دنبال پیدا کردن جوابم

فوریه 16, 2013

طبق معمول فرصت نیست.

یکی از سخت ترین کارها این است که بتوانی به اشخاصی که از دست یک فرد یا مجموعه به شدت ناراحت هستند بفهمانی که راه راحت شدن از «شر»  آن فرد یا مجموعه شاید فحش دادن یا درگیری مستقیم نباشد. گاهی حفظ احترام، همراهی و یا خوش بینی (تا حدی که گاهی احمقانه به نظر می رسد) بهتر جواب می دهد.

به محض اینکه می گویی شاید فحش دادن راهش نباشد، تیپ یک آدم ترسو یا محافظه کار یا خودفروخته را در ذهن و زبانشان برایت لود می کنند و دیگر حرف و استدلالت را «نمی شنوند«.

گرفتاری جدید این است که تو به جای استدلال برای حرفت باید خودت را از دست آن تیپ لود شده برهانی.

از دید من جواب «اکنون چه باید کرد؟» روشن نیست. تقریبا همه راههای پیشنهادی تجربه ناموفق مشابهی در گذشته داشته اند. دنبال پیدا کردن جوابم. برای پیدا کردنش از هر راهکاری ایراد می گیرم تا شاید با توضیح و استدلال حامیانش قانع شوم. همینجاست که گرفتار تیپ های لود شده می شوم.

پنهان نمی کنم که نیم نگاهی به «راههای غیرمستقیم» دارم. به وقتی که از تکرار استدلال عقلی برای قدرتی که انتقادت به او رفتار غیرعقلانیش است دست می کشی. به روشی که اگر حریف با نان مردم را به بندگی می کشد تو به جای تکرار خطابه, مردم را از معضل نان برهانی تا گوششان باز شود. به اینکه قصه رهایی از دیکتاتوری حتی در کشورهایی مثل ما قصه تکراری است پس به راه حل های موفق نگاه کنم. به تاریخ کشورهایی که کودتاچی ها و دیکتاتورهای بی منطق زمینه حضور بیشتر مردم را فراهم کردند و اکنون دموکراسی پایداری دارند. به «علت» (نه دلیل) رفتارشان فکر می کنم. به اینکه با مستبدان و نالایقانی که ما اوقاتمان را صرف فهرست کردن ظلم و جور و حماقتشان می کنیم چه رفتاری باید کرد تا چنان رفتاری بکنند؟ به اینکه اگر عقل و وجدان فرمانده رفتار آنها نیستند پس چه عاملی هست و راه تاثیرگذاری بر آن عامل چیست؟ به اینکه اگر میل به قدرت باعث دیکتاتوری می شود چه باید کرد که میل به قدرت به توازن قوایی بینجامد که نقش مردم در آن جایگاه بیابد. به اینکه چه چیزی باعث شده دموکراسی مشروطه انگلیس که بدون قانون اساسی بر روی حکم سلطنتی بنا شده از نظر تاثیر مردم فرق زیادی با جمهوری پنجم فرانسه با آن سابقه انقلاب کبیر نداشته باشد؟

Advertisements

4 پاسخ to “دنبال پیدا کردن جوابم”

  1. سید said

    سلام.به قول فرنگی ها long time reader ,first time commenter.
    خدمتتان عارضم که به نظرم علت این سردرگمی(؟)و بعضا امیدوار شدن و نسخه دادن و بعضا بی خیالی و رها کردن به خاطر سهمگینی واقعه و از دست رفتن آرزوهای بزرگ است.و بالاتر از آنها عدم قبول این واقعیت که این اتفاق ها افتاده.نمی خواهید(یم)قبول کنید بالاترین ایده آل هاتان بد جوری سقوط کرده اند.مقدس ترین واژه ها به ملوث ترین تبدیل شده اند.دوست دارید زمان اگر نه به 22 خرداد که حداقل به قبل از نماز جمعه ی معروف برگردد و آقای خامنه ای آشکارا خون ملت را به پای خودشان نگذارد.جمهوری اسلامیی باشد با عملکردی قابل قبول و کارایی که اگر جذب نمی کند،حداقل نوحه خوان را آتییست نکند.طولانی شد؛از راه حل اما اگر بخواهم بگویم که وقتش دیگر گذشته تهش به طور کلی می شود همانی که جناح حاکم میگفت با مصداق های 180 درجه مختلف.نباید گول سابقه و قیافه و همه برادریم را می خوردند و دست هایشان می لرزید. وقتی دفاع عن نفس بر هرمسلمانی واجب است تبدیل می شود به چشم در مقابل چشم همه ما را کور می کند،بهتر از این نمی شود.این هم برای دنیا و آخرت آنها بهتر بود هم برای دنیا و آخرت ما.اگر چاقو را از برادرت که دیوانه شده و می خواهد با چاقو ترا بزند به زور بگیری،جدا از اینکه کار حق و درست است؛خون کمتری هم ریخته می شود.

    راستی از محسنین خبری داری؟دغدغه ها را دیدیم که غلط نگارشی گرفته بود( دی:) اما جایی می نویسد دیگر؟از حاجی قاسمی هم که کلا خبری نیست.گفته بود یک جای جدید راه می اندازد.

    • انصافی said

      سلام. خوش آمد بابت first و امتنان برای long
      با احترام من این را سردرگمی نمی دانم. این جمله را قبل از انتشار از متن همین یادداشت حذف کردم » به نظرم در عین اینکه «تغییر» وضع مملکت در آینده نه چندان دور حتمی و هویدا است، چگونگی و سرانجام آن تغییر روشن نیست.»
      امیدواری من به اصل تغییر است که بسیار از دوستان از آن ناامیدند و تنها نظر به قدرت سخت حکومت می کنند اما از نظر بنده ضعف قدرت نرم هویداست. نکته ای که برایم مبهم است این است که «اکنون» چه باید بکنیم که تغییر سالم و سلامت و موجب بهروزی مملکت شود.

      سید عزیز به نظر خودم که خیلی درگیر بهت از آنچه گذشته است نمانده ام. آرزوی برگشت به گذشته را هم ندارم. در متن می بینید درگیر اثرگذاری بر رفتار مستبد هستم.

      راه حل شما را نفهمیدم. تجویز خشونت بود یا تحذیر از آن؟

  2. سید said

    سلام.عارضم که سردرگمی را خودم هم تردید داشتم بگذارم اما با اجتهاد در حال و هوای چند پست اخیرتان گذاشتم باشد.به شخصه به تغییر مثبت امیدوار نیستم اما از اینکه شما به آن باور دارید و مهمتر از آن درگیر راه حل هستید،خوشحالم.راه حلم اما تجویز خشونت بود آنهم برای قبل(اوایل کار) و نه از حالا به بعد.همان جور که ایران را تشویق به نرفتن زیر بار زور در مقابل بیگانه می کنیم ؛در داخل هم نباید زیر بار زور می رفتیم.ولو بلغ ما بلغ(در هر دو مورد).شاید ساده انگارانه به نظر بیاید اما اگر از جزییات که فرصت توضیحشان نیست بگذریم؛تهش همین باید می بود.

  3. سید said

    راستی آن دو بزرگوار چه؟جایی می نویسند که بشود بخوانیمشان؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: