تشبیه تاریخی حال ما

فوریه 18, 2011

در ایران پس از انقلاب تشبیه اتفاقات به اتفاقات تاریخ اسلام و شخصیت ها به شخصیت های صدر اسلام متداول است. این تشبیه ها هم از جهت عبرت از تاریخ به کار می روند هم نوعی کنایه برای دادن نسبت هایی است که ما ایرانیها رویمان نمی شود به صراحت به کسی بدهیم.

در مورد وقایع پس انتخابات و اعتراضات پس از آن من 2 تشبیه تاریخی را بیشتر مناسب می دانم.

 

قیام علیه خلیفه سوم

از جهتی به نظر من اوضاع شبیه دوران خلیفه سوم است. در زمان عثمان بر مردم سخت گرفته شد و سیاست های تبعیض آمیز  و فامیل بازی و بخشش های بی حساب به اطافیان به اوج رسیده بود. گروهی از مردم (به خصوص مردم مصر) برای دادخواهی نزد خلیفه آمدند که با توجه نکردن او کار به محاصره و در نهایت قتل او رسید. ادامه حوادث نشان داد که انگیزه برخی بزرگان در مقابله با عثمان قدرت طلبی بوده است.

شباهت امروز ما با آن اتفاق این است که در انحراف حکومت از حق شکی نیست. در این میان برخی انتقادهایی به سابقه و انگیزه های چهره های سیاسی مانند هاشمی، موسوی و کروبی وارد می کنند و بر اساس آن دفاع از حاکمیت را تجیه می کنند. در حالی که قدرت طلبی امثال طلحه و زبیر اثبات درستی اقدامات عثمان نبود.

 

نهضت اصلاح دینی در اروپا

در اواخر قرون وسطی اعتراضاتی نسبت به دنیازده شدن مقامات کلیسا و تعالیم آن در جوامع مسیحی شکل گرفت. نهضت اصلاح دینی شعارهای حقی مانند ارتباط مستقیم مردم با خدا و کتاب مقدس، منع توبه نامه فروشی و دخالت قدرت طلبانه کلیسا در امور کشورهای مسیحی داد. اما سیر وقایع نه به اصلاح رویکرد غلط کلیسا که به انزوای دین در عرصه بسیاری از جوامع اروپایی انجامید. استدلالهای قوی تاریخی نشان می دهد که انگیزه برخی قدرتمندان (شاهان محلی) در حمایت از نهضت اصلاح دینی افزایش قدرت خود بود و تشکلهای مخفی ضددینی مانند فراماسونی هم از اصلاح دینی به عنوان مرحله ای از مبارزه با دین استفاده می کردند.

شباهت امروز ما با زمان در این است که مانند کلیسای قرون وسطی حکومت مدعی اسلام بر خلاف مدعایش عملی منحرف از دین دارد اما ادعای دین مداریش عامل اصلی فراری دادن مردم از دین است. در میان مخالفین و سوار بر مطالبات آنها مخالفان آشکار و پنهان دین هم وجود دارند که از همین دافعه اسلام آمیخته به ظلم و قدرت طلبی حاکمان استفاده می کنند تا مردم را از اصل اسلام جدا کنند و در این میان گاه از نوعی اسلام لیبرال به عنوان مرحله گذار نام می برند.

برای من نه شناختن عناصر ضددین در بین مخالفین توجیه دفاع از ستم به نام اسلام است (که در گذشته بارها این مصلحت سنجی را  کرده ام اما رفتار حاکمیت تغییری نکرده است) و نه یقین به انحراف و ظلم حکومت و وفادار نبودن حاکمان به تکالیف اسلامی نگرانی از نتیجه این فرایند در تضعیف دین در جامعه را از بین می برد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: