علوم انسانی اسلامی

مه 21, 2012

همایش علوم انسانی اسلامی برگزار شده است. من مهندسی خوانده ام و این حوزه ای است که من دانش تخصصی در آن ندارم و فقط مایلم نکاتی را در حد فهم خودم ارائه کنم:

درست است که تقریبا هر علمی پیش فرض های بنیادی غیرعلمی و تاحد زیادی غیرصریح دارد.

این هم درست است که در مورد بسیاری از علوم مفروضات فوق شامل عقاید مادی گرایانه است.

اما برای من مشخص نیست آیا دست اندرکاران دور جدید تحول علوم انسانی به تجربه های اول انقلاب توجه کرده اند؟ تجربه انقلاب فرهنگی، تسویه استادان و تغییر محتوای کتابها. آیا فکر کرده اند چرا بسیاری از استادان متدینی که بعد از انقلاب فرهنگی وارد دانشگاه شده اند چرا اکنون مدافع علوم متعارف در برابر یورش تجدیدنظر طلبان شده اند؟

ظاهرا پاسخ چیزی شبیه این است که تلاش اول انقلاب بر اساس اسلامیزه کردن علوم موجود بوده است که رویکردی سطحی بوده است. اصلا همین تغییر نگرش استادان و دانشجویان مسلمان دلیلی بر مسمومیت فضای دانشگاهی مبتنی بر علوم متعارف است. پس باید علوم انسانی جدید بر اساس مبانی دینی ساخت.

حرف درستی به نظر می رسد ولی به گمانم با تاریخ علم مطابقت نمی کند. اگر کسی سراغ دارد دوره ای را که علمی به صورت پروژه ای (و به خصوص با اراده سیاسی) ساخته شده باشد به بنده یادآوری کند. تا آنجا که من می دانم فرآیند پیشرفت علم بر اساس جوشش درونی و مجاهده عالمان و تاثیر و تاثر دانشمندان و نظریه پردازان مختلف بر هم بوده است. علم تولید نمی شود بلکه پیشرفت می کند و تکامل می یابد. حتی وقتی رویکرد جدید علمی داشته ایم اغلب نه به شکل ساخت از صفر بلکه به صورت تغییر رویکرد در یک علم موجود بوده است. مثلا اروپاییان ابتدا روش تجربی را از مسلمانان گرفتند ولی در نهایت برخی از آنها سر از پوزیویتیسم در آوردند که بر خلاف مبانی استادان اولیه شان بود.

در برخی موارد که دانشمندی از ابتدا رویکرد جدیدی را بنیان نهاده است کاملا (و حتی گاهی بیش از حد نیاز) توسط هواداران روش قدیمی به چالش کشیده شده است و تنها با اثبات عقلی یا عملی نظریاتش توانسته است بقای نظریاتش را ممکن کند.

برخی تجدیدنظر طلبان در علوم انسانی متعارف ادعاهای بزرگی مانند ناکارآمد بودن یا به بن بست رسیدن این علوم و برتری نظریه های اسلامی بر نظریات رقیب در این علوم دارند. مثلا مردمسالاری دینی را با لیبرال دموکراسی مقایسه می کنند. اما روشن نیست چرا با وجود چنین ادعاهایی ایشان به خود را در معرض چالش طرفداران علوم فعلی قرار نمی دهند. اگر قرار است ما با علوم انسانی اسلامی غرب را شکست دهیم بهتر نیست ابتدا به صورت برابر پذیرای خدشه های وابستگان فکری به غرب در داخل باشیم؟

علوم غربی عمدتا تلاش غربی ها برای حل معضلهایشان بوده است. حتی قسمتهای تبیینی هم با محک متد تجربی با حوزه عمل پیوند می خورده است. حال بهتر نیست در برابر چنین رقیبی به جای لفاظی به صورت عملی نظریات خود را اثبات کنیم؟ دقت کنید ما در سال اول انقلاب نیستیم که فقط با تصویر کردن آینده ای که قرار است بسازیم افراد را قانع کنیم. 30 سال گذشته است و بیشتر از کاری که قرار است بکنیم به کاری که کرده ای توجه می شود.

تجدیدنظرطلبان از سویی عدم اثبات عملی نظریاتشان را به پای کارگزاران غربزده و تحصیل کرده در فضای مسموم علوم سکولار (یا علوم سکولار اسلامیزه شده) می اندازند و از سویی دیگر به اینکه رهبری فقیه مانع اجرای نظریات علوم متعارف شده می بالند. به نظرم مشکل اصلی اینجاست قطع پیوند علومی که معطوف به عمل هستند با عرصه عمل. نه می توان تقصیر نابسامانی های فعلی جامعه را به گردن علوم انسانی متعارف گذاشت چون اجرا نشده اند و نه به همین دلیل می توان سخنان پرحرارت تجدیدنظر طلبان را (فعلا) چیزی بیش از وعده و وعید دانست.

در دهه اول انقلاب گفتمان وحدت حوزه و دانشگاه حاکم بود. در سخنان امام خمینی هر چند صحبت از استاد و دانشگاه استعماری بود اما از تحجر حوزوی هم انتقاد می شد. حوزویان عالمان دین و دانشگاهیان عالمان دنیای جامعه در جهت درست با هم هم جهت می شدند جامعه به سعادت می رسید. در سالهای اخیر می بینیم دانشگاه دارای فضای مسموم علوم غربی و حوزه منشاء معرفت پاک دینی تصویر می شود. اشکال این تصویر این است که چالش ها و ناکارآمدی های حوزه را نادیده می گیرد. هر چند تقسیم بندی هالمان دین و دنیا ساده انگارانه می نماید اما امروز حوزه های ما در همان عرصه های سنتی دین، کارآمد و رو به پیشرفت نیست چه رسد به اینکه متولی ساخت پایه علوم جدید هم بشود.

داستان فلسفه اسلامی که امروز از نظر بسیاری از چهره های تجدیدنظرطلب در علوم انسانی (مثل آقای مصباح و آقای خامنه ای) محترم و شاید مقدس است داستان جالبی است. این علم وارداتی از یونان نسل به نسل در میان فلاسفه مسلمان پالایش شد. آنها تهمت ها و تکفیرها را در نقاط تناقض فلسفه و اسلام تحمل کردند تا کار به جایی رسید که جزء دروس رسمی حوزه شد و در این میان فهم مسلمانان از متون دینی را تحت تاثر قرار داد.

آرزوی من برای اسلامی تر شدن علوم موجود شامل موارد زیر است:

1. به جای اخراج اساتید محافظ علوم فعلی فرصت استخدام برای استادان تجدیدنظر فراهم شود.

2. به جای سخنسرایی در مورد فضای مسموم علوم فعلی و عطر علوم اسلامی آتی و لزوم "تولید علم و نظریه پردازی"، هر محقق و متفکر و استاد مسلمانی در رشته خودش مشغول حل مسائل واقعی و تلاش برای تبیین واقعیات شود.

3. مدافعان علوم فعلی را آزاد بگذاریم با چالش، خدشه و نقد نظریات جدید اسلامی به حذف نظرات سست و تقویت فکر اسلامی کمک کنند.

4. به جای ممنوع کردن اجرای نظرات عالمان علوم فعلی، سعی شود با نظریات جدید همان مسائل به روش بهتری محقق شود.

5. یک چارچوب وسیع در نظر بگیریم و در درون آن مسئولین منتخب را آزاد بگذاریم به نظرات دانشمندان مورد اطمینان خود عمل کنند. همیشه عمل بر اساس یک نظریه مشخص بهتر از عمل سلیقه ای است.

6. متفکران حوزه باید بیش از فکر اصلاح دانشگاه آن هم به پشتوانه قدرت سیاسی به فکر اصلاح خود حوزه باشند. اگر حوزه اصلاح شود دانشگاهیان خیلی بیشتر آن را مرجع عقاید خود ء. قدرت سیاسی کارها را سریع می کند ولی معمولا در میان مدت اعتبار چهره های علمی را خدشه دار می کند.

Advertisements

3 پاسخ to “علوم انسانی اسلامی”

  1. […] و مخاطب تیتر این یادداشت، ایشان و یادداشت خواندنی‌اش است+. […]

  2. din2nid said

    یعنی از دستت شکارم حاجی! دهنت سرویس خدایی! آدم می خواد زنگی بزنه، ذوق و شوق و خوشحالی رو سهیم بشه و تشکر کنه یا …. و نمی شه! دهنت صاف با این سکیوریتی پالیسیت!

    • انصافی said

      ایشالله دهن هممون «سرویس خدایی» بشه 😉
      ایشالله هیچ کس جوون و پیر، زن و مرد، آدم و حاجی اسیر تخت بیمارستانا و شیمی درمانی نشه.
      شوق و خوشحالی چی بوده عزیزم؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: