درباره کسی که جای خالیش بزرگ است

ژوئیه 31, 2011

میرحسین موسوی

میرحسین موسوی


نشسته‌ام پای کامپیوتر و فریدون خاطرات گمشده زیابایش را می خواند. موسیقی زیبا و ترانه های پر احساس. البته هیچکدام زبان حال من نیست. نمی‌دانم برایتان اتفاق افتاده است ترانه ای آنقدر مطبوع باشد که بخواهید به نوعی آن را به خودتان بچسبانید یا نه.

می خواند:

خداحافظ نگو وقتی

هنوزم همیشه میشه برگردی

من یاد میرحسین میفتم. این روزها زیاد اتفاق می‌افتد که به یادش می افتم. هر بار که سایت کلمه می‌روم و می‌بینم بدون حرفهایش انگار دیگر اصالت ندارم. هر بار که فکر می‌کنم چه باید کرد.

طرفدار میرحسین نیستم. مریدش نیستم. ولی درگیر بزرگی مردی هستم که کاری کرد که خیلی‌ها خواستند و نتوانستند. مردی که آمد، از آن سکوت مرموز باشکوهش خارج شد، تغییر کرد (حتی خلاف جهتی من دوست داشتم)، درگیر سیاست روزمره شد ولی اصیل و باشکوه ماند.

بیشتر وقتها در کلامش چیزی بود که اصالت داشت. لذت می‌برم وقتی طرفدارانش عین جملاتش را تکرار می کنند. برای لذت بردن اصلا لازم نیست طرفدارش باشم.

شاید این وجد حاصل از دیدن رهبری بزرگ است که در قلب هوادارانش جای دارد. به نظرم پیروی کردن آزادانه از یک رهبر از آن چیزهایی است که علاقه و احترام بر می انگیزد. من هنوز که وقتی در مورد عشق رزمندگان و انقلابیون به امام می‌خوانم ناخواسته متأثر می شوم. این احساسی است که اجبار به پیروی از یک فرد توسط حکومت و در نتیجه تأکید بیشتر ما بر حق انتخاب فردی آن را کمی از یاد ما برده است.

چند وقت پیشا فال حافظ زدم و غزلی آمد که:

شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی

مردی از خویش برون آید و کاری بکند

یاد اولین پوسترهای تبلیغاتیش افتادم. شاید بزرگی هر کس را بتوان از روی بزرگی جای خالیش وقتی نیست حس کرد. میرحسین موسوی نیست و جایش خالیش خیلی بزرگ است.

در مورد خودش نگرانی ندارم که اهل صبر است و مطمئنم که صبرش بی اجر نمی ماند. امیدوارم اجر صبرش خیری برای ملت ما هم باشد.

Advertisements

2 پاسخ to “درباره کسی که جای خالیش بزرگ است”

  1. 8rooz said

    الان که نیست میفهمم که با سخنانش چه کارها که نمی توانست کند.

    ضمناً آلبوم فریدون توی این کویر خوب از آب در اومده

  2. بهروز said

    چند روز پیش اولین سخنرانی انتخاباتی میرحسین رو داشتم دوباره میخوندم. احساس کردم این مرد تنها سیاست مداری که هر کس دیگه هم اگه تو انتخابات شرکت میکرد باز رای من داشت. همون که شما بهش آزادی انتخاب رهبر میگین. انتخاب میرحسین برای من شاید اولین باری بود که از نظر خودم بهترین انتخاب میتونستم بکنم نه فقط بد که بهتر از بدتر باشه. به یادش هستم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: