غلط: كردن يا نكردن گفتن يا نگفتن

ژوئن 25, 2013

در زندگي من يك اتفاقي از فرط تكرار به الگو تبديل شده است. هر وقت نيت مي كنم كاري را نكنم زمين و زمان فرصت فراهم مي كنند و بفرما مي زنند كه عهد بشكنم. آخرين نمونه همان حرفهايي است كه درباره لزوم شركت در انتخابات حتي توسط سبزها، اصل نبودن ذكر خطاهاي حكومت و شخص آقاي خامنه اي در برابر ترك آن خطاها و تاكيد بر اكثريت مطلق نبودن هيچ گروهي و … در لابلاي چند پست نوشتم. حالا اين دم گرفتن سلامت انتخابات ٨٨ بر اساس نتيجه انتخابات ٩٢ و پياز داغي كه دوستان ارزشي و اصولگرا به آن اضافه مي كنند شده امتحان اين دفعه من.

خلاصه مي كنم.
ما به سلامت انتخابات ٨٨ بنا بر قراين مختلف مطمين نبوديم. اعتراض كرديم. توضيح دادن وظيفه حاكم و اعتراض قانوني حق مردم است. حكومت وظيفه خود را انجام نداد. اعتراض آرام را با سركوب پاسخ داد. به جاي اينكه با دادن اطلاعات ما را قانع كند كه اشتباه مي كنيم فقط از ما خواست به او اعتماد كنيم. گفت نظام اهل خيانت نيست، گفت از آقاي جنتي باتقواتر كه را داريم، گفت تقلب مهم ناممكن است. گفت و فرصتي نداد جوابي بگوييم.

رفتارش ما را بيشتر ظنين كرد. رفتارش رفتار برنده حساب پاك بي باك از محاسبه نبود.

سال ٩٢ ما در انتخابات شركت كرديم نه براي اينكه به سلامتش مطمين بوديم. نه براي اينكه رسيدن به مقام برايمان مهم بود. نه براي اينكه سوالمان از انتخبات قبلي رفع شده بود. براي اينكه كشور در خطر بود و ما در حاكمانمان آن شجاعت اعتراف به اشتباه را نمي ديديم. براي اينكه بن بستشان را در برابر تحريم بيگانه مي ديديم. من راي دادم و اطرافيانم را به راي دادن تشويق كردم تا معناي راي دادن را ما تعيين كنم. تا با حكومتي كه ما منتقدانش را ناچيز مي انگارد به ضرر كشورم وارد بازي باخت-باخت نشوم. تا اصلاح طلبان بتوانند كمي فعاليت كنند. اميد پيروزي نداشتم. نه به خاطر بي طرفداري كه به خاطر مهندسي انتخابات و قهر طرفداران معترضين با صندوق.

امروز روحاني را با راي ٥٠ درصدي پيروز اعلام كرده اند. عدم اعتراض ما به اين نتيجه به خاطر اعتقاد به سلامت انتخابات يا اعتماد به حكومت نيست. به خاطر اين است كه هدف كمك به وضع كشور و خارج كردنش از بن بست و امكان كمي فعاليت محقق شده است. عدم اعتراض شما هم به اين انتخابات نه از روي دليل و داده كه به اين خاطر است كه لااقل در ظاهر به حكومت اعتماد داريد. اعتراضي هم نبود تا شيوه برخورد با آن محك بخورد.

خب ظاهرا چيزي عوض نشده است. تا وقتي امكان نشان دادن سلامت انتخابات به كساني كه به حكومت اعتماد ندارند وجود ندارد و تا وقتي حق اعتراض به حكومت به رسميت شناخته نشود چيزي عوض نشده است.

چرا حكومتي كه امكان تقلب را دارد روحاني را پيروز اعلام كرد؟ نمي دانيم البته حدس هايي داريم. فعلا تمايل داريم اين را يك جور تغيير مسير بدون اينكه قافيه را ببازند تلقي كنيم. حرف ما هم اين بود كه شما غلط نكن، ما انتظار غلط كردم گفتنت را نداريم.

حرف دل و استدلال كلي اين طرف را كه شنيديد پس لطف كنيد اين آش آب توبه سال ٨٨ را خيلي شور نكنيد كه وسط آشتي كنان ملي غلط كردي گفتن و شنيدن خوبيت ندارد.

پ.ن پاراگراف آخر استعداد بدفهمي را دارد پس دقت در كلمات پاراگراف قبلش توصيه مي شود.

Advertisements

2 پاسخ to “غلط: كردن يا نكردن گفتن يا نگفتن”

  1. یعنی اگه حکومت حق اعتراض رو به رسمیت می شناخت باز هم طرفدارای روحانی به نتایج اعتراض می کردند؟
    قضایای 88 به همین سادگی هم نیست.من جبهه مخالف خوان جکومت رو سه وجه می بینم.یک وجهش نزدیکان موسوی و خود موسوی بودند که از همون اول گفتند انتخابات باید ابطال بشه و اصلا اگه همه رای ها رو هم جلوی چشمشون نشون می دادند باز هم ول کن ابطال نبودند.فرق بین اعتراض و ابطال کلی انتخابات کاملا معلومه. یک وجه دیگر قضیه عموم طرفداری مردمی بودند که بهت زده بودند و از روی احساس و عدم اعتماد و نفرت از احمدی نژاد داد تقلب می زدند و هیچ دلیل محکمه پسندی هم در آخر ارائه نشد. وجه سوم سرویس ها و گروه های جاسوسی و تخریبی بود که هنوز هم بعضی ها باورش ندارند ولی من باورش دارم.
    این سیستم جالب نیست که سران یک جبهه ای بگن تقلب نشده(روحانی ، عارف و…) ولی بدنه اش بگن نخیر شده. حکومت خیلی خراب کرد 88 و تا الان حتی ولی من تقلب رو قبول ندارم

    • انصافی said

      سلام.
      منظور من اين بود كه حكومت نسبت به عملكرد مشكل دارش نسبت به سال ٨٨ تغيير
      خاصي نكرده. عملكرد مشكل دار را در حق اعتراض ندادن و پاسخگو نبودن درباره
      ابهام گروهي از مردم مي دانم.
      اين بار اعتراضي نشد كه اشكال اول محك بخورد و بازنده ها هم اعتماد داشتند يا
      بنا به مصلحت ديگري توضيح نخواستند تا اشكال دوم محك بخورد. اين چيزي است كه
      عوض نشده است.

      با احترام به نظر شما درباره انتخابات ٨٨ به نظرم شما هستيد كه با قضيه ساده
      برخورد مي كنيد. مساله اصلي تغيير نتيجه با تقلب نبود مساله اصلي از نظر من
      برخورد حكومت بود. اگر همه به قطع بگويند تقلب ناممكن است. اگر به صرف سوال
      حماسه سازان امروز را فرداي انتخابات با گارد ضد شورش كتك بزنند، اگر به جاي
      دليل و مدرك و اقناع مردم و ايجاد فضاي دوطرفه براي قضاوت مردم فقط از آنها
      اعتماد خواسته شود آنوقت اگر اين بار هم تقلب يا تقلب موثر نشده بود در آينده
      قطعا كار به آنجا خواهد كشيد. اين رفتارهاي ضدنظارت موجب فساد حكومت است نه
      نشانه درستكاري آن.

      بعضي ها مي گويند پس عملكرد موسوي چه مي شود؟ آيا او خطا نكرد؟ اگر تقلب نشده
      باشد كه او بزرگترين ظلم را به نظام كرد. من خودم در چند جا اشكالاتم را به
      عملكرد او نوشته ام ( مثلا چرا معترضم چرا سبز نيستم) اما اولا اشتباهات او را
      اكثرا اشتباهات سياسي مي دانم نه قانون شكني و ثانيا اگر حكومت درست تر عمل مي
      كرد نتيجه اشتباهات او بي آبرويي او و احتملا محكوميتش در دادگاه صالح با حق
      دفاع و «ايجاد اعتماد » براي قسمت زيادي از مردم مي شد. اما حكومت چندين برابر
      اشتباه سياسي كرد و عملكردي داشت كه حتي اگر هيچ تقلبي نشده باشد هنوز نمي
      تواند او را محاكمه كند و محبوبيت او هم سر جاي خودش است.

      >
      >
      >

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: