هاشمي رفسنجاني دقيقه ٨٨

مه 11, 2013

برخي افراد هستند كه در تحليل و تفسير رفتارشان به چيزي بيشتر از لايه اوليه ظاهري فكر مي كنيم. براي من هاشمي رفسنجاني چنين كسي است. گاهي چنين طرز فكري درباره او باعث خطايم هم شده است. مثلا در ماجراي برگشتن مهدي هاشمي و زندان فائزه هاشمي كه با فاصله نزديكي از مصاحبه احمدي نژاد عليه نهادهاي زيرنظر رهبري و شعار دادن عليه او در بازار روي داد من با اطمينان نوشتم كه هاشمي بدون هماهنگي با آقاي خامنه اي كاري نمي كند ولي اشتباه بود. علت آن اشتباه اين بود كه با خود مي گفتم چرا بعد از اين مدت هاشمي فرزندش را فراخوانده و احمدي نژاد از ترس چه چنان مصاحبه اي كرده است؟ اين را هم فرض مي گرفتم كه هاشمي مي داند زياده روي در انتقاد از احمدي نژاد حمايت رهبر از او را در پي دارد كه به ظاهر خواست هاشمي نيست، پس نتيجه گرفتم حتما توافقي بين هاشمي و آقاي خامنه اي صورت گرفته تا با هزينه دادن هاشمي، زمينه براي برخورد با احمدي نژاد فراهم شود و مصاحبه احمدي نژاد هم واكنش به آن توافق است.
###
امروز هم در كار هاشمي مانده ام. منظورش از طرح كانديداتوري خودش چيست؟ همينجا در پرانتز بگويم تغيير فضاي سياسي از چند ماه قبل ميان منتقدين از عجايب سياست ايران است. تا سه ماهه آخر سال ٩١ صحبت از انتخابات يكجور دهن كجي به آرمانها بود. فوري جواب مي گرفتي كه چه چيز نسبت به سال ٨٨ تغيير كرده است و اصلا رييس جمهور در ساختار حقيقي قدرت چه كاره است كه انتخابش مهم باشد. بعضي تا آزادي موسوي و كروبي راي دادن را بر خود حرام كرده بودند. مطلب كرباسچي در دفاع از شركت در انتخابات و نفي شرط گذاري در سايتهاي سبز نقدهاي منفي گرفت. رديه ها بر نوشته چهل بندي محمدرضا جلايي پور در اثبات فوايد نامزدي خاتمي هم به چهل نزديك شد. اما نمي دانم چه شد كه فضا از مخالفت با نامزدي خاتمي به سبز كردن نامزدي او رسيد. از پيشنهاد فهرست طولاني شرطها (اول از همه رفع حصر موسوي و كروبي) به او تا تكيه بر رد صلاحيت او براي تحميل هزينه به حاكميت، بي آبرو شدنش و از بين رفتن شكاف بين سبزها و اصلاح طلبان. از لابلاي عدم تمايل خاتمي به نامزدي هم به جاي نامزدهاي طبقه دوم اصلاح طلبان نامزدي هاشمي بيرون آمد. اوايل به صورت تعارف متقابل خاتمي و هاشمي و در نهايت حدود دقيقه ٨٥ نگفتم نمي آيم معروف.
###
گفتم در كار هاشمي مانده ام ولي بايد بگويم در كار اصلاحطلبان و سبزها هم مانده ام. واقعا كسي دارد اين تغيير فضا را راهبري مي كند؟ واقعا به عنوان جماعت ضداستبداد و منتقد تكروي رهبر و رييس جمهور اين روش سياست ورزي قابل افتخار است كه خبرنگار درباره كانديداي اجماعي بگويد نظر هاشمي روي فلاني است و نظر خاتمي روي بهماني يا كانديداي مورد اجماع آن دو چه كسي هست يا نيست. اينكه تا دقيقه نود بدنه طرفدار انگشت به دهان باشد كه كانديداي جناح مورد علاقه اش كيست و همه چيز به مانورهاي از ما بهتران مربوط باشد. من را كه به ياد بازي از ما بهتران حاكميت بين جبهه متحد و پايداري مي اندازد. شايد بگويند در برابر مهندسي انتخابات و دخالتهاي امنيتي در كار اصلاحطلبان بايد هم كار سياسي پوشيده و با عمليات ايذايي باشد. خدا كند اقلا در پس پرده نقشه فكر شده اي باشد. اين روزها لحن صحبتهاي عارف حالم را بهتر مي كند كه لحنش را از كنار كشيدن براي خاتمي و هاشمي به كنار كشيدن براي كانديداي اجماعي اصلاح طلبان تبديل كرده است و با خوش بيني از اجماع و خبر خوش مي گويد. شايد هم عارف به اجماع مايل نشده بلكه نتيجه اجماع با شرط او يكي شده است.
###
اول از همه فرض كنيم هاشمي رييس جمهور شده است مي خواهد چه كند؟ سرو سامان دادن به اوضاع اقتصادي كه به گمانم به خصوص با سن و سال او كار مديران اقتصادي است. مي ماند مهارت و وجهه او در سياست خارجي و مهمترين پرونده آن يعني قضيه هسته اي. اشكالي كه هست اين است كه استراتژي هاشمي با راهبرد آقاي خامنه اي در هر دو زمينه متفاوت است. نظر آقاي خامنه اي همچنان به نظر احمدي نژاد نزديك تر است هرچند به خود او نباشد. در طول اين هفت سال هرجا كسي به خصوص هاشمي درباره وضع اقتصادي يا قضيه هسته اي زياد نگراني نشان داده و از كلماتي مانند بحران استفاده كرده است رهبري واكنش نشان داده و از پيشرفت كشور و شكست دشمنان گفته است. او اين كار را حتي بعد از قهر ١١ روزه احمدي نژاد انجام داده است. مهارتها و وجهه هاشمي در برابر جدال حاصل از دو راهبرد مختلف دو نفر اول كشور بي فايده مي شوند. قرار است چه كسي از حرف خود كوتاه بيايد هاشمي؟ در اين صورت بهتر نيست روي يك مدير جوانتر سرمايه گذاري كنيم؟ آقاي خامنه اي؟ در اين صورت بهتر نبود با احمدي نژاد همراهي مي كرد؟ توجه كنيد مشكل اصلي در اقتصاد و سياست خارجي اصرار رهبري بر راهبردي است كه بسياري از اصولگرايان هم به آن اعتقادي ندارند. اصرار رهبري در برابر هاشمي بسيار بيشتر خواهد بود چون از او احساس خطر خواهد كرد. از سابقه او. از سن او. از نفوذ در ميان مديران نظام و علما. از پيش بيني هاي درست او. از اصلاح طلبان حامي او. فكر مي كنم با چنان اختلاف حيثيتي-راهبردي اي وضع حتي از حالتي كه راهبرد غلط به تنهايي حاكم است هم بدتر خواهد شد همانطور كه در اختلاف بين احمدي نژاد و حاميان رهبر شد.
###
فكر مي كنم يكي از علتهي علاقه سياسيون به نامزدي هاشمي عدم امكان رد صلاحيت و اعتقاد به راي آوري اوست. در اولي حرفي نيست ولي به نظرم در دومي به شدت اغراق شده است. هاشمي از قديم راي منفي بالايي داشته است. سن بالاي او مي تواند چنان اثري را تقويت كند. از طرف ديگر ترس از او اصولگرايان را متحد مي كند و حتي باعث تاييد صلاحيت كانديداي دولت مي تواند باشد. از طرف ديگر هاشمي را با قطبي كردن فضا به سوي بحث فقر و غنا به شدت مي توان تضعيف كرد. در نظرسنجي ها هاشمي را با ١٠ تا ٢٠ درصد نفر اول يا دوم پس از خاتمي معرفي مي كنند. به نظرم در فضاي بلاتكليفي بدنه سياسي پيشتازي به خصوص با چنين درصدهايي قابل تكيه نيستند. نكته اي كه اهميت دارد اين است شكست هاشمي كم هزينه اي نيست. همانطور كه بارها گفته و نوشته ام او تنها كسي است كه در صورت زنده بودن مي تواند در جلسه تعيين رهبر بعدي تاثير كليدي داشته باشد. به قول مسعود دياني اختيارات رهبر و رييس جمهور را مقايسه كنيد تا بتوانيد تصور كنيد انتخاب رهبر بعدي چقدر مدعي خواهد داشت. از طرف ديگر با شركت هاشمي در انتخابات زمينه براي برخورد با او بيشتر ميًشود. سگها بازتر و سنگ ها بسته تر. نگران شخص او نيستم نگران همان نقش كليدي اش به عنوان فقيه انقلابي با سابقه منتقد اما همچنان درون نظام حتي از نظر روالهاي رسمي حاكميتم.
###
خب مگر هاشمي اينها را نمي داند پس چه منظوري دارد؟ خوشبختانه خودش چند روز پيش گفت اگر رهبري موافق حضورم نباشند تاثير اين كار بر عكس مي شود. از طرف ديگر او تجربه مانور مشابهش در سال ٨٤ را دارد كه تا دقايق پاياني همه را معطل تصميمش كرد و در برابر حاكميت حتي با حكم حكومتي تعداد نامزدها را بالا نگهداشت و در مرحله دوم هم فضا را قطبي كرد و هاشمي باخت. امروز نسبت به آن هاشمي فقط تعدد نامزدهاي سمت خودش را ندارد اما در عوض امروز محمود احمدي نژاد شعار نامزد پديده سال ٨٤ (مهدي كروبي) را عملياتي كرده است و بعيد است اقشار به شدت وابسته به اين توزيع پول به منتقد اصلي دولت روي خوش نشان دهند. از طرف ديگر اگر هاشمي بازانده شود چه مي تواند بكند؟ اعتراض و درگيري با رهبر؟ اينكه راه ميرحسين است و قطعا كمكي به حل و فصل قضيه اتمي يا وضع اقتصادي نميكند.
حرفهاي اين روزهاي هاشمي را كه مي خوانم چيز زيادي دستگيرم نمي شود. همان حرفهاي ٨٤ است با كمي تواضع و احترام به ديگران. اما آن لابلا چيزهايي خاصي هم يافت مي شود. غصب شدن دانشگاه آزاد و تغيير ناحق اساسنامه اش توسط شوراي انقلاب فرهنگي، كوچك بودن كارهاي انجام شده در هشت سال گذشته و توان انجام آنها در دو سال و مهمتر از همه جنگ نداشتن ايران با اسرائيل و كمك به اعرابي كه مي خواهند با اسرائيل بجنگند و وابسته نبودن حفظ نظام به يك نفر خاص. سهو كلام را كه از احتمالات حذف كنيم مقابله با راهبرد آقاي خامنه اي مي ماند. اگر اين حرفها در فضايي غير از نامزدي هاشمي گفته مي شد ارائه راهبرد خود بود (البته با شدت و صراحت بيشتر) ولي حالا …
با خودم مي گويم تنها در صورتي هاشمي مي تواند پيه درگيري با رهبري را به تن ماليده باشد كه از تحول بزرگي در آينده نزديك با خبر باشد مثلا بيماري او يا قصد آمريكا يا متحدانش براي حمله به سوريه.

Advertisements

یک پاسخ to “هاشمي رفسنجاني دقيقه ٨٨”

  1. […] در همین رابطه این نوشته را بخوانید: هاشمی رفسنجانی دقیقه ۸۸ […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: