تنگنای تصمیم ایران در مذاکرات هسته ای

ژوئن 18, 2012

امروز 29 خرداد است و شروع دور سوم مذاکرات هسته ای ایران و 5+1. امیدواریها به این مذاکرات نموداری پرفراز و نشیب داشته است. از امکان عدم برگزاری آن قبل از استانبول بر سر تعیین مکان گرفته تا خوش بینی های پس از استانبول و وعده دور دیگر در بغداد. از نشت محتوای مذاکرات بغداد و مصاحبه های بعدی مقامات غربی درباره لغو نشدن تحریم ها که نگرانی هایی را باعث شد تا عدم پیشرفت در بغداد. از عدم برگزاری جلسات کارشناسی تا صحبت جلیلی و اشتون و تحرکات روسها.

پشت این نمودار سینوسی نامنظم کاهنده، معادله ساده ولی با پارامترهای مجهول وجود دارد. آیا هر یک از طرفین تمایل به معامله واقعی دارد یا مذاکره را به منظور دیگری دنبال می کند؟ از تبلیغات دو طرف ماجرا که یکی قضیه را حیثیتی کرده است و دیگری درگیر لاف های قبل از انتخابات ریاست جمهوریست که بگذریم پاسخ این سوال در توازن قوای بین ایران و غرب و اثر گذشت زمان بر این توازن قواست.

آیا تحریم های فعلی عرصه را بر ایران تنگ کرده است؟ تحریم های آتی چطور؟ اعمال تحریم ها برای غرب چه هزینه ای دارد؟ امکانات هریک طرفین بعد از ترک میز چیست؟ شاید بتوان پاسخ هایی داد ولی چون صحبت از توازن است نیاز به برآورد دقیق بر اساس داده های واقعی هست که پشت همان تبلیغات پیش گفته پنهان است.

من این داده ها و آن برآورد را ندارم پس کل تحلیلم بر اساس پیش فرضهاست.

پیش فرض اول: ایران قصد دستیابی به بمب اتم را ندارد. طرف مقابل از این مسئله آگاه است. تحریم ها بر ایران اثر گذاشته است ولی ایران به خصوص با نوعی حالت فوق العاده (شعب ابیطالب) می تواند تا مدت مشخصی مثلا یک تا دو سال آنها را تاب بیاورد.

بر این اساس گذشت زمان به نفع ایران نیست و ایران قصد واقعی برای معامله دارد. غرب چطور؟

پیش فرض دوم: غرب در تحریم ایران موفق بوده است و توانسته با تدریج در اعمال تحریم ها و مسامحه عمدی موردی در اجرای آن از ایجاد شوک به اقتصاد غرب جلوگیری کند و هزینه واکنش سخت ایران به این جنگ خاموش را بر دوش ایران بگذارد. به علاوه استفاده نکردن از مکانیسم هاس شورای امنیت که نیاز به تایید چین و روسیه دارد دست آمریکا را در این انعطاف و تدریجی بودن باز گذاشته است. هزینه های تحریم ایران از سرمایه ذخایر زیرزمینی عربستان است که با در خطر دیدن موجودیتش به علت انقلابهای منطقه انگیزه کافی برای این کار دارد.

پس  زمان به نفع غرب است و هزینه زیادی بابت تحریم نمی پردازد.

پیش فرض سوم: غرب تاب تحمل هزینه های حمله به ایران را ندارد و مانعش وضع اقتصادی خودش، نارضایتی مردم به علت اقتصاد و واکنش ایران است. برخی به وقوع جنگ جهانی پس از رکود بزرگ اشاره می کنند و می گویند جنگ مثلا برای آمریکا خود موجب رونق است. به نظر من چنین جنگی فقط وقتی قابل شروع است که بهانه بزرگی برای آن وجود داشته باشد تا در پناه آن بهانه نارضایتی اجتماعی به سکوت کشیده شود و افزون بر این از حالت فوق العاده جنگی برای کاهش هزینه ها استفاده شود. اگر به نفت احتیاج داریم کشور صاحب نفت را تصرف می کنیم.  اگر فلان کار خلاف مقررات است در شرایط جنگی کسی اهمیت نمی دهد. حاکم بهمان کشور مطلوب ما نیست؟ می شود در حین یک جنگ منطقه ای سرنگونش کرد.

پس غرب ممکن است دنبال بهانه از ایران باشد و این بهانه می تواند شکست مذاکرات یا واکنش ایران به تحریم ها باشد. احتمالا با چاشنی های تکمیلی رسانه ای شبیه آنچه در مورد ارتباط صدام و القائده و گفته شد و همین الان هم با صحبت درباره اینکه با اورانیوم های فعلی ایران چندتا بمب می شود ساخت شروع شده است.

از مجموع این ها به این نتیجه می رسیم که شکست مذاکرات مطلوب ایران نیست هم به علت اثر زمان و تحریم ها و هم به علت جور کردن بهانه لازم. خب مشکل چیست؟ مگر کل تکنولوژی هسته ای برای ما چه ارزشی دارد که خطر انزوا و نابودی اقتصادی و حتی حمله نظامی را به جان بخریم؟ چرا به یک معامله کم سودتر یا حتی بی ضرر تن نمی دهیم؟ آیا قضیه اینقدر برایمان حیثیتی شده است؟ به نظرم قضیه فراتر از این حرفهاست. مشکل اصلی نه عقب نشینی یا تبعات حیثیتی آن که سیگنالی است که عقب نشینی ایران به غرب می فرستد. اگر ایران پس از این همه مدت با یک معامله  نسیه کم سود موافقت کند پس تحریم ها مجبورش کرده اند. اگر تحریم ها موثر و ایران مجبور است چرا بیشتر غرب بیشتر نخواهد؟

سختی کار در این است. عقب نشینی ممکن است موجب پیشروی غرب شود. مقاومت بر موضع کنونی باعث تاثیر بیشتر تحریم ها و فشار بیشتر می شود. به هم زدن بازی و واکنش رادیکالی مانند بستن تنگه هرمز بهانه مورد نظر برای سناریوی جنگی (محدود یا گسترده) قابل توجیه برای غرب را تولید می کند.

مهلکه سختی است ولی انشاءالله بیچاره نیست. پیشنهادی به ذهنم می رسد که به علت طولانی شدن این یادداشت در نوشته بعدی می آورم.

Advertisements

6 پاسخ to “تنگنای تصمیم ایران در مذاکرات هسته ای”

  1. hajikarimi said

    به قول دوستی» من از مرگ پدرم نمی ترسم، می ترسم عزراییل آدرس خانه مان را یاد بگیرد! «

  2. riazi said

    خوندمش اخوی.
    آگاهی ام از هر دو جهان وحشت داد
    تا بال نداشتم قفس تنگ نبود

  3. […] نوشته قبلی این بود که ایران چه باید بکند در حالی که قبول […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: