چرا رفع حصر باید هرچه زودتر آغاز شود؟

نوامبر 23, 2013

به نظرم رفع حصر موسوی و کروبی باید هرچه سریع تر آغاز شود. چرا هر چه سریع تر و چرا می گویم "آغاز شود" و نه "انجام شود"؟

اول، به دلایل انسان دوستانه. موسوی و کروبی هر دو مسن هستند و در این نزدیک به سه سال ضعیف و بیمار شده اند. می شود بنابر توجیهات یا دلایلی گفت اینجا جای رحم و شفقت نیست ولی همیشه آن که از نظر خودش دلیل برای نبخشیدن دارد ولی رحم می کند بزرگ می شود و فراتر از استدلالهای موافق و مخالف حتی به دل مخالف خود هم راه پیدا می کند. نمونه در تاریخ صدر اسلام و تاریخ معاصر زیاد است.

دوم، بدنه حامی جنبش سبز در داخل کشور امروز دیگر به طور جدی به خیابان فکر نمی کند. سیاسیون داخل بیشتر روش اصلاح طلبانه دارند تا سبز. بعضی در محذور حضور در دولتند برخی به فکر شرکت در انتخابات مجلس و دیگران سکوت کرده اند تا اگر خودشان در این وادی نیستند برنامه دوستانشان خراب نشود. این یعنی قرار نیست اتفاق جدیدی در عرصه جامعه بیفتد. بگذریم که به نظر موسوی و کروبی در این هاگیر واگیر مذاکرات خارجی بعید است کاری جز سکوت و حمایت از دولت انجام دهند. آنها در روزهایی که بسیار به التهابات 88 نزدیک بود این التزامشان به منافع ملی (به خصوص خارجی) را نشان داده اند. مثالی که همیشه می زنم لغو راهپیمایی 25 خرداد 89 به علت نزدیکی با جلسه شورای امنیت بود.

سوم، رفع حصر می تواند تدریجی باشد. از انتقال هر سه نفر به خصوص آقای کروبی به منزل خودشان و آزادی کامل ملاقات خانواده در حضور مامورین شروع شود. بعد با آزادی ملاقات دیگران، خروج مامورین از داخل خانه و بعد از آن اجازه رفتن موسوی و کروبی به بیمارستان و خانه نزدیکان و سپس دیگران ادامه پیدا کند تا به وضعیت بهمن 89 برگردد. ممکن است عده ای از مخالفین و سبزها به خاطر این تدریج غر بزنند یا هر مرحله را با حقوق سهروندی مصرح در قانون اساسی مقایسه کنند ولی این تدریج از طرفی امید به بهبود تدریجی وضع را در دل اقشار همدل با سبزها زنده می کند و از طرفی مثلا برای یک ماه می تواند یک سلسله اخبار مثبت را روی رسانه های خارجی نگه دارد. تصور کنید BBC فارسی هر روز یک خبر از تغییر جدید در وضع محصورین ارائه دهد.

چهارم، جمع بندی من این است که ما در پرونده هسته ای در گوشه رینگ گیر افتاده ایم. به همین علت هم سر از نرمش قهرمانانه درآورده ایم. رفع حصر به طرف غربی نشان می دهد ما برای حل مشکلمان گزینه های بیشتری داریم که محدود به چانه زنی با آنها نیست. ظریف چندباری گفته است که ایران به خاطر فشار تحریم ها پای میز مذاکره نیامده است بلکه این نتیجه انتخابات است. این که روحانی بتواند به حرفها و وعده هایش با لحاظ کردن نگرانی های بخش های دیگر حکومت عمل کند تایید می کند موضع ظریف حرفهای تزیینی دیپلماتیک نیست. اثرات این مساله بر وضع منطقه ای ما هم در آستانه مذاکرات ژنو 2 سوریه کم نیست. فکرش را بکنید عربستانی که در سوریه آزادیخواه شده، در کشور خودش برای شیخ نمر حکم اعدام می زند ولی ما که در سوریه دعوت به راه حل سیاسی می کنیم در کشور خودمان وضع کسانی را که بعضی ها در داخل بارها به اعدام تهدیدشان کرده اند به زندگی عادی نزدیک می کنیم. این اثر دارد.

پنجم، این اواخر بعضی سبزها شروع کردند به شمارش روزهای حصر و اشاره به عاشورای 88. طرف مقابل هم شروع کرد حرف از اعدام زدن و توبه خواستن از موسوی و کروبی و پخش مستندهای آنچنانی درباره عاشورای 88. ممکن است توسط چنین افرادی حرفهای فوق حمل شود بر دوزیست بودن من اما به نظر خودم دیدگاهم روشن و غیر التقاطی است. انتخابات 92 نتیجه کوتاه آمدن دو طرف بود.

نحوه ای که آقای خامنه ای انتخابات را برگزار کرد، اجازه داد نقد سیاست داخلی و خارجی در محدوده مشخص انجام شود، امتیاز ویژه در تایید صلاحیت به احمدی نژاد نداد، بارها بر بی طرفیش تاکید کرد و با کنترل نسبی نهادهای منصوبش و پرهیز از سخنرانی هایی که نامزد خاصی منظورش باشد بی طرفیش را بی اثر نکرد. به وجود و تاثیر کسانی که نظام را قبول ندارند یا با آن مشکل دارند قبل و بعد از انتخابات اذعان کرد و با آنها با لحن مثبت سخن گفت. اینها یعنی کوتاه آمدن. یعنی تغییر روش مشکل ساز گذشته. اصل شرکت اصلاح طلبان در انتخابات 92 و ادامه دادنشان بعد از رد صلاحیت هاشمی، سکوت یا همدلی سایتهای سبز نسبت به نامزدهای اصلاح طلب سال 92 و حرفهایی که نامزدهای وزارت و کسانی مانند حجاریان درباره وقایع سال 88 زدند هم یعنی کوتاه آمدن. یعنی دنیا سال 88 به آخر نرسید و بساط جمهوریت در نظام هم یکباره، به تمامی و برای همیشه جمع نشد. یعنی اشراف به اینکه روشی که سال 88 توسط منتقدین اجرا شد هم، محدودیت و مضراتی دارد.

هر دو طرف دستاوردهایی هم از این کوتاه آمدنشان داشتند. آقای خامنه ای توانست یک انتخابات آبرومند برگزار کند که اثرش بر اقشار ناامید مردم، فضای کشور و فضای خارجی روشن است و با مقایسه فضای بعد از انتخابات مجلس نهم روشن تر هم می شود. اصلاح طلبان کما بیش به سطح اول و پایین تر دولت برگشته اند. آنها و سبزها دولتی را بر سر کار آورده اند که در سیاست خارجی بحرانسازی نمی کند، در اقتصاد آرامش حکم فرما کرده است و در سیاست خارجی فعال، پویاست و موجی مثبت در فضای دیپلماتیک ایجاد کرده است. من از هر دو طرف می خواهم به کوتاه آمدنشان در عین حفظ عقاید و اصولشان ادامه دهند. سعی کنند بدون نیاز به تصریح در سخن، در عمل با هم کمک کنند تا مشکل کشور حل شود. لازم نیست همدیگر را ببخشید یا دوست داشته باشید فقط دعوا نکنید تا وحدت ما در برابر بیگانه برای همه مان نتیجه بخش شود. اگر قرار است دعوا نشود نباید گذشته را واکاوی کرد. نباید دنبال این بود که چه کسی مسئول وضع فعلی است. درباره اینها سکوت کنیم. نباید از طرف مقابل بخواهیم که کس دیگری شود. اگر می ـوانستیم در آن حد همدیگر را قانع کنیم از 88 تا 91 کرده بودیم. باید هر کس ببیند الان چه می تواند بکند؟ نباید دنبال گوشزد کردن وظیفه دیگری باشد.

مطمئنم موسوی و کروبی اگر آزاد شوند نجیبانه سکوت خواهند کرد یا بدون اشاره به دیگران از دولت حمایت خواهند کرد. نظام و شخص آقای خامنه ای هم باید فریاد تواب خواهان و اعدام خواهان را ساکت کنند. اگر فکر می کنید موسوی و کروبی مجرمند همین را بگویید و حکم را به دادگاه محول کنید. با بددهنی و حکم اعدام از تریبون عمومی رافت نظام را بی اثر نکنید. سبزها بدانند با دیو ساختن از طرف مقابل و تبدیل رفع حصر موسوی و کروبی به یک اتفاق بزرگ و سازش خواندن سکوت احتمالی آنها فقط به بی اعتمادی بخش های دیگر حکومت و تاخیر در رفع حصر کمک می کنند. هاشمی بعد از رد صلاحیتش با وجود بی منطق بودن، بی سابقه بودن و سیاسی بودن آن سکوت کرد و رییس جمهورساز شد. به گمانم سکوت همدلانه چندماهه موسوی و کروبی هم حماسه ساز خواهد بود. ما می توانستیم با آن همه دلخوری از انتخابات 88 در انتخابات 92 شرکت نکنیم ولی کردیم و الان دولتی هست که مطالبه از آن مطالبه از دولت خودمان است.

ششم، در بالا از طرفین خواستم فلان کار را نکنند و بهمان حرف را نزنند. اگر زدند چه؟ اگر زندند هم طرف مقابل را به مدارا و چشم پوشی سفارش می کنم. در انتخابات 92 و قبل و بعد از آن از این موارد داشتیم و مدارا مشکل گشا و فرصت آفرین بود. نمونه اش در مدارای دولت با برخی حرفها در مجلس، مدارای نظام در برابر جشن های خیابانی بعد از پیروزی روحانی و … می بینیم. این که بتوانی جواب کسی را بدهی و ندهی. بتوانی با کسی برخورد کنی و نکنی نشانه و باعث قدرت و بزرگی است.

هفتم، در سراسر متن بالا لحنم طوری بود که دو طرف درگیرند و من آن وسط ایستاده ام و آن دو را به راه راست دعوت می کنم. من بی موضع نیستم. بی طرف نیستم. البته اگر توضیح دهم هنوز جایی آن وسط ها قرار می گیرم. اما به عمد دارم زور می زنم در نگاه به مساله از قسمتی از موضع خودم فارغ شوم. انشاء الله اگر وقت و توفیق شود از موضع خودم هم خواهم گفت. هر چند از آرشیو وبلاگ می توان به نتایجی رسید.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: