بن بست تحلیلگر: سه سوال

دسامبر 19, 2011

من خیلی سعی می‌کنم رویدادها رو بفهمم اما گاهی در مورد بعضی وقایع هیچ توجیه منطقی و محکم و یکپارچه ای به نظرم نمی رسد. مثلا:

  • چرا روسیه و چین قطع نامه علیه سوریه را وتو می‌کنند ولی در مورد ایران حتی رأی ممتنعشان هم همیشگی نیست؟

آیا موضوع اجاره پایگاه دریایی به روسیه است؟ پس چین را چه کنیم؟

آیا موضوع این است که ایران خودش می‌تواند گلیم خودش را از آب بکشد پس چرا آن‌ها هزینه بدهند؟

آیا آن‌ها می‌دانند که ایران در نهایت برای آن‌ها هم مانند آمریکا لقمه گلوگیری است؟

  • چرا آمریکا و غرب اینقدر به ایران اهمیت می دهند؟ تحریم ایران، جنگ علیه ایران، دموکراسی و حقوق بشر در ایران.

ایران کشور قوی‌ای هست ولی غرب با کشورهای قوی تری مانند چین و هند رابطه دارد.

چون ایران دموکرات نیست؟ غرب و آمریکا با عربستان، لیبی، چین و روسیه رابطه مسالمت آمیزی دارند.

پاسخ نفوذ منطقه ای ایران است؟ مگر خیلی‌ها نمی‌گویند که مسلمانهای منطقه از جمهوری اسلامی بیزارند و مثلاً به مدل ترکیه گرایش دارند. یا به ناکارآمدی جمهوری اسلامی در اقتصاد و عدالت و تزلزل اخلاقی و اجتماعی جامعه و نیز شکاف بین مردم و حکومت و مهاجرت نخبگان و … اشاره می کنند. خب چنین کشوری که خودش نسخه خودش را پیچیده است چرا مسأله مهمی برای غرب و آمریکا است؟

موضوع سلاح های ایران است؟ پاکستان ناپایدار و روسیه الیگارشیک سلاح های خطرناک تری دارند.

موضوع ایدئولوژی غیر مادی رهبران ایران است؟ ولی سابقه ایران نشان می‌دهد رفتار ایران همیشه بسیار عقلانی تر از امثال صدام و قذافی بوده است که در ابتدا یا انتهای دوران خود با غرب همکاری کرده اند.

  • چرا کسانی که سابقه اطلاعاتی دارند وقتی بازداشت می‌شوند خیلی بیشتر از دیگران تن به اعتراف ساختگی و معامله می دهند؟

ترس از شکنجه است؟ریسک برخورد خشونتآمیز با آن‌ها کم است.

در نهایت هم پس معامله چیز زیادی بدست نمیآورند جز اینکه مثلاً 5 سال بیرون زندان ولی کاملاً تحت نظر و بدون فعالیت سیاسیاجتماعی باشند.

آیا رازهایی دارند؟ چه رازی است که راز آن‌ها هست ولی راز حکومت نیست؟

شما جوابی برای سؤال‌های من ندارید؟

Advertisements

3 پاسخ to “بن بست تحلیلگر: سه سوال”

  1. بهروز said

    در مورد دوم چند تا موضوع به نظرم میرسه . به نظرم غیر قابل پیشبینی بودن حکومت ایران یک دلیل میتونه باشه . حکومت جمهوری اسلامی چه در داخل چه در خارج دچار یک بحران هویت که در ۲۰ سال اخیر حادتر هم شده . از یک طرف جار میزنن که آزاد ترین کشور منطقه هستیم، انتخابات آزاد بر گذار میکنیم، مردم هم دو هفته باورشون میشه. بعد ورق بر میگرده. با نتیجه انتخابات کاری ندارم، اما خشم مردم بعد از دو هفته آزادی بیشتر به این دلیل بود که نمیتونستن باور کنن هویت حکومت بعد از دو هفته تو یک شب چنان تغیر پذیر. از یک طرف میگن که میخوان کشور اول منطقه بشن به خصوص از نظر اقتصادی و فناوری . بعد قلب راس حکومت به آقای احمدینژاد با اون سیاستهای اقتصادیش نزدیک تر و برای غنی کردن اورانیوم با تکنولوژی ۴۰ سال پیش ارتباط جامه علمی ایران رو با کل دنیا قطع میکنن. بدون چنین ارتباطی که پیشرفت علمی شوخی. به نظرم جدا از این موضوع ایران در این ۳۰ سال با سیاستهای غلطش ، خودش رو در نقش کشوری تندرو و متحجر جا انداخته. کشورهایی مثل پاکستان و عربستان چه بسا در این نقش میتونن بهتر ظاهر شن اما تا جایی که میشه بهش تن نمیدن. چنین بازیگری برای یک روزنامه که دنبال تیراژ بالاتر و یک سیاست مدار که به دنبال اعتبار، بی بدیل. حالا این وسط رقبای منطقه ای هم تا میتونن از فرصت استفاده میکنن . ایران از نظر قدرت با چین و هند قابل مقایسه نیست اما تو منطقه موقعیت استثنایی داره. شما فکر کنید که در اسرائیل نشستید و نگران موقعیت اقتصادی و سیاسیتون در ۲۰ سال آینده هستید. اقتصادتون شدیدا وابسته به فناوری و نیروی انسانی ماهر، چه کشور دیگری در منطقه توانایی رقابت با شما رو داره ؟ حتما ایران بالای لیستتون . از نظر سیاسی چه مساله ای موقیت شما رو تهدید میکنه؟ فلسطین. چه بهتر که تمام دنیا لابی کنید بر علیه ایران تا موضوع فلسطین تبدیل به مساله دست چندم بشه. خوش شانس هم که هستید چون در ایران هر روز کارتون رو راحتر هم میکنن.
    به این لیست حتما تضاد شدید هویتی مردم و حکومت ایران رو هم اضافه کنید که میتونه ذیل همون بحران هویت تعریف بشه.
    این دلایل تموم بشو نیست. اما بالای منبر رفتن هم دیگه حدی داره.

  2. انصافی said

    سلام.
    من که از بن بست خارج نشدم.

    آیا رفتار ایران غیرقابل پیش بینی تر است یا صدام و قذافی؟ آیا رفتار ایران در شرایط تحریم تهدید قابل پیش بینی تر است یا در شرایط ثبات؟
    به نظر من بیش از آنکه ایران در نقش یک حکومت تندرو و متحجر خودشو جا بندازه تبلیغات غرب می خواهد اون رو اینجوری جلوه بده. خب چرا؟
    سوء استفاده رقبای منطقه ای از شرایطی است که برخورد آمریکا و غرب با ایران بوجود آورده است و علت برخورد غرب هنوز حل نشده است.

    تضادهای داخلی حکومت ما بیشتر تسهیل کننده برخی اقدامات دشمنانش است نه انگیزه آن اقدامات.

  3. بهروز said

    به نظرم , بعد از انقلاب رابطه ما با غرب به گرمی قبل نمیتونسته باشه (به هزار و یک دلیل). این غیر قابل اجتناب بود. اما اینکه به یک دشمنی تمام عیار تبدیل بشه، نه . و این حد از دشمنی تا اندازه زیادی به خاطر بی تجربگی و عوام فریبی بوجود اومد. حالا هم که به سیاست رسمی تبدیل شده. من با این نظریه که چون ما کشور مستقلی هستیم زمین و آسمون به دشمنی با ما برخاستن موافق نیستم. همینطور با این فکر که غربیا جز سعادت چیزی واسه ما نمیخوان. من فکر میکنم سیاست های خود ما در بروز این مشکلات نقش مهمتری داشته.

    متاسفانه ما با صدام و قذافی در یک لیست قرار میگیریم. با این فرق که یک کشور کوچک با حکومت دیکتاتوری فردی کلا قابل پیشبینی تر و قابل کنترل تر. شما به همین قضایای اخیر نگاه کنید . در کجای دنیا سفارت یک کشوری این جوری مورد حمله قرار میگیره (برای دومین بار) که با موافقت نیروی انتظامی باشه و با مخالفت دولت.

    حرف من این که این شرایط ما خودمون به وجود آوردیم در طول ۳۰ سال، هر روز بدترش هم میکنیم ، خودمون تمام دنیا بدنام کردیم ، رقبای منطقه هم علیه ما لابی میکنن، بعد میگیم چرا غرب علیه ما تبلیغ میکنه؟ خودمون هم جواب میدیم: چون ما کشور مستقلی هستیم . من فکر میکنم جواب درست این : چون ما کشور بی فکری هستیم ، مشکل تعدد شخصیت داریم، منافعمون رو در تضاد کامل با غرب تعریف کردیم ،اما پتانسیل تبدیل شدن به قدرتمندترین کشورمنطقه رو هم داریم (داشتیم).

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: