درباره برخورد با سایتهای حزب اللهی

مارس 30, 2012

فیلتر شدن سایتهای حزب اللهی احساسات دوگانه ای را در من بر می انگیزد.

یک حسم همان مقابله با سانسور و حمایت از آزادی بیان است. من هرچه تعمق می کنم نمی توانم درک کنم چرا وبلاگ زهرا-اچ.بی باید فیلتر باشد. یا در نامه جمعی از طلاب به جامعه مدرسین قم و این مطلب چه اشکالی هست که باید سایت تریبون مستضعفین (همزاد جدیدش اینجاست) را به خاطر آن مسدود کرد. بسیاری از محدودیت ها و بگیر و ببندهای خلاف شرع و قانون اساسی با نوعی نیت خوانی و به بهانه مخالف و معترض بودن افراد انجام می شده است، سوال اینجاست که مستمسک برای برخورد با وبلاگها و سایتهایی از این دست چیست؟ ممکن است مسئولین مربوطه بخواهند ژست قانونگرایی بگیرند که ما قانون را برای حامیان نظام هم اجرا می کنیم. به نظر من شماری از قوانین عادی و به ویژه تفسیرهای رایج از آنها در میان مجریان خلاف شرع و قانون اساسی هستند ولی نمونه های پیش گفته حتی با این تفسیرهای غلط هم قابل توجیه نیست.

از طرف دیگر خوشحالم که صابون چیزی که این دوستان در مورد دیگران تجویز یا حمایت می کنند به تن خودشان هم می خورد. وقتی قدرت در دست تو یا کسانیست که تو موافق آنها هستی اهمیت آزادی بیان را درک نمی کنی. مطالبه آزادی بیان توسط مخالفینت برایت نوعی بهانه جویی برای ضربه زدن به تو یا قدرت مورد حمایتت به نظر می آید. فیلتر شدن و سانسور شدن در حالی که فکر نمی کنی کار اشتباهی مرتکب شده باشی درد واقعی و در نتیجه درک واقعی از سانسور ایجاد می کند.

آنها متوجه می شوند در بسیاری از سانسورها و حذف ها و برخوردها قانون مراعات نمی شود بلکه بهانه می شود. خیلی وقتها قانون محدودکننده رعایت می شود ولی به صورتی که حقوق فرد محدود شده نقض می شود. مثلا شما نمی دانی چرا وبلاگت فیلتر شده است و چرا؟ یا اصلا از چه کسی باید پیگیری کنی. پس کیفیت اجرای قانون هم مهم است. پس روش اجرای یک قانون ممکن است غیرقانونی باشد.

متوجه می شوند که قانونهایی وجود دارند که با ظاهر دفاع از اسلام و انقلاب و نظام خلاف قانون اساسی، شرع و آرمانهای تبلیغی انقلاب هستند. پس می شود از قانون انتقاد کرد.

متوجه می شوند که در نوشتن قانون های محدودکننده و مجوزی کردن همه امور از ترس برخواستن صدایی مخالف ارزشها و آرمانها باید به امکان سوء استفاده مجری هم نظر داشت. پس باید از امکان نظارت بر هر مسئولی دفاع کرد. از شفافیت فرآیند اعمال قانون دفاع کرد. از امکان تجدیدنظرخواهی بر تصمیمات نهادهای حکومتی دفاع کرد.

امید زیادی ندارم اما باز هم امید دارم (این هم نشانه اش) متوجه شوند که آزادی برای خوبها و آزادی برای خودیها و پاسخگویی به انقلابی ها به شدت قابل سوء استفاده است. چه کسی خودی است؟ چه کسی حزب الهی است؟ این طرز فکر به سرعت به سمت این می رود که آزادی موافقین مسئول، آزادی هم جناحی های مجری. پس گریزی نیست از ترسیم دقیق حدود آزادی و اجرای عادلانه آن برای همه شهروندان.

دفاع از آزادی قانونی غیرخودی ها اهمیت پیدا می کند چون همیشه شروع محدودیت غیرقانونی و سلیقه ای از آنهاست که قدرت کمتری دارند و حساسیت کمتری بر روی آنها هست. نهایتش هم مسئول مربوطه با برچسب غرب زده و ضدانقلاب و بی دین می تواند اعتراض او یا دیگران را ساکت کند.

Advertisements

یک پاسخ to “درباره برخورد با سایتهای حزب اللهی”

  1. اشکان said

    سلام، مطلاب سایتتان را دنبال می کنم. مرامنامه اتان «چرا معترضم چرا سبز نیستم» با افکارم به تقریب خوبی یکی است. درباره این مطلب، برادر به این جماعت هیچ امیدی نیست. این ها جماعت هیچ وقت به روزگار منتقدانی نظیر سه نسل سحابی ها دچار نمی شوند، بلکه در پلکان قدرت به سرعت بالا خواهند رفت. این فیلتر کردن ها و این ها هم موقتی است، یکسری اش هم بازی مظلوم نمایی و نمایشی است. شما گول این نمایش ها را نخورید. ارزش ندارد برای چنین مواردی بنویسید. این ها همان جوانان مومن (و گاهی فحاشی) هستند که به شدت مورد حمایت رهبر هستند و مسئولان آینده این نظام هستند، تندروهایی که به هیچ کسی رحم نخواهند کرد. به قول یک نفر: به جای مغز در کله اشان ولایت کار گذاشته اند. خداوند به اسلام و ایران رحم کند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: