دو نکته در مورد مشایی و احمدی نژاد

اوت 13, 2010

سخنان حساسیت زای اسفندیار مشایی همواره دو ویژگی دارد.

  • اینکه صحبتهایی که می کند و کلماتی که انتخاب می کند تابوشکنانه است.
  • اینکه این سخنان هر یک به نحوی قابل توجیه است.

الگوی کار به این صورت است که وی ابتدا عبارات تابوشکنانه را به کار می برد (دوستی با مردم اسرائیل، ضعف مدیریت انبیا، مکتب ایران به جای مکتب اسلام، محور وحدت نبودن خدا) بعد که منتقدان شروع به انتقاد کردند او توجیه قابل قبول سخنان خود را بیان می کند و از برخورد متعصبانه یا قضاوت زودهنگام منتقدین (که اغلب از روحانیون معروف و نظامیان و سیاسیان اقتدارگرا یا اصولگرا هستند) می نالد.

با خود فکر می کردم که انگیزه این کار چیست؟ او ممکن است آینده سیاسی خود را بر سر این حرفها تباه کند، پس چرا چنین می کند؟ به نظرم این کار 3 فایده دارد.

  • اول مطرح شدن در رسانه ها (چنین کاری را احمدی نژاد با ادعاهای عجیب در رسانه های جهانی انجام داده است شاید با توصیه خود او)
  • دوم بی اعتبار کردن منتقدان (با همان بازی عبارات تابوشکن و توجیه معقول) که احتمالا رقبای آتی سیاسی او هستند.
  • سوم حساسیت زدایی از گفته هایش. وقتی هربار در پس جنجال کلمات او یک توجیه آبرومند موجود باشد به مرور شاید حساسیت روی حرف زدن او کاهش یابد. آنوقت است که شاید حرفهای جدیدتری برای گفتن داشته باشد.

احمدی نژاد در تازه ترین مدعای خود برخی مصوبات مجمع تشخیص مصلحت را قانون ندانسته است. البته قبلا هم به صورت تلویحی برخی از قوانین گذشته از صافی شورای نگهبان را هم خلاف قانون اساسی دانسته بود.

برایم جالب است که ولایتمدارانی که به خاطر یک اظهارنظر رهبری در مورد قانون بودن مصوبات شورای انقلاب فرهنگی و تصویب قانونی در مجلس در رابطه با یکی از مصوبات آن شورا، رییس و نمایندگان را ولایت ناپذیر می دانستند کجا هستند؟ دقت کنید که مجلس می تواند به راحتی مصوباتی بر خلاف شرع و قانون اساسی داشته باشد ولی چون شورای نگهبانی باید آنها را تایید کند مورد غیرعادی بوجود نمی آید.

بله برای برخی مدعیان ولایی به بازی گرفتن نص قانون اساسی  بسیار سهل تر است از متعرض شدن  به یکی از فرمانهای رهبری. چنین است که قانون بودن عرضی مصوبات شورای انقلاب فرهنگی مهمتر است از قانون بودن مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام بر طبق قانون اساسی.

ضعف استبداد در این است که همه چیز را به یک نقطه گره می زند و برای سرنگونی، زدن همان یک نقطه کافی است.  شاید روزی برسد که «عزت مستدام» پایان بخش نامه استعفایی باشد در اعتراض به رد صلاحیت مشایی. آن روز نمی دانم آن یک نقطه تاب میآورد یا نه.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: