نکاتی درباره نشریات اصلاح طلب

سپتامبر 30, 2013

خبرهایی که از گوشه و کنار می رسد نشان می دهد چندتایی روزنامه اصلاح طلب در راهند. اقبال، نشاط و هم میهن و نامهای دیگری که نمی شناسیم. شاید باید خوشحال باشم ولی نیستم. چرا؟ عرض می کنم.

همین الان شرق، اعتماد، آرمان و آفتاب یزد و بهار و تقریبا ایران روزنامه های اصلاح طلب هستند. مجلات آسمان، مهرنامه، اندیشه پویا و نسیم بیداری هم هستند. سوال من این است که اینها قرار است چه کنند؟ اطلاع رسانی که فکر نمی کنم هدف باشد. تولید خبر آن هم در سطح روزنامه بسیار کم در ایران صورت می گیرد. تازه سایتها و شبکه های ماهواره فارسی زبان خیلی زودتر و ارزانتر (تقریبا مجانی) اخبار را به مخاطب می رسانند. اگر قرار بر مطالب تحلیلی و مقالات تخصصی تر یعنی همان سیاقی که روزنامه وزین شرق (واقعا وزین) در دوره اول دنبال می کرد باشد که مایه تعجب خواهد بود که چه چیزی برای هفته نامه ها و ماهنامه های منتشره توسط همین طیف (در مورد هم میهن/آسمان/مهرنامه همان تیم!) باقی می ماند؟

شاید عده ای بگویند که نویسنده اصل تنوع و حق انتخاب مخاطب و نیز رقابت در عرصه مطبوعات را در نظر نمی گیرد. چنین نیست. دلیل اینکه من به شمردن مطبوعات اصلاح طلب روی آورده ام این است که اولا اشتراک مطالب، سبک، نویسندگان و حتی سرمایه گذاران در چنین نشریاتی زیاد است پس رقابت چندان معنا ندارد. دوما انتشار مطبوعات در ایران با تمام دردسرها و سرمایه گذاری اولیه سنگین (که به خصوص در مورد روزنامه نیاز است) اگر ضررده نباشد سود چندانی هم ندارد. پس انگیزه اقتصادی نیست. اطلاع رسانی هم چنانچه در بالا گفتم نیست. حتی اگر آگاهی بخشی به مخاطبان و بالا کشیدن سطح آنها باشد به نظرم کار به صرفه ای نیست. پس علت چیست؟ به نظر من علت سیاسی است.

تجربه دوران پس از دوم خرداد نشان می دهد که جناح اصلاح طلب قدرت رسانه ای را برای قدرت سیاسی می خواهد. 7-8 روزنامه اصلاح طلب که هر روز فضای کیوسک ها را پر خواهند کرد و مجلات دیگری که مصاحبه سیاستمداران و مقالات روشنفکران را پوشش خواهند داد. من با چنین تلقی از مطبوعات مخالفم. تبعات چنین دیدی این می شود که جناح مقابل هم برای کاستن از قدرت این جناح برای بستن مطبوعاتش بهانه بتراشد. از این گذشته گاهی فضای سیاست ورزی همانطور که برخی سیاستمداران اصلاح طلب بعد از سال 84 گفتند زیاده از حد رسانه ای می شود. یعنی سیاستمداران نظری مخالف با جو رسانه های خودشان دارند ولی جرئت ندارند در برابر آنها بایستند. مثال چنین مساله ای برخورد با هاشمی در انتخابات مجلس ششم است. سومین نتیجه چنین رویکردی قطبی کردن جامعه است. روزنامه نگاری که با سرمایه و اعتبار افراد سیاسی مشغول به کار شده است کارش دفاع از موضع هم جناحی هاست نه دفاع از حقیقت و فراهم کردن زمینه قضاوت درست برای مردم و چون طرف مقابل هم چنین رسانه هایی فعال هستند و می شوند قدرت قضاوت مردم محدود می شود و هر کس بسته به اینکه کدام طرف را قبول دارد موضع می گیرد.

اشکال دیگر رویکرد بالا این است که حتی برای هدفی هم که برایش برنامه ریخته است ناکارآمد است. کل جامعه روزنامه خوان بسیار کم شمارند. سایتها، شبکه های اجتماعی، ماهواره ها و قیمت بالای روزنامه ها هر روز این تعداد را کمتر هم می کنند. تازه همه آن قشر سایت خوان و فعال سیاسی در شبکه های اجتماعی هم را که اضافه کنیم در برابر کل جامعه درصد کمی هستند که اکثریت بزرگی از آنها هم بدون هرگونه تبلیغاتی طرف اصلاح طلبان (در برابر جناح دیگر) هستند. یعنی سرمایه گذاری برای جذب و شکل دهی کسانی که قبلا جذب شده اند.

آخرین عارضه رویکرد سیاسی به تاسیس نشریات این است که مطالب نشریات به راحتی در سایتها کپی-پیست می شود و صاحبان نشریات هم اعتراض نمی کنند، چون هدف شکل دادن فضای رسانه ای است و نه کسب و کار مطبوعات و سرپا نگه داشتن یک بنگاه رسانه ای. می شود با نگاه به جلد یک نشریه مطالب مهم آن را دو روز بعد در سایتها پیدا کرد نتیجه اینکه تیراژ کمتر می شود، قیمت بالاتر می رود، اقتصاد مطبوعات باز هم ضعیف تر می شود و روزنامه نگاران و خبرنگاران باز هم بیشتر به سیاستمداران وابسته می شوند.

بر اساس ایرادهایی که بر شمردم نکات زیر را پیشنهاد می دهم:

به جای افزایش تعداد مجله ها و روزنامه ها به افزایش تیراژ و دوام آنها بپردازند. وقتش است نشریات 20 ساله داشته باشیم.

تنوع جایی ارزش دارد که جامعه هدف یا مطالب نشریه متفاوت از نشریات موجود باشند.

رسالت اصلی مطبوعات باید اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به مردم و مخاطبان باشد. هر چند هر نشریه ای یک دید سیاسی و سلیقه خاص دارد که اخبار و رویدادها را از فیلتر آن می گذراند اما این با اینکه فلان چهره سیاسی تیتر و مطالب نشریه را برای رقابت سیاسی استفاده کنند دوتاست.

باید زبان نشریات اصلاح طلب از زبان سیاستمداران اصلاح طلب متمایز و حاوی بی طرفی بیشتری باشد.

سیاستمداران جناح های سیاسی دیگر هم باید پایشان به مطبوعات اصلاح طلب باز باشد. نه برای مچ گیری و مصاحبه های شبه بازجویی بلکه باید به نشریات اصلاح طلب اعتماد داشته باشند و برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطبان این نشریات با آنها همکاری کنند.

باید کمک شود جناح های دیگر هم نشریات با دوام و تیراژ بیشتر و نیز کمتر سیاست زده داشته باشند.

نشریات حکومتی که با جابجایی دولتها جابه جا می شوند باید کمتر بشوند. در ادامه بند بالا مثلا می شود روزنامه شهروند را با کمک وام و … به طیف احمدی نژاد فروخت.

باید برای قشر کم درآمد هم روزنامه درآورد. روزنامه های بالای هزار تومان نمی توانند تیراژ بالایی داشته باشند. یک راه کاهش قیمت کمتر شدن روزنامه ها و افزایش تیراژ است. راه دیگرش ضمیمه آگهی قوی مانند روزنامه همشهری است.

باید با فراهم آوردن امکان نشر و اشتراک الکترونیک نشریات، از کپی شدن مطالب آنها در سایتها جلوگیری کرد. با قیمت فعلی کاغذ نشر الکترونیک یکی از راههای مهم کاهش هزینه است.

به شبکه ماهواره ای اصلاح طلب هم فکر کنید. منظورم چیزی شبیه رسا نیست بلکه شبکه ایست که مطالب سرگرم کننده هم داشته باشد و با داشتن مجوز ضمن برخورداری از آگهی داخلی و جذب هنرمندان داخلی نشان دهد چه کارهایی می شد در چارچوب قوانین همین جمهوری اسلامی کرد و صدا و سیما نکرد.

جمع بندی:

به جای نشریه بیشتر به نشریه قوی تر فکر کنید.

برای مخاطبی غیر از اقشار هدف سنتی اصلاح طلبان رسانه فراهم کنید.

رسانه اصلاح طلب باید بیشتر رسانه باشد تا تبلیغاتچی.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: