کافر اگر بود به رحم آمده بود

آوریل 19, 2013

محسن چاوشی می خواند:

به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود

زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم

شعر از شهریار است که چاوشی به زیبایی آن را در قطعه «ستمگر» از آلبوم «من خود آن سیزدهم» می خواند حتما گوش بدهید. هر بار که می شنوم به رابطه کفر و بی رحمی فکر می کنم. به اینکه در گذشته ما گویا هم نشین شمرده می شدند. نالیدن و ترساندن از متعصبین مذهبی که به پشتوانه خدا هر جنایتی از دستشان برمی آید موافق طبع امروزه روزگار است اما من به همان باور قدیمی دلخوشم. البته نه برای محکوم کردن کافران که برای مسئول کردن ما مدعیان ایمان. آیا رحم و مروتم آن اندازه هست که ادعای ایمانم؟

***

یکی از استدلالهای رفقای ولایی برای ما مذهبی های در عین حال منتقد حکومت این است که نگاه کنید طرف که ایستاده اید! کنار سکولارها و غرب زده ها و بی دین ها علیه حکومت اسلامی. پشت سرش هم می گویند اشکالات حکومت و برخی طرفدارانش را قبول دارند ولی عیب و اشکال همه جا هست و اصل و فرع را نباید مخلوط کرد. من همیشه می گویم پس یار مظلوم باش و دشمن ظالم چه می شود. برای مظلوم و ظالمش که شرط ایمان و مسلمانی نگذاشته اند.

***

با این وجود گاهی خوف می کنم. خوف می کنم که بیشتر یاران مسجد و هیئت و قرآن و زیارت با من همزبان نیستند. اینجور وقت ها شدت بی رحمی است که بیدارم می کند. راهپیمایی روز قدس 88 گوشه میدان ولیعصر عج جماعتی به هیئت انصار حزب الله[1] حیدر حیدر گویان به چند زنی هجوم می بردند که مرگ بر روسیه می گفتند. غیرتی شدم که آی مدعی کجا حیدر زور بازو به زن بی دفاع نشان می داد؟ خیلی اهل غیرتی شدن نیستم ولی زور داشت. روز 25 بهمن 89 هم چند نمونه از بی رحمی مدعیان دفاع از حکومت نایب امام زمان عج دیدم. یکی فرومایه ای که ترک موتور زنجیر می چرخاند و مردم ساکت را از «پیاده رو» های خیابان انقلاب می تاراند. رفتارش مانند اسرائیلی ها بود ولی چفیه فلسطینی ها را به صورت بسته بود که عجیب هیئت سیاهی لشکران شمر در تعزیه های محلی به یادم میآورد. توی خیابان آزادی هم ابولهولی با هیکل آنچنانی چنان تسمه و کمربند برای زن و بچه مردم می کشید که گویی رستم است که به رزم سپاه توران رفته است. این بی رحمی ها است که دلم را مطمئن می کند که راه را اشتباه نیامده ام.

***

در قسمت قابل توجهی از روایات به خصوص فقهی از امامان معصوم ع «مومن» برای اشاره به شیعه استفاده می شود. بخش قابل توجهی از ممیزات ما شیعیان با دیگر مسلمانان رابطه احساسی و قلبی است که با معصومین ع داریم. البته که دانسته ای که به باور تبدیل شود سبب عمل می شود و حب و بغض است که باورهای واقعی را از ادعاها متمایز می کند اما ما آنقدر در این طریق پیش رفته ایم که خیلی از عواممان به حکم عقل و شرع کم اعتنا هستند و ابراز «محبت» به اهل بیت ع  و همدردی با آنها را وجه همت قرار می دهند. مراسم عاشورا و فاطمیه هویداست. مثل عاشقی برای تک تک رنج های محبوبمان دل می سوزانیم و اشک می ریزیم. از دشمنان آنها و ظالمان بر آنها بیزار می شویم. من اما همیشه در این فکرم که خودمان چقدر شبیه آن ظالمان در حق اهل بیت هستیم؟ ضعف ایمان و خبط و خطا یک طرف اما نمی فهمم چطور می شود «مومن» هیئتی دلسوخته اهل بیت ع بود اما در برخوردت با دشمن، «شیعه» دشمنان اهل بیت باشد؟ ضعیف کشی، حد نگه نداشتن برای زن و کودک و پیر و در یک کلمه «بی رحمی» سنت اهل بیت ع نبوده است. کتک زدن زنان، زندانی کردن مادری که فرزند کوچک دارد وقتی قلچماق ها و خرپول های خودی در مرخصی هستند، به مادر زندانی اجازه در آغوش گرفتن فرزندان را ندادن، عذاب دادن زندانی با فشار بر خانواده اش، افتادن دنبال طلاق زن از شوهر زندانی و شوهر از زنی که حتی اجازه ملاقات پدر و مادرش را هم ندارد راه حفظ حکومت امام زمان ع نیست.

***

اگر این کارها به خودی خود بد نیست فقط چون علیه خوبان انجام شده است بد «شده» است پس چه دلیلی علیه یزید و ابن زیاد داریم که حسین ع را خروج کرده بر علیه خلیفه رسول خدا ص اعلام می کردند؟ چه بگوییم اگر آنها که زهرا س بر آنها خشم گرفت برای تثبیت اولین خلیفه که تازه برسرکارآمده «مجبور» بودند چنان کنند؟ چه می شود گفت جز «رحم»؟

***

از دیگر نالیدن و دیگری را موعظه کردن آسان است. خواه طایفه مسلمان دیگر باشد یا شیعه بدعملی غیر از خود. به خود برسم. گاهی چیزی پیش می آید. بر زن و فرزند خشم می گیرم. متوجه تیغ نگاهم و بلندی صدایم نیستم. دشمنشان که نیستم. یک آن می بینم ترسیده اند. از «من» ترسیده اند. من قرار بود پناهشان باشم. تکان می خورم. می ترسم. ضعیف کشی بد گناهی است. ظلم به کسی که جز خدا را ندارد عاقبت شومی دارد. می گویم خدایا ما خلق اهل بیت ع را نداریم لااقل ما را از خلق ستم کنندگان بر آنها پاک کن.

Advertisements

2 پاسخ to “کافر اگر بود به رحم آمده بود”

  1. رضا said

    جانا سخن از زبان ما می گویی

  2. از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
    رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: