سائل بی ادبم

دسامبر 18, 2013

تو می دانی که خراب است حالم

تو می دانی چیست دردم

آویزان توام

در راه مانده ام ولی نه ابن السبیل

فقیر مضطرم ولی نه بی تقصیر

خود می دانم که سائل بی ادبم

سکه ای بی منت می دهی مرا ولی بی لبخند

ممنونم توام ولی حسرت لبخند در دلم

نه روی شکوه دارم نه بی نیاز سکه ام

نه می رود هوای نگاهت از دلم

چه کنم برای قناعت؟

قید سکه را بزنم یا شکوه یا نگاهت؟

نه درویشم نه دریادل، نه عاشق صادقم

هیچم و کمتر از هیچم

همان سایل بی ادبم

نرانی از درم!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: