قسمت 2: نقد 3 استدلال حامیان حاکمیت جمهوری اسلامی

دسامبر 17, 2010

نقد: اطاعت مطلق از رهبر

مقدمه این مطلب

ز منظر قانون قانون اساسی رهبری بالاترین مقام کشور است که بسیاری از مقامات مستقیما باید فرمانبردار او باشند. رهبری سیاستهای کلی را تعیین می کند و طبیعتا اجرای این سیاست ها وظیفه دیگران است. رهبری مسئول رفع معضلات نظام که از راههای عادی قابل حل نیستند است و بدیهی است که لازمه چنین اختیاری فصل الخطاب بودن فرمان او در حل چنین مواردی است.

از منظر شرع چه اختیارات فقیه را مانند آنچه امام قائل بودند موسع بدانیم و یا بر اساس تفسیر رسمی امروزی از ولایت فقیه، برای او حکم حکومتی و الویت بر قانون اساسی قائل شویم و مشروعیت هر یک از ارکان حکومت را به نصب یا تنفیذ مستقیم یا با واسطه او بدانیم و چه حق مجتهد عادل را در حداقلی ترین حالت اعلام حکم دین به عنوان کارشناس فقه یا قاضی بدانیم، اطاعت از رهبری واجب است.

پس اینکه اطاعت از رهبری لازم است حرف نادرستی نیست. پس مشکل کجاست؟

مشکل در اطلاق است.  مقامات و نظریه پردازان حکومتی جوری آنچه در بالا را تفسیر می کنند که گویی نه در قانون اساسی اصل دیگری که مقید و مفسر اصول حاکمیت فقیه باشد وجود دارد و نه در اسلام حکم و قاعده ای جز اطاعت از ولی فقیه.

واقعیت این است که در قانون اساسی اصول دیگری در مورد حق حاکمیت مردم و آزادی های مشروع آمده است که حتی اگر نقض آنها را به صورت موردی در راستای حل معظلات نظام و حکم حکومتی و … تفسیر کنیم، رویه شدن نقض آنها قابل توجیه نیست و نوعی عدم صداقت و نقض عهد است. در قانون اساسی مجلس خبرگان مسئول تایید صلاحیت مداوم رهبری و عزل او در صورت بی صلاحیتی است. این مجلس کاملا خودمختار طراحی شده است  و  خود مرجع تصویب قوانین خویش است، قوانینی که نیاز به مرجع تاییدی مانند شورای نگهبان هم ندارد.

مجلس خبرگان حق عزل رهبری که صلاحیتش را از دست داده دارد. نفس این بند یعنی رهبر و ولی فقیه ممکن است بصلاحیتش را از دست بدهد. در چنان وضعیتی لابد عده ای در درون آن مجلس به انحراف رهبری اعتقاد پیدا می کنند و اگر در رای گیری اکثریت با آنها موافق بود رهبر را عزل می کنند. اگر هربار که عضوی از مجلس خبرگان از رهبر زمان خود انتقاد کند به علت مخالف با ولی فقیه منحرف و ضدانقلاب شود عملا هیچگاه امکان عزل رهبر بی صلاحیت وجود ندارد.

در منابع اسلامی هم قاعده کلی «اطاعتی برای مخلوق در معصیت خدا نیست» را داریم. امر به معروف و نهی از منکر را داریم. سالها و قرنها شیعیان در برابر سخنگویان خلفای نامشروع اموی و عباسی که اطاعت از حاکم اسلامی را با هر عملکردی واجب می شمردند به این حدیث استناد می کردند. در کلام شیعه اطلاق امر به اطاعت مومنین از رسول خدا ص و امامان ع را برهانی بر  عصمت ایشان گرفته اند. لازمه چنین استدلالی (بنابر عکس نقیض) مطلق نبودن اطاعت غیرمعصوم است.

البته نظریه پردازان رسمی هیچگاه حکم به عصمت رهبری یا محق نبودن مجلس خبرگان برای عزل وی نمی دهند اما رفتار ایشان و تبلیغات نهادهای رسمی به صورت ضمنی چنین مسئله ای را جا می اندازند. چنان بر اطاعت و معیار بودن او تاکید می کنند و در کنار آن به احتمال خطا و انحراف همه جز او اشاره می کنند که نتیجه چیزی جز عصمت نیست.

چه نتیجه ای دارد؟

نتیجه مطلق کردن اطاعت از رهبری و معیار بودن نظرات او این است که حامیان صادق رهبری و حاکمیت هیچگاه به اشکالات رهبری دقت نمی کنند، تازه برعکس هر انتقادی از جانب منتقدان وی را انحراف تلقی می کنند.

اعتقاد به عدم عصمت رهبر، احتمال انحراف اوست. به راستی حامیان صادق حاکمان فعلی جمهوری اسلامی نمی ترسند که اگر قائم مقام سابق رهبری و مرجع تقلید اول انقلاب و یار غار امام خمینی و تقریبا تمام روسای قوه سابق منحرف یا در آزمون فتنه و مانند آن منحرف شده اند احتمال اشتباه و انحراف رهبر هم وجود دارد؟ آیا به این اندیشیده اند که هر چقدر انحراف این خواص خطرناک است انحراف یک رهبر با اختیاراتی که دارد چقدر خطر بیشتری دارد؟

روشن است که خود شخص رهبر (سخنان و سیره او) معیاری برای نظارت بر عدم انحرافش نیست. پس باید ضمن اطاعت از رهبری همواره در درون خود کارهای رهبری را با اسلام و عدالت و سیره امامان ع می بسنجند.

اگر با برادران و هموطنان خود که با نیت درست از حاکمان فعلی جمهوری اسلامی دفاع می کنند به همین لزوم نظارت فردی و وجدانی بر رهبر (مانند سایر مقامات) برسیم قدم مبارکی است. مهم نیست هر کسی در این نظارت به چه نتیجه ای برسد. مهم این است که وقتی کسی (به خصوص از نیروهای انقلاب) لب به انتقاد از رهبری می گشاید به جای نشستن در صندلی متهم به سادگی یک طرف بحثی باشد که در آن دلایل حرف آخر را می زنند.

قرار است ادامه داشته باشد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: