پس از آخرین شهادت

ژانویه 16, 2012

بعد از نوشتن در مورد شهادت مصطفی احمدی روشن چند مطلب به عنوان مطلب بعدی در نظر داشتم ولی حال بدی داشتم که مانند یک مطلب عادی خیلی سریع از این قضیه بگذرم.

از اتفاقات مثبتی که در این قضیه افتاد عدم لفاظی مقامات امنیتی بود. وزیر اطلاعات کاملا تا امروز ساکت بود و از فرماندهان سپاه هم تا قبل از مصاحبه سردار جزایری با فارس خبری نبود.

نکته مثبت بعدی اشاره به مجازات عاملین و آمرین این ترورها در پیام تسلیت آقای خامنه ای وجود داشت (مقایسه کنید با متن پیام تسلیت شهادت دکتر علیمحمدی (برای شهادت دکتر شهریاری و رضایی نژاد پیامی داده نشد)). مثبت بودن این اقدام به جهت تعهد حاکمیت به انجام اقدام عملی فراتر از لفاظی های توخالی است. حالا نه تنها وزیر اطلاعات و فرماندهان سپاه سه چهار روز به جای حرف به دنبال انجام وظیفه اصلیشان می روند بلکه پیرو  تعهد موجود در پیام آقای خامنه ای ایشان نیز در اولین حرفهایشان به مجازات عاملین اشاره دارند.

آخرین اتفاق مثبت از نظر من کاربرد شهید و شهادت برای ترور احمدی روشن توسط سایت کلمه بود. راستش در این زمانه ای که حاکمیت و مخالفانش برای مخالفت با هم هر روز نقطه مشترک و اصل بدیهی را انکار و تحریف می کنند و توقعم از هر دو طرف کم تر و کم تر می شود این جرقه ای امیدبخش است.

امیدوارم آنها که دارند کمک گرفتن از دشمنان ایران و حتی تهاجم آنها به ایران را در بلبشوی کارنامه منفی حاکمان امروزه کشور تطهیر می کنند با این ترورها به خود آیند.

امیدوارم سرداران ما هم بدانند امثال من از قدرت و پیروزی آنها خوشحال می شویم و از شکستشان خشمگین، به شرطی که میدان جنگ را سرکوب مردم خودشان یا عرصه سیاست و اقتصاد کشور ندانند.

 امیدوارم حالا که بوی شهادت در فضای کشور پیچیده است دوستان نورس حزب اللهی ما کم کم نظری به تفاوت جهاد واقعی با جنگ نرمی که به جای یاد خدا و اخلاص برای او به دروغ و آبرو بری و هتاکی و تحریف و تحقیر هم وطنان آلوده شده است بیندازند.

5 پاسخ به “پس از آخرین شهادت”

  1. بهروز گفت

    «امیدوارم آنها که دارند کمک گرفتن از دشمنان ایران و حتی تهاجم آنها به ایران را در بلبشوی کارنامه منفی حاکمان امروزه کشور تطهیر می کنند با این ترورها به خود آیند»
    آقا تو رو خدا یک اقلیت موج سوار و متوهم انقدر بزرگ بزرگ نکنید. راستی از سایت کلمه بی انصافی خیلی کم دیدم ، جالب واسم بدونم چی نوشته بودن که انقدر بد بوده که حالا از شهید نامیدن این جوان دانشمند از دست رفته دلت وا شده.

    • انصافی گفت

      بحث کلمه نیست کلا توقعم رو از همه کم کردم.
      از کلمه مورد خاصی یادم نیست اما اگر من بودم توی قضیه تحریم ها و کلا قضیه هسته ای به زور گفتن غربیها، سابقه دروغگوییشون و حق قانونی ایران بیشتر اشاره می کردم.

      منم مطمئنم که اون اقلیت کوچیک هستند ولی به نظرم با تندروی و پشتیبانی رسانه ای دیگران رو ناخودآگاه دنبال خودشون می کشونن. مثلا یک عده حمله نظامی رو نامشروع نمی دونن. یک عده دیگه (که به نظر خودشون موضع بهتری از قبلی ها دارن) می شن مخالف جنگ ولی موافق یا ساکت در برابر تحریم های غیرانسانی. همینطور …

  2. فرانك مارتين گفت

    سلام
    از برادر مفقود الاثر چه خبر؟ (البته مفقود الاثر از اين جهت كه اعتقاد داري اثري از خودت به جا نذاري و الا ما كه بخيل نيستيم ايشالا شهيد بشي)
    خودت هم وب قشنگي داري‌ها! ني؟
    دست نوشته‌هاتو تو گوگل ريدر مي‌خونم اما امر كرديد كه بيام و اومدم …
    اومدم به رسم همون نون و نمك و پنيري كه با هم خورديم و با ما نساختي و بد تا كردي
    بچه مجيديه تو خون و مرامش ادا و اصول و كلاس ملاس گذاشتن نيس
    بچه مجيديه مثل آب زلاله، مثل خاك بي‌ادعاست، مثل سرو پاي حرفش وا ميسه و مثل شمع پاي عشقش مي‌سوزه و ميميره
    من تا ته ته دوستي تا ايستگاه آخر رفاقت ميام اما واسه اوني كه مثه خودم زلال باشه و همه چيزش رو دايره باشه
    جيمزباند بازي‌هاشم بزاره واسه اونايي كه هفت خط و خالن و يه روده راس تو شيكمشون ندارن! نه مثه من كه رو بازي مي‌كنيم و سفره دلمون واسه همه بازه
    خلاصه ما از اوناش نيستيم
    حاليته
    ارادتمند
    فرانك

    • انصافی گفت

      آه فرانک!
      خودتی ؟
      می دونستم بالاخره میای. می دونستم.
      .
      .
      .
      نه فرانک تو برو. کار من دیگه تمومه.

      (با دوبله آلن دلون خوانده شود)
      حتی مام که از اوناشیم ارادتمند بچه های مجیدیه (شمالی و جنوبی هر دو) هستیم.

    • انصافی گفت

      رفیق من! ما واسسادیم، تو رفتی.
      ما نخوندیم، تو خوندی.
      ما عین یه جزیره بیكس موندیم،

      مگه تو كار درستی كردی؟

      حرفم كه می‌زنی میگن حالیت نی. بابا! اگه حالیمون نی، تقصیری نداریم. كسی حالیمون كرده كه ما جفتك زدیم؟
      دِ باوفا! رفیقمی، نوكرتم. تا جونم دارم پات وایمیسم. واسه اینی كه آدمی. اما دیگه بهم سركوفت نزن.
      كار توام كه كمتر از ما نی كه. تو اون‌جوری شب و روز كردی، ما اینجوری.
      آخرشم هر دوشو نیگا كونی یعنی زرشك.

      (با دوبله بهروز وثوقی توی گوزنها خوانده شود)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.