طلاق و ولایت فقیه

مه 7, 2011

آقای صدیقی خطیب نماز جمعه تهران گفته اند که یکی از وزیران احمدی نژاد به وی گفته است که معتقد است اگر آقای خامنه ای همسر احمدی نژاد را طلاق دهد همسرش بر وی حرام می شود.

من متخصص فقه نیستم، به ولایت فقیه هم اعتقاد دارم هر چند نه به شکلی که امروز تبلیغ می شود. برای شناخت ولایت فقیه کتابهای مختلفی خوانده ام ولی اعتراف می کنم در انتصابی ترین و مطلقه ترین قرائتهای این نظریه هم چنین چیزهایی که امروزه منصوبین آقای خامنه ای ارائه می دهند نفهمیده ام. جریان افزایش هر روزه اختیارات ولی فقیه و کاهش هرروزه امکان نظری انتقاد از رهبری به شدت مرا یاد فرایند افزایش اختیارات و فضایل خلفای حاکم بعد از رسول الله ص می اندازد که کار به ادعای خلیفه الله بودن خلیفه و برتری وی بر رسول الله ص کشاند.

به این بخش از کتاب ولایت فقیه امام خمینی دقت کنید:

«این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم ص بیشتر از حضرت امیر ع بود یا اختیارات حکومتی خضرت امیر ع بیش از فقیه است باطل و غلط است.»

«همان اختیارات و ولایتی که حضرت رسول و دیگر ائمه صلوات الله علیهم در تدارک سپاه و بسیج سپاه و تعیین ولات  استانداران و گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را برای حکومت فعلی قرار داده است»

«ولایت یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس یک وظیفه سنگین و مهم است. نه اینکه برای کسی شان و مقام غبرعادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد. به عبارت دیگر ولایت مورد بحث یعنی حکومت و اجرا و اداره، برخلاف تصوری که خیلی از افراد دارند، امتیاز نیست بلکه وظیفه ای خطیر است.»

همانطور که می بینید امام خمینی که احیاگر و عملی کننده نظریه ولایت فقیه در عصر حاضر است و لفظ «مطلقه» بر اساس نظریات ایشان درباره موسع بودن اختیارات ولی فقیه در بازنگری قانون اساسی افزوده شده است اختیارات فقیه را در حیطه اداره جامعه می داند و اصولا ولایت در ولایت فقیه را اداره جامعه معنا می کند.

خب کجای دخالت در زندگی افراد و طلاق دادن زن ایشان به اداره جامعه مربوط است؟

تاسف عمیق من این است که بسیاری از جوانان چنان از اعمال برخی دینداران و علمای حکومتی کراهت دارند که امیدی ندارند در امثال کتب ولایت فقیه مطلب مفیدی بیابند. بنابراین تصور می کنند آنچه آقایان می گویند جزئی از نظر امام است. ایشان بر اساس عمل همین عالمان حکومتی گمان می کنند که لفظ مطلقه در ولایت مطلقه فقیه یعنی هرکاری خواست می تواند بکند و در هر حیطه ای می تواند وارد شود. نه محدودیتی است و نه کسی از خبرگان و مردم عادی می تواند جز اطاعت کاری کند. نیجه نهایی دوری هرروزه اینان از اصل ولایت فقیه و اصول قانون اساسی و دخالت اسلام در حکومت است.

پ.ن: مدتی است سعی می کنم اشکالاتی را در ولایت انتصابی فقیه به ذهنم می رسد به عنوان یک مطلب آماده کنم اما امثال آقای صدیقی و آقای سعیدی چنان در مدح و ثنای ناصب خود تند می روند که کار به تفاوت ولایت انتخابی و انتصابی نمی رسد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: