دغدغه جمهوری اسلامی خواهی

ژانویه 24, 2011

دغدغه این روزهایم جمهوری اسلامی خواهی است. یعنی نظامی مبتنی بر خواست مردم و درچارچوب قوانین اسلام. در دو سوی این مفهوم یکی جمهوری خواهی لیبرال وجود دارد که مبتنی بر خواست مردم است ولی حقوق بنیادین خود را اعلامیه حقوق بشر (یا چیزی نزدیک به آن) می شمارد و دیگری جمهوری اسلامی موجود و تلقی حاکمیت از حکومت ولایی که زمینه های دچار شدن به مرض استبداد را دارد و به مرور ارتباطش با خواست مردم و حتی قرائت دینی موردپسند مردم (و گاه حتی علمای اسلام) قطع شده است.

اصلاح طلبان به تدریج رودربایستی و تعارفات را کنار گذاشته اند و رویکرد اول را با این تکمله که خودشان مسلمان هستند و اعتقاد دارند چنان حکومتی بیشتر به نفع اسلام است (ترکیه را مثال می زنند) توصیه می کنند. این معنا در سخنرانی امیرارجمند در UCL و نامه تاجزاده به مطهری روشن است.

اصولگرایان هم که اصولا چندان به گفتگو وارد نمی شوند و سکوت و تاییدشان از اقدامات غیرقابل دفاع چیزی جز یک اصل (اطاعت از ولی فقیه) برایشان نگذاشته است.

بااطمینان می دانم که جمهوری اسلامی موجود را نمی خواهم ولی به نظر می رسد رویکرد اول هم عملا حکومتی اسلامی نیست و در عمل هم نمی تواند همه اسلام را اجرا کند (اسلام سکولار یا لیبرال). اصولی از اسلام اجرا می شود که با اعلامیه حقوق بشر تضاد نداشته باشد و این اسلام مشروط با فهم من از مسلمانی هم خوان نیست.

دغدغه این روزهایم جمهوری اسلامی خواهی است. می خوانم، فکر می کنم  و نیاز زیادی به سوال و گفتگو دارم (اگر امور روزمزه بگذارد).

Advertisements

6 پاسخ to “دغدغه جمهوری اسلامی خواهی”

  1. محمد حسین حسینی said

    سلام آقای انصافی

    چند ماهی هست که دنبال میکنم نوشته های شما رو
    چند باری خواستم کامنت بزارم ولی سیستم کامنت دونی وبلاگ شما مشکل داشت
    غرض اینکه خواستم بگم خیلی خوب می نویسی
    انشالله که همین طوری ادامه بدی

  2. تنها said

    براي اينکه بحث روشن تر بشود بايد مشخص کنيم حکومت اسلامي واقعي چيست؟ قرار است چه کند و هدفش چيست؟ بايد انتظارات از حکومت را مشخص کنيم. قرار است حکومت اسلامي واقعي در صورتي که وجود داشته باشد چه کارويژه و کارکردي داشته باشد که رويکرد اول راهي به آن ندارد؟ پاسخ به اين سوالات با در نظر گرفتن مفهوم قدرت و دوري جستن از آيد ه آل گرايي اي که منجر به بي عملي ميشود راه گشا خواهد بود.

    • انصافی said

      فکر کنم کلیت مطلب نشان می دهد که بنده در مرحله تفکرم هستم نه قطع. به نوعی اینجا بلند فکر کرده ام.
      البته جملات بعد از «حکومت اسلامی واقعی» به نوعی تصورم را از این مفهوم توضیح می دهد.

  3. تنها said

    ملتفت هستم، بنده هم مثل شماهستم فقط خواستم همفکري کنم :). براي بهتر تفکر کردن سوالاتي مطرح کردم شايد از اين طريق به نتيجه برسيم. حال اينگونه ميپرسم: همه اسلام را اجرا کردن يعني چه؟ منظورتان از همه اسلام، همه فقه است يا مراد چيز ديگري است؟ انتظار از حکومت اسلامي واقعي اينست که همه فقه را اجرا کند؟ در هر حال بايد مشخص کنيم همه اسلام چيست و نسبت قدرت و حکومت با آن چيست.
    در ضمن سکولاريسم و ليبراليسم مفاهيم فلسفي هستند که نيازمند بحث و دقت فراوانند. اسلام سکولار يا ليبرال واژه هاي دقيقي نيستند، منظور از اسلام سکولار يا ليبرال چيست؟

    • انصافی said

      بسیار ممنون از همفکریتان.
      خب همه اسلام فقه نیست ولی همه فقه جز اسلام است (اگر اجزائی از فقه به نظر ما غلط است یا با اجزای دیگری از اسلام ناسازگار است پس جز فقه اسلامی نیست).
      اسلام سکولار یا لیبرال یعنی اسلامی در چارچوب و مشروط به اصول این مکاتب. یعنی جایی که تناقضی بین توصیه های این مکاتب و اسلام آمد رویکرد قطعی ما برتری دادن نظر آنها باشد.

      من نه فیلسوفم نه نظریه پرداز پس توقع خیلی دقیق بودن از من نداشته باشید. البته اگر جایی اشتباه دارم یا خلط مبحث می کنم بفرمایید.

  4. تنها said

    براي قضاوت در مورد سکولاريسم، ليبراليسم … پذيرفتن يا رد آنها و ارتباط آنها با دين بايد هم سکولاريسم و ليبراليسم را شناخت هم دين را. در مورد سکولاريسم، ليبراليسم، نوليبراليسم … سالهاست انديشمندان و فلاسفه جهان در حال بحث و نظر علمي هستند مخالفين و موافقين و منتقدين نظرات خود را ارائه ميکنند و همچنان هم ادامه دارد ميتوانيد در اين زمينه ها به نظرات روشنفکران ديني و غيرديني ايراني مراجعه کنيد براي قدم اول. عده اي اين عبارات را بيشتر در حد فحش سياسي ميشناسند تا دانستن معناي دقيق آنها. سکولاريسم و ليبراليسم مکتب و ايدئولوژي نيستند (حداقل در معنايي که مراد روشنفکران ديني مدافع رويکرد اول است). در مقابل اسلام هم نيستند ميتوان مسلمان بود به يک معنا سکولار هم بود ميتوان مسلمان ليبرال بود و اينها هيچ تناقضي با هم ندارند و برخوردي با هم نخواهند داشت.
    در قدم ديگر بايد کارکرد دين و کارکرد قدرت و حکومت را مشخص کنيد و ارتباطي که اين دو ميتوانند با هم داشته باشند را بررسي کنيد. انتظار از نهاد دين چيست انتظار از نهاد دولت چيست و چگونه اين دو نهاد ميتوانند بر هم تاثير بگذارند. کي اين تاثير مخرب است و در چه صورتي ميتواند سازنده باشد.
    در مورد اجراي کامل دين و ارتباط آن با نهاد دولت بايد مشخص کنيم اجراي کامل دين چيست و نهاد دولت درچه بخشي از آن ميتواند نقش داشته باشد. بخشي از کارکرد دين مربوط به حوزه فردي است و نهاد دولت نميتواند نقشي در آن داشته باشد. در مورد اسلام بخشي که نهاد دولت ميتواند مدعي اجراي آن باشد بخشي از فقه است که به احکام اجتماعي معروف است. و بيشتر مشمول مجازاتها و حدود و از اين قبيل است. اين بخش از فقه بيشتر کارکرد حقوقي و قانوني دارد و ميتواند در صورتي که مورد تاييد باشد ذيل عنوان قوانين حقوقي و جزايي قرار بگيرد. واين منافاتي با سکولاريسم و ليبراليسم ندارد. ديگر کارکردهاي نهاد دين بدون دخالت نهاد دولت هم ممکن است و تجربه نشان داده است که بدون دخالت و پشتيباني نهاد دولت نهاد دين بهتر ميتواند به اهدافش برسد. در غير اينصورت دين به تيغي در دست زنگيان مست قدرت تبديل ميشود و اين برميگردد به ماهيت قدرت که هر چيزي را ميتواند براي بسط و گسترش خود و قبضه انحصاري قدرت، استحاله کند. اينجاست که بايد تيغ از کف مست ستاند وگرنه هم خود را نابود ميکند هم ديگران را و شايد پس از مدتي اکثريت را به اين نتيجه برساند که اشکال از تيغ است و ناچار راه را در ضديت و حذف آن ببينند که مباد آنروز.
    ديگر اينکه در اين دنيا به دنبال کامل و ناب و خالص بودن ره به ايده آل گرايي ميبرد که نتيجه اش افراط است يا تفريط و بي عملي. به جز خدا به دنبال کامل و ناب و خالص نباشيد که نميابيد. در قدم اول اجراي بخشي از دين هم ميتواند راضي کننده باشد و راه را براي تلاشهاي بيشتر باز کند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: