحث های تند می کردیم هیچ کدام به تجمع 9 دی نرفته بودند.

از این حرفها به چه می خواهم برسم؟ به اینکه بر خلاف تبلیغات وسیعی که توسط رسانه های حکومتی می شود 9 دی یک اتفاق عظیم نبود. جمعیت حاضر در 9 دی در سراسر کشور به هیچ وجه کم شمار نبودند. اما در کشوری که هر سال راهپیمایی 22 بهمن و روز قدس برگزار می شود این جمعیت آن هم با آن تبلیغات توهین به امام حسین ع یک واقعه تاریخی نبود. در آن روز غیر تعطیل «یک سری» از حاضرین کارمندانی با محذوراتی که گفتم بودند. دوستان حزب اللهی بخش خصوصی ما هم که از مشتری های 22 بهمن و روز قدس بودند هم سر کار بودند. تصاویر هم نشان می دهد در مقایسه با راهپیمایی های هرساله 9 دی کوچک تر بوده است.

اما نکته مهم سرشماری افراد در حاضر در راهپیمایی نیست، در تبلیغات بسیار زیاد صدا و سیما، رسانه های اصولگرا و حتی آقای خامنه ای برای خاص کردن 9 دی است. چرا یک راهپیمایی متوسط که درصدی از آن هم حضور کارمندی و دانشآموزی بوده است 8 ماه بعد از انتخابات و چالشی که بعد از انقلاب بی سابقه بوده است تاریخی است؟ نمی شد همان هفته های اول چنین راهپیمایی داشت؟ در پاسخ می گویند نظام و رهبری صبر کردند تا مردم ذات ضداسلام فتنه را بشناسند. آنچه من دیدم صبر کردن نبود. در خیابان اول اسلحه و بعد کتک و بازداشت بود. در رسانه ها تکرار همان حرفها بود که اگر کسی می خواست همان اوایل قبول می کرد وگرنه تکرارش بی اثر بود. در صدا و سیما تقریبا از 30 خرداد همیشه معترضان عده محدودی بودند. در صحبت های چهره های بابصیرت اصولگرا از بعد از 25 خرداد معترضین چندهزار نفر یا چندصدنفر بودند با این حال همین شمار معدود ماهها نظام را براندازی می کردند!! چه اشکالی داشت مانند فراخوان 23 تیر 78 که بعد از 18 تیر انجام شد نظام روز 28 خرداد فراخوان حمایت از نظام، قانون و «رای اکثریت» می داد؟ می گویند بین سبزها و طرفداران احمدی نژاد درگیری می شد؟ می گویند مگر قرار است تعداد راهپیمایی کنندگان نتیجه انتخابات را تعیین کند؟ اگر این کار را کنیم دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود و بعد از هر انتخاباتی باید یک ماه تظاهرات شود.

اینها همه مغالطه است. قبل از انتخابات شدیدترین بحث ها بین طرفداران دو طرف در خیابانها بود ولی درگیری خاصی دیده نشد حتی بعد از مناظره ها که به شدت تحریک کننده بودند. راهپیمایی قرار نبود نتیجه انتخابات را تعیین کند قرار بود به جای حرفهای تکراری چهره های اصولگرا، مردم معترض را قانع کند که فقط آنها بی شمار نیستند طرف مقابل هم هست. قرار بود انقلاب مخملی را خنثی کند. نکته اصلی انقلاب مخملی متهم کردن یک حکومت در مظان اتهام (معمولا با سابقه سرکوب مخالفان و سانسور رسانه ای) به تقلب در انتخابات و سپس نمایش اکثریت معترض با حضور مستمر تعداد زیادی از افراد با هویت بصری قابل تشخیص (رنگ، شاخه گل و …) است. پوشش رسانه ای ابتدا افکار عمومی را قانع می کند که اکثریت همین هایی هستند که در تصویر می بیند، بعد در طرفداران حکومت شک ایجاد می کند و بعد حاکم به استعفا یا برگزاری مجدد انتخابات رضایت می دهد. معترضین بر مبنای همان تصویری که در افکار عمومی ساخته اند انتخابات تجدید شده را می برند.

تنها جاهایی که توانسته اند در برابر انقلاب مخملی مقاومت کنند ازبکستان و لبنان بوده اند. در سناریو ازبکستان، حکومت با سرکوب معترضین اتهامات قبلی خودش را اثبات می کند و مشکل کوتاه مدتش را با هزینه اعتبار و قدرت نرمش که سرمایه طولانی مدتش است حل می کند. این روش نمونه های دیگری مانند مجارستان زمان جنگ سرد و چین در حوادث تیان آن من دارد که البته پوشش رسانه در آن کمرنگ تر بوده است. اما در لبنان پس از ترور حریری جریان 14 مارس با تجمع خیابانی علیه حضور سوریه و سلاح حزب الله اقدام کرد و در مقابل حزب الله و متحدانش با فراخوانی هوادارانشان به تجمع خیابانی، از همان رسانه های پوشش دهنده جمعیت 14 مارسی ها استفاده کردند تا نشان دهند که وضعیت در لبنان به یک اکثریت طرفدار 14 مارس و اقلیت ناچیز طرف مقابل تبدیل نشده است. همین باعث شد حرکت خیابانی 14 مارس ناکام بماند. دقت کنید 14 مارس در انتخابات مجلس بعدی برنده شد، یعنی حضور خیابانی برای تعیین نتیجه انتخابات یا تعیین اقلیت و اکثریت نیست بلکه برای این است که آن تصویر اکثریت معترض مظلوم در برابر حاکمان اقلیت ظالم در افکار عمومی شکسته شود.

جای تاسف است که با وجود نزدیکی حزب الله به ایران چنین اقدامی در خرداد و تیر 88 انجام نشد. این یا به علت احساس ضعف پشتوانه شدید حکومت است که با اکثریت 24 میلیونی رییس جمهور مورد حمایت رهبر نمی خواند یا یک بی تدبیری شدید است که به نظرم نیازمند بررسی جدی است. این بی تدبیری یا عمدی و چیزی در مایه های دام پهن کردن برای اصلاح طلبان است یا سهل انگارانه و احمقانه است که در این صورت بد نیست مسببین آن به جای لیست کردن تحریم و ضرر اقتصادی و جریان انحرافی و … به عنوان نتایج اعتراض موسوی و کروبی خودشان پاسخگوی اتهاماتشان باشند.

نتیجه آخر 9 دی یک تجمع متوسط و با تاخیر چندماهه است که همانهایی که مسبب تاخیرش هستند به جای پاسخگویی در عظمت آن حماسه می سرایند و سالگرد می گیرند. این حماسه سازی ها و سالگرد گرفتن ها یک بار در سال 89 باعث استقبال از دعوت به راهپیمایی 25 بهمن آن سال شد. امیدوارم این اشتباه امسال تکرار نشود. امیدوارم آقای خامنه ای و عقلای نظام با طناب کسانی که بنزین بر حوادث 88 ریختند و بعد از خودشان و دوستانشان بابت خاموش کردن چنان آتشی بزرگی (آن هم با بیل) تقدیر کردند داخل چاه نروند. انتخابات 92 چنان که قبلا نوشته ام اصلاح بی سر و صدای اشتباهات طرف های مختلف در سال 88 است، با سر و صدا درست کردن این فرصت را از دست ندهیم.

Advertisements

2 پاسخ to “9 دی 88، حماسه دیررسیدگان”

  1. محسن حاجی کریمی said

    چه خوب بود داداش!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: