سوریه و خارج نشینی فرزانگان

اوت 30, 2013

یادش به خیر ما نوشته های خانم فرزانه روستایی را در شرق می خواندیم و چقدر ذوق می کردیم از تسلط یک زن بر مسایل سیاست خارجی. اما نوشته اخیر ایشان درباره حمله آمریکا به سوریه را در روزآنلاین خواندم و متاسف شدم. نمی دانم خاک خارج چه اثری دارد که آدم ها را اینجوری می کند. نه علاقه دارم به جای نقد حرف کسی به انگیزه اش بپردازم و نه بعد از آشنایی با درد و رنجی که روزنامه نگاران منتقد از زندان و دادگاه و مزاحمت های امنیتی ها کشیده اند و مجبور به ترک وطن شده اند علاقه دارم دوگانه خارج نشین-داخل نشین را مرتب بسط دهم. ولی آخر آنقدر در این یادداشت نادیده گرفتن واضحات و نتیجه گیری بی دلیل هست که بیشتر از نوشته آدم را به نویسنده مشغول می کند.

به نوشته بپردازم.

ایشان به صورت ضمنی، اینکه حمله شیمیایی دمشق کار دولت سوریه بوده است را اثبات شده فرض می کند و بعد رفته سراغ ذکر مصیبت اینکه اگر استفاده از سلاح شیمیایی معمول شود چه ها شود. لابلای همین ذکر مصیبت ها شایعاتی مثل استفاده از نیروهای حزب الله برای سرکوب 88 را قطعی می گیرد و بیشتر مثالهایش را از استفاده آتی از سلاح شیمیایی برای ایران و سوریه و حزب الله می زند.

تازه آخر مطلب که می خواهد تخفیف بدهد می گوید ممکن است دولت و شورشی ها هر دو از سلاح شیمیایی استفاده کرده باشند که باز هم ایران را به خاطر حمایت از دولت سوریه که کار را تا اینجا کش داده است مقصر دانسته است. خب اصلا احتمال ندارد فقط شورشی ها استفاده کرده باشند؟ بعد این قضیه قابل تحقیق نیست و باید بر اساس احتمال باز هم به طور ضمنی به حمله نظامی قدرت های خارجی و فرامنطقه ای رضایت داد؟

یکجایی نوشته است اینکه دولت سوریه همه جا تفوق نظامی داشته است باز هم از سلاح شیمیایی استفاده شده است نشان می دهد اگر دولت سوریه بر اوضاع مسلط شود باز موضوع منطقه ای است. خب این یعنی دولت سوریه دیوانه است و در زمان برتری نظامی، سلاح شیمیایی استفاده کرده یا اینکه یعنی اگر دولت سوریه دست برتر را داشته باشد مخالفین مورد حمایت غرب و متحدین منطقه ایش دست به هر کاری حتی کاربرد سلاح شیمیایی می زنند. .در حالت اول آیا دولت سوریه با همین سطح فهم توانسته است دو سال دوام بیاورد؟ در حالت دوم الان غرب باید کشورهای حامی این گروه تروریستی را تحریم کند یا باید به حکومت در حال جنگ با آنها حمله کند؟

در همین قسمت که به برتری دولت و ارتش سوریه اشاره می کند کمک حزب الله و حمایت ایران و روسیه را علت می گیرد اما حمایت مالی، نظامی و اطلاعاتی غرب و متحدین غیردموکراتیکش به علاوه ترکیه (که دموکراسی را با دخالت آشکار در امور همسایه اش به کمک دیگر کشورهای غیردموکراتیک معنا می کند) را مسکوت می گذارد. حمایت از القاعده برای ورود به جنگ داخلی سوریه را مسکوت می گذارد.

این چه مرضی است که هر غلطی غرب و کشورهای وابسته یا استبدادزده منطقه می کنند با توجیه اینکه خب دنبال منافعشان هستند مسکوت بگذاریم بعد هر کاری جمهوری اسلامی در دفاع از منافعش می کند را با انعطاف ناپذیرترین شاخص های اخلاقی بسنجیم.

ایران در سوریه اشتباهاتی داشته است. به نظرم آقای خامنه ای نباید از ابتدا حرکت اعتراضی آنجا را آمریکایی می نامید. به نظرم می شد ایران در مراحل اولیه شروع اعتراض ها میانجی واقعی بین دولت و مخالفان می شد و دولت سوریه را به اصلاحات واقعی توصیه می کرد. همین امروز هم ایران نباید بگذارد اسد به وسوسه تمام کردن مساله از راه نظامی بیفتد. این بحران با ان حجم خشونت و کشتار حتی اگر امروز هم به بهترین وجه حل شود تا سالها زخم و دردش در کشور و مردم سوریه باقی خواهد ماند. اما اینکه موقع دیدن تصاویر کشتگان جنگ داخلی فقط یاد دخالت ایران بیفتیم و نادیده بگیریم ایران دارد از دولت یک کشور در برابر شورشیان مورد حمایت کشورهای خارجی حمایت می کند بی انصافی است. اگر مشکل مستبد بودن این دولت است و گفته شود حامیان شورشیان دارند به مردم یک کشور در برابر یک حکومت ظالم کمک می کنند، آیا اینکه این حامیان حق مردم سوریه خود حکومت هایی مردمی هستند یا نه و اینکه قسمتی نه چندان کوچکی از نیروی مورد حمایت تروریست های خارجی هستند و اینکه یک حکومت حق برخورد مسلحانه با مخالف مسلحش را دارد در قضاوت شما تاثیر ندارد؟ به نظرم با وجود آن اشتباهات سیاست ایران از طرف مقابلش اخلاقی تر است.

می نویسد اقدام آمریکا با یا بدون مجوز شورای امنیت و ادامه می دهد. آیا نسبت به برخورد مقامات جمهوری اسلامی نسبت به سازمان ملل هم اینگونه ساده می گذرید. آیا به سابقه این بلواهای رسانه ای آمریکا و متحدانش در جنگ عراق، به سابقه حمایت اینها از جنایات جنگی صدام به ضدانقلاب بودن همه این کشورها به جز ترکیه در همه کشورهای دارای حکومت مستبد در قیامهای منطقه

نگاه نمی کنید؟

شاید بحث اصالت قدرت مطرح است. آمریکا می تواند و بدون مجوز شورای امنیت هم به کشور دیگری حمله می کند. عربستان و قطر و ترکیه هم به حمایت آمریکا می توانند یک مسئله داخلی را به یک جنگ داخلی بی برنده تبدیل کنند. اما جمهوری اسلامی چرا خودش را اسیر این ماجراجویی ها می کند؟ خب اگر بحث اصالت قدرت و ماکیاولیسم بی مرز است دیگر اشک ریختن بر جنازه های کودکان سوری چیست؟ از طرفی برنامه حمله به سوریه مگر مدتها قبل در زمان سفر امیر سابق قطر مطرح نشد؟ مگر دو سال نیست خیلی ها وعده رفتن زودهنگام اسد را می دهند؟ خب ایران و روسیه جلوی دخالت نظامی غرب و متحدانش و سرنگونی متحد خودشان را گرفته اند، این موفقیت نیست؟

لب قضیه این است که ظالم بزرگتر را رها کرده اید. این هیچ فرقی ندارد با رفتار کسانی که دست زدن روز عاشورا را هتک مقدسات می شمارند ولی کشته  شدن بچه های مردم روز عاشورا را نه.

پ.ن آقای خامنه ای از ابتدا حرکت اعتراضی در سوریه را آمریکایی خواند و این جز انتقادات امثال من از ایشان است و دولت سوریه هم بالا بودن رقم کشته شدگان را به دخالت افراد مسلح در تظاهرات مردم نسبت داد. امروز با حجمی از مداخله نطامی/اطلاعاتی خارجی که علنی هم شده است ما دلیل محکمی نداریم که قضاوت آقای خامنه ای و ادعای دولت سوریه غلط بود. البته بین درستی قضاوت و درستی اعلام آن هم فرق هست.

Advertisements

2 پاسخ to “سوریه و خارج نشینی فرزانگان”

  1. bamdadi said

    ممنون. نوشته‌ی خوبی بود.

  2. بهروز said

    روزآنلاین الان مدتی که غیر قابل خوندن شده.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: