درس گیری از مریدان نامطیع

فوریه 17, 2013

مطلبی نوشته بودم درباره اینکه به نظرم در قضاوت ها درباره قضیه مجلس در حق علی لاریجانی بی انصافی شده است. هنوز تمام نشده آقای خامنه ای سخنرانی کرده اند و کار مشابهی را انجام داده اند. به نظرم یکی از اشکال های راهبردی آقای خامنه ای همین میانه گیری ناعادلانه اش است. یار مظلوم باشید و دشمن ظالم هم جزء اسلامی است که از آن دم می زنند. ممکن است گفته شود ایشان به خاطر جایگاهشان باید فراتر از رقابتها باشند اما  به نظر من همچنان که نویسنده ایمایان قبلا نوشته است این میانه چندان هم میانه نیست و در واقع همواره به یک سمت غش می کند.

در سیاست خارجی به نظرم اشتباهات ایشان واضح است. منطق ایشان همیشه برعکس تمایل آمریکا عمل کردن و اقتدارطلبی است. اولین اشکال این مسئله عدم تنوعش است. گویا فرض اینکه حریف تمایل واقعیش را نشان ندهد یا دودوزه بازی کند هم حذف شده است. توجیهات ایشان در برابر مذاکره با آمریکا هم با مبانی اولیه سیاست خارجی که غیرمتخصصی چون من هم می فهمد در تضاد است. فرض مذاکره خیرخواهی طرفین نیست منفعت طلبی شان است. طبیعی است که هر یک به دنبال منعفت خود باشند. البته این هم غلط است که فرض کنیم تمام منافع من در مذاکره باید تامین شود. درمان آن تمایل زیاده از حد به اقتدارطلبی کمی تجربه معاملات تجاری یا مطالعه نظریه بازی ها است. آنچه تمایل به مذاکره را در مردم و مسئولین ما در طول زمان بیشتر کرده است همین نظریه پردازی بی جهت در باب نادرستی مذاکره است در حالی که مذاکره هم چنانچه اذعان کرده اند انجام شده است. توجه به مذاکره حافظ اسد با اسرائیل در مادرید توصیه می شود.

در سیاست داخلی ما با پدیده جدیدی مواجه هستیم. زیردستان بدون مقابله مستقیم از توصیه رهبری سرپیچی می کنند و در مقابل رهبری از کلمات خاظعانه بیشتر استفاده می کند. به نظر من علت این قضیه راهبرد غلط ایشان است که برای هیچ یک از بازیگران اصلی عملی نیست.  تضاد میان احمدی نژاد و مخالفان اصولگرایش واقعی است ولی سعی شد با پنهان کردن و ممنوع کردن انکار شود در حالی که مانند زلزله ای که هرچه دیرتر بیاید شدیدتر می شود اثر عکس دارد. آنچه در بند اول درباره میانه گیری ناعادلانه گفتم به طور عملی اصولگرایان از توکلی، مطهری و زاکانی، عسگراولادی و … را ابتدا به ابراز نظر خودشان در کنار تمکین از نظر رهبری کشاند و در موارد حاد به سرپیچی با تفاسیر باز نظر وی می انجامد. امروز فقط هاشمی طرفدار حل مسئله هسته ای و مذاکره با آمریکا نیست بسیاری از اصولگرایان و حتی احمدی نژاد هم هستند. احمدی نژاد در عین حال نمی پذیرد که در حالی که نظرش بر حل مسئله خارجی است اصولگرایان او را به سبب مشکلاتی که خودش ناشی از تحریم حاصل از راهبرد سیاست خارجی کس دیگری است محکوم شود.

غرضم از نوشتن اینها محکوم کردن رهبر نیست که خیلی ها چنین کرده اند و تکرار مکرر بی فایده است. غرضم درس آموزی است که چگونه وقتی کسی همه قدرت را می خواهد و از فصل الخطاب همه جا بهره می برد. وقتی در تنظیم رابطه بین قوا در مسائلی که از طرق عادی قابل حل است مرتب ابزار حل مسئل غیرعادی مانند حکم حکومتی را به کار می برد به عکس خودش بدل می شود. شمشیر را که زیاد به کارببری کند می شود. پس می توان به کارکرد مثبت عده ای که هنوز در چارچوب نظام هستند ولی کارهایشان از بیانیه های دعوت به راهپیمایی بی استقبال شورای هماهنگی راه سبز و مقاله هایی که نویسندگان سایت های سبز و فراتر از آن با نام های ناشنیده یا پاسپورت های بی بازگشت می نویسند و هدف قرار دادن شخص آقای خامنه ای را فضیلت می پندارند بیشتر بر افکار عمومی تاثیر می گذارد و کلمات آقای خامنه ای را نرم تر می کند فکر کرد. می توان اجازه داد تا هرکس خودش باشد تا به جای اصلاح طلبی که تحت فشار ژست تحریم می گیرد اما در دقیقه نود دزدانه رای خودش را به صندوق می اندازد و سبزی که تحریم را شعار خود می کند اما در بدنه اش هم احساس پیروزی ایجاد نمی کند. کسانی را داشته باشیم که هدف مشترک درمان کردن درد استبداد و بهبود اوضاع مملکت را داشته باشند، ابتدا با هم درباره تاکتیک و راهبرد آینده صحبت می کنند و اگر هم را قانع نکردند به جای محکوم کردن و سرزنش و تهییج به تفاوتشان احترام بگذارند.

پ.ن 1 : این مطلب بدون ویرایش منتشر می شود.

پ.ن2: ابراز نظر شخصی مخالف ولی فقیه کار خلافی حتی در چارچوب خود نظریه ولایت فقیه نیست. من سرپیچی ای از ولی فقیه را نمی ستایم بلکه به نظرم وقتی ضرر راهبردهای غلط دارد به مملکت می رسد و شکی در غلط بودنشان نیست این سرپیچی نهی از منکر عملی است.

Advertisements

2 پاسخ to “درس گیری از مریدان نامطیع”

  1. محسن said

    انصافی عزیز! گمانم این نیست که حضرتش نداند که بعضا پرت می فرماید. ایشان با چارچوبی که برای خودش در نگاه خلایق ترسیم کرده، ناچار است چنین رویکردی داشته باشد. ضمن این که لزومی هم ندارد که به هر چه می گوید عمل هم بکند. درباره ی قلب جریحه دار و … پیش تر صحبت کرده ایم. سوابق ایشان مملو است از این مسایل که وقتی گندش در آمده خودش را زده به آن راه و قلب جریحه دار و هر کسی بوده غلط کرده! که ایرادی هم ندارد و در سیاستمداران دنیا مرسوم است چنین دغل هایی. غرض این که ایشان در این فقره ناچار است و کارش غلط هم نیست (در موقعیت فعلی) که سر به مذاکره فرو نمی آورد و …. حالا دلایلش کشکی است، علتش این است که نمی تواند دلایل واقعی را جلوی عام بگوید و آن تصویر خود ساخته را مخدوش کند و خود را در حد یک نامعصوم ِناگزیر (بلکم مقهور) پایین بیاورد. او به وجهه ی الهی اش عجالتا نیازمند است و باید که حداقلش بتواند تا شش ماه دیگر کشور را بکشاند. و امید من هم همین است که این وجهه نشکند. شما هم کمک نکن به شکستن اش تا هم را ببینیم و آن جا سخن بگوییم.

    • انصافی said

      سلام و خیر مقدم.
      مواظب لحنت هم باش حتی شما دوست عزیز!
      گمان من هم نیست که به خصوص در سیاست خارجی نداند.
      در متن آورده ام «غرضم از نوشتن اینها محکوم کردن رهبر نیست که خیلی ها چنین کرده اند و تکرار مکرر بی فایده است. غرضم درس آموزی است» و نیز «نویسندگان سایت های سبز و فراتر از آن با نام های ناشنیده یا پاسپورت های بی بازگشت می نویسند و هدف قرار دادن شخص آقای خامنه ای را فضیلت می پندارند» یعنی وجهه شکنی نه غرضم بوده است و نه آن را فضیلتی می شمارم. هدفم واقعا یاد گرفتن از آنچه واقع شده است.
      البته به نظرم راهبرد غلط ایشان برای خودشان هم موثر نیست و تاخیر تصمیم های بزرگ است که با همزمانیشان ریسک کار را بالا می برد. از نظر بنده زمان به ضرر ماست که توضیح خودش را دارد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: