عاشورا: فهم اصولگرایان و فهم اصلاح طلبان
دسامبر 8, 2011
اصولگرایان:
از حادثه درس اطاعت از ولی را میگیرند و چون ولایت فقیه را همان ولایت رسول الله میدانند برتری اطاعت از رهبر را بر همه موارد دیگر در مجالس سخنرانی آنها گفته می شود.
در عاشورا خیلی از جریان ها با محاسبه عقلی یا حتی با احکام متعارف دینی سازگار نیست و این خود دلیلی است که مهمترین مسأله اطاعت از ولی زمان است و مصلحت سنجی یا نقد تصمیم او جایگاهی ندارد.
اقلیت بودن امام حسین ع و یارانشان نشانه ای است که برای حفظ اسلام باید حق را نگریست و به دنبال جلب اکثریت یا موافقت آنها نبود.
آنها انذار میدهند که اگر مردم ولی را یاری نکنند دشمنان خباثت خود را با جنایت در حق ولی حق و خوبان امت نشان خواهد داد.
فجایع عاشورا برای آنها دردناک است ولی دردناک تر این است که فجایع در حق امام حق انجام شده است.
اصلاح طلبان:
از حادثه عاشورا درس مبارزه با ظلم را میگیرند و چون یزید خلیفه مستقر بوده است به این نتیجه میرسند که اسلامی بودن اسم حکومت و عنوان حاکم مانع نقد او و یا در مواردی مبارزه با او نیست.
جرم امام حسین ع این بود که بیعت نکرد و در نهایت حاضر شد بدون تن دادن به بیعت از جدال کناره بگیرد اما حکومت سفاک اموی میخواست از همه به زور بیعت بگیرد و به کمتر از نابودی مخالف خود راضی نشد پس نتیجه میگیرند حکومت واقعی اسلامی مانند حضرت علی ع باید به مخالف سیاسی خود اجازه فعالیت بدهد و مردم را در موافقت یا مخالفت با خود آزاد بگذارد.
بزرگی فجایع عاشورا برای اهل بیت ع در پیش آنها دردناک است اما بلافاصله به این میرسند که نمی شود از جنایت علیه خوبان نالید اما در برخورد با مخالف ولو مخالف حکومت اسلامی اخلاقی شبیه جانیان از خود نشان داد.
اقلیت بودن یاران امام حسین ع نزد آنها به این علت است که حکومت های جبار با خشونت و فریب اکثریت مردم را ساکت نگه میدارند تا معترضین را اقلیت بنمایند و با آنها برخورد کنند.
اصولگرایان:
مقابله امام ع با حکومت به ظاهر اسلامی را بیربط به شرایط امروز میدانند زیرا که یزید تظاهر به فسق میکرد در حالی که حاکمان امروز حتی از دید مخالفینشان اینگونه نیستند.
آنها حکم قیام امام حسین ع که برای نجات اسلام قیام کردند را با مخافین جمهوری اسلامی که هدفشان در نهایت سکولار کردن حکومت است متفاوت می دانند.
بلکه رهبری و یارانش را در نقش طرف حق در کربلا میبینند که در شرایط استثنایی برای حفظ اسلام مجاز به بسیاری از کارهایی هستند که مصلحت اندیشان و عقل ظاهری از درک آن ناتوانند.
اصلاح طلبان:
قیاس فوق را درست نمیدانند چون حضرت علی ع با مخالفین خود که مخالف اسلام حقیقی بودند هم به مروت و جوانمردی رفتار میکرد و تا وقتی دست به سلاح نمی بردند با آنها مسلحانه برخورد نمی کردند. با خوارج که در زمان جنگ امام با معاویه برای ایشان و حکومتشان مزاحمت ایجاد میکردند تا دست به ناامنی نزدند نجنگیدند و جنگشان هم با لشکر مسلح بود نه مردم بی سلاح
شما چه نظری دارید؟
پ.ن: منظور از اصلاح طلبان منتقدان مسلمان حکومت و منظور از اصولگرایان حامیان حاکمیت فعلی است که برای سادگی و با تسامح به کار برده ام. اینها هم دریافتهای من از طرز فکر ایشان است.

حبذا! حال بسیار کردیم!
نظر آخرتون در مورد اصلاح طلبها خیلی به قضیه ی عاشورا ربط نداره.
چیزی هم که از اطلاح طلبها نقل می کنید مربوط است به طیف خاصی از اطلاح طلبان که اکثریت نیستند.
نظراتی که از فهم اصلاح طلبان کردید بیشتر شبیه حرف سران اصلاح طلب مثل خاتمی و کروبی و میرحسینه. در حالی که بدنه ی فعال اصلاح طلبی خیلی همسو نیست با اون حرفها.
در حالی که بدنه ی اصولگرایی کاملا با گفته های سرانش همسوه.
خیر مقدم آقای فولادگر!
دو نظر آخر از دو طرف به نوعی پاسخ به یکدیگر است. جان کلام در نظر آخر اصلاح طلبان جمع بین سیره امام علی ع و سیره سیداشهدا برای فهم درست عاشوراست.
پیرو پ.ن مطلب کاربرد اصولگرا و اصلاح طلب دقیق و منطبق بر جناح بندی های سیاسی نیست. منظور مقایسه دو نوع برداشت از یک حادثه دینی است. به نظر شما کدام برداشت یا کدام قسمت از برداشت ها صحیح است؟ چرا؟
ۀطف دارید.
اصلاح طلبانی که علاقه به مذهب ( چه نفس مذهب چه کارکردش) دارند عموما تکیه بر آزادی و آزادگی قیام عاشورا دارند.مثل سخنرانی خاتمی در جماران
اصولگرایان در حالی که بیشتر از منظر حکومت دینی به قضیه نگاه می کنند اصلاح طلبان به فراخور احوال و عقایدشان از منظر آزادی و مبارزه با حاکم نگاه می کنند.
اما اصلاح طلبی همواره در عمل نشون داده که علاقه چندانی به آرمان خواهی و افکاری که منتج به جهاد یا تشدید هیجانات مذهبی بشه نداره
طیف گسترده ایشون جنگ هشت ساله رو زیر سوال می برند. طیفی خود انقلاب را زیر سوال می برند.
اصولگرایان بنیه ی قویتری از نظر فهم عاشورا دارند.
در عمل می بینیم موسوی جمعیتی که روز عاشورا اومده بود فقط جهت اینکه از فرصت اجتماع مردم استفاده بکنه و به مذهب توجهی نداشت.( قریب به یقین اکثریتشان عزادار امام حسین نبودند) رو مردم خداجو می خونه.
مخالفت امام حسین درون دینی و برای دین بود. اما بنیان های فکری اصلاح طلبی ریشه از بیرون دین دارد و بیشتر از دین و عاشورا جهت کارکردش استفاده می کند
متاسفانه شما خیلی روی سابقه اسم ها دقت می کنید. در جای خود این کار درستی است ولی منظور بنده تبلیغ اصولگرایی یا اصلاح طلبی نبوده است.
من می خواستم ببینم ما جماعت مذهبی که هر کدام یک برداشتی از این حادثه را داریم که گاهی در صحنه عمل روبروی هم قرار می گیریم چرا به این برداشت مان رسیده ایم. یک جور مباحثه فرضی طرح کرده ام که دلیلها روشن شود.
از ایرادات اصلاح طلبان گفتید و از فهم عمیق اصولگرایان تعریف کردید اما تصریح به نظرتان نکردید.
وقتی اسم اصلاح طلبی و اصولگرایی میاد باید به نقش سیاسی شون توجه بشه.
خیلی کم پیش میاد افراد مذهبی از لحاظ نظری مساله ی عاشورا محل مناقشه شون باشه.
مناقشه در بعد عملی خیلی ربطی به فهم از عاشورا نداره بلکه بیشتر به سلیقه و زاویه سیاسی طرف مربوطه و برای توجیه رفتارش روی یک بعدی از قضیه ی عاشورا تاکید می کنه.
اگر شبکه منافقین رو دیده باشید می بینید که اونها هم راه خودشون رو حسینی میدونن و خیلی روی این قضیه مانور می دین.ماه محرم رو حسابی عزاداری می کنن
سه سوال:
از منظر حکومت دینی حد برخورد با مخالف چیست؟ درون دینی، برون دینی یا منافق
از منظر فرد مسلمان حد مقابله با انحراف حکومت دینی چیست؟
در مقایسه فرد غیردینداری که مظلوم است یا مقابله با ظلم می کند و فرد دینداری که به صورت رویه ظلم می کند، جانب که را بگیریم؟ «مومنان ولی و برادر یکدیگرند» مقدم است یا «دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید»؟